OMID

امیدم را نگیر از من

پرسپولیس اف سی: دیگر سال‌های نرفتن تیم ملی امید ایران به مسابقات تابستانی المپیک از دست‌مان در رفته است و ساده‌اش این است که بگوییم برای ۴ دهه تیم ملی امید ایران موفق به حضور در بزرگ‌ترین جشنواره ورزشی دنیا که هر چهار سال یک‌بار برگزار می‌شود، نشده است.

شاید در دوره‌های گذشته تیم‌های امید ایران در شرایطی پا به رقابت‌های انتخابی می‌گذاشتند که خبری از استرالیا نبود و تیم‌های درجه دو و سه‌ای چون قطر، امارات، چین و سوریه هم به آن میزان قدرت نداشتند تا امروز که خودشان را در لیست مدعیان اصلی برای حضور در المپیک وارد کرده‌اند. از طرف دیگر تیم‌های امید ایران در دوره‌های گذشته به لحاظ داشتن بازیکنان سرشناس وضعیت بهتری داشتند و صدالبته مردم علاقه‌مند به فوتبال، حمایت بهتری را برای رسیدن این تیم به المپیک می‌کردند.

چرا نباید به این تیم امیدوار بود؟

مشکلات حاشیه‌ای کادر فنی با فدراسیون، نبودن ستاره‌ها در تیم، شرایط نامساعد منطقه‌ای و برگزاری بازی‌ها در کشور قطر، همگروهی با قطر میزبان و رقابت با تیم‌هایی چون سوریه و چین مجموعه دلایلی است که می‌توان در جهت هرچه سخت‌تر شدن رسیدن به المپیک نام برد. به اینها اضافه کنید رابطه نه‌چندان مسالمت‌آمیز محمد مایلی‌کهن با کارلوس کی‌روش که این آخری هوس دیدن بازی‌ها را از نزدیک دارد و معلوم نیست حضور کی‌روش در قطر و تماشای بازی‌ها از نزدیک چه تبعاتی برای مجموعه تیم داشته باشد. ضمن اینکه به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، نبود بازیکنانی چون سردار آزمون که در این روزها تبدیل به مهاجمی شش‌دانگ شده است می‌تواند خلأ بزرگی در نوک پیکان تهاجمی تیم امید به وجود بیاورد. اصولا در چنین مسابقاتی که مهاجمان به دلیل شرایط سنی خود، از تجربه بالایی برخوردار نیستند و نمی‌توانند از تمام موقعیت‌ها استفاده لازم را ببرند، حضور سردار می‌توانست خط حمله ایران را با گارانتی بهتری وارد زمین کند. علیرضا جهانبخش را هم فراموش نکنیم که به‌عنوان یک هافبک – مهاجم خلاق و خطرناک می‌توانست هم در قسمت گلزنی و هم در ارسال پاس‌های کوتاه و بلند گل، نقش غیرقابل انکاری را ایفا کند. در این میان از نام سعید عزت‌اللهی هم نمی‌توان گذشت که به تازگی توسط کارلوس کی‌روش برای تیم بزرگسالان به میدان رفته است. به همه اینها اضافه کنید نام نفراتی چون احمد نوراللهی، علیرضا رمضانی و بهنام برزای که به دلایل مختلف فنی و انضباطی از همراهی تیم بازمانده‌اند و به هر حال از قدرت تیم کاسته‌اند.

چرا باید به این تیم امیدوار باشیم

عیبش که بگفتی، هنرش نیز بگو، مثلی است که در این قسمت از مطلب پیش روی شما به کار می‌آید. خوشبختانه از همان روز اولی که محمد خاکپور هدایت تیم را برعهده گرفت این امیدواری برای اهالی فوتبال به وجود آمد که یکی از منضبط ‌ترین تیم‌های رده پایه در فوتبال ایران شکل بگیرد. از محمد خاکپور که در دوران بازیگری خود همواره به‌عنوان فوتبالیستی بااخلاق نام برده می‌شد، این توقع هم می‌رفت که او روی مسائل اخلاقی و انضباطی تاکید ویژه‌ای داشته باشد. محمد خاکپور می‌دانست که دست زدن به تیم یکدستش خطرناک‌ترین کار در فاصله کوتاه به شروع مرحله پایانی انتخابی المپیک می‌تواند باشد، از همین رو به‌عنوان نفر اول فنی تیم از نرسیدن بازیکنانی چون آزمون، جهانبخش و عزت‌اللهی گلایه‌ای نکرد چون می‌دانست این نفرات فقط یکپارچگی تیمش را به هم می‌زنند و نفرات سختی‌کشیده‌اش در طول دوران بلند آماده‌سازی، ضربه روحی بزرگی خواهند خورد. آنها که سابقه بازی فوتبال را دارند می‌دانند اضافه شدن بازیکنانی هرچند ستاره و باتجربه در شرایطی که با تیم تمرین نداشته‌اند و در روند نقشه‌ها و تاکتیک‌های تیمی نبوده‌اند، می‌تواند چه تبعات منفی‌ای برای مجموعه تیم چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ روحی و روانی داشته باشند. نشانه آخر هم اینکه خاکپور از خیر بازیکنی چون احمد نوراللهی گذشت تا به نفرات تیمش ثابت کند آنچه برای او بالاترین ارزش را دارد همانا در خدمت تیم بودن و داشتن عرق برای تیم امید است. شاید در این تیم بازیکنانی چون محمدرضا اخباری یا روزبه چشمی ستاره‌های تیم باشند؛ اما خاکپور و تیم فنی‌اش این مهم را مدنظر قرار داشته‌اند که معنای واقعی تیم را دریابند و ۱۱ سرباز هم‌تراز را برای رسیدن به هدفی مشترک وارد کارزار انتخابی المپیک کنند.

 پویان صفربیگلو/ وب سایت نود




دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد !

Notify of
avatar
wpDiscuz