برانکو یا کی‌روش؟ هر دو مورد!

اول: «خداحافظ برانکو ایوانکوویچ».حتی قبل از آن‌که آخرین بازی ایران در جام جهانی آلمان برگزار شود، با این جمله برای وداع با مردِ کروات نیمکت تیم ملی آماده بودیم. دوران برانکو تمام شده بود تا رئیس وقتِ سازمان تربیت بدنی با پوزخندهایی کنایه‌آمیز به استودیوی برنامه‌های ورزشی برود و انتخاب دادکان برای نیمکت تیم ملی را یک مربی درجه سه خطاب کند. کنایه‌ بزرگ‌تر اما توی جیب‌های زمان بود. زمانی که سپری شد تا آقای رئیس، دیگر جایی در ورزش نداشته باشد و برانکو، یک دهه بعد از ناکامی در آلمان به خانه دومش برگردد. در همه سال‌های بعد از برانکو، در همه سال‌های شکنجه‌شدن به دست مربیان وطنی، فرصتِ مرور دستاوردهای فراموش‌شده این مربی در تیم ملی را داشتیم. آخرین افتخار مهم فوتبال ایران، با قهرمانی تیم او در بازی‌های آسیایی  2002 رقم خورد. دو سال بعد، اگر اخراج ستار زارع در بازی نیمه نهایی با چین نبود، ایران به جای سکوی سوم ، روی سکوی اول جام ملت‌های قرار می‌گرفت. البته که برانکو، سرمربی یکی از پرستاره‌ترین تیم‌های تاریخ فوتبال ایران بود. تیمی که ستاره‌هایش مجال دیده‌شدن به سرمربی‌اش را نمی‌دادند. تیمی که به دستِ ستاره‌هایش کشته شد. ایران بدون برانکو، با قلعه و دایی و قطبی، نه به نیمه‌نهایی جام ملت‌ها رسید و نه به جام جهانی آفریقای جنوبی. برانکو بدون ایران، در چین، کرواسی و عربستان قهرمان شد. او بالاخره به ایران برگشت. با دیسیپلین و تجربه بیشتر. قاطعیت بیشتر. جدی‌تر از همیشه. حالا فقط یک سال بعد از بازگشت او به ایران، برانکو یک مربی اولترامحبوب است. یک مربی که حتی به نظرسنجی بهترین مربیان بعد از انقلابِ در برنامه عادل فردوسی‌پور راه پیدا می‌کند. در برنامه‌ای که مجری‌اش، خالقِ جمله خداحافظی با برانکو بود.

 دوم: کارنامه کارلوس‌ کی‌روش، از نام‌های بزرگی پر است. از فرگوسن و منچستر و رئال، تا تیم ملی پرتغال. او یکی از مربیان بزرگ دنیای فوتبال است. یک تئوریسین درجه یک در فاز دفاعی که تیم‌هایش هرگز به سادگی گل نمی‌خورند. یک مربی مقبول و شناخته‌شده در سطح اول جهان. با این وجود نباید پیوندهای عاطفی مردم با مردی از بلوک شرق اروپا را نادیده گرفت. اگر کی‌روش به عنوان یک مربی بزرگ، به عنوان چهره‌های که خودش را بزرگ‌تر از تشکیلات فوتبال ایران می‌داند(و حق هم دارد) از بالا به فوتبال ایران نگاه می‌کند و قاطعانه به دنبال حل مشکلات متعدد تیم ملی است، برانکو درست در کنار فوتبال ایران قرار می‌گیرد. او نه اهل سرزنش‌کردن بازیکنان پراشتباه تیمش است، نه اهل ایراد گرفتن به امکانات باشگاه و یا عملکرد مدیریت در فصل نقل و انتقالات. زادگاه برانکو، قبل از هر چیز ساختن با شرایط را به او یاد داده و زادگاه کی‌روش، رضایت ندادن به حداقل‌ها را.  سی‌کیو، یکی از دوست‌داشتنی‌ترین تیم‌های ملی ایران را ساخته. تیمی که حتی در مقابل آرژانتین زانو نمی‌زند و برانکو، رهبر ارکستر یکی از بهترین پرسپولیس‌های تاریخ است. تیم منطقی و صبور کی‌روش یا تیمِ هجومی و احساسی پرفسور؟ هر دو مورد. مگر چند مربی بزرگ در این سال‌ها به فوتبال ایران آمده‌اند که به خودمان اجازه بدهیم از بین برانکو و کی‌روش یک نفر را کم‌تر دوست‌ داشته باشیم؟ که در نظرسنجی نود به هر دوی‌شان رای ندهیم؟

 سوم: اشتیاقِ مردم برای رای دادن به کی‌روش و برانکو و رقابت شانه به شانه و میلی‌متری این دو مربی در نزدیک‌ترین نظرسنجی تاریخِ نود، به روشنی نشان می‌دهد که مربیان خارجی، اعتماد هواداران فوتبال در ایران را به دست ‌آورده‌اند. شاید آن‌ها، اصلی‌ترین ستاره‌ این سال‌های فوتبالی باشند که مربیان بومی‌اش مدت‌هاست از دور خارج شده‌اند. فوتبال ایران، فرصت امضای قراردادهای میلیاردی را در اختیار مربیان به روز‌نشده داخلی‌اش قرار می‌دهد تا آن‌ها بدون دستاوردِ فنی قابل توجه و بدون ارائه فوتبال مدرن، مثلِ یک حرفه‌ای حقوق بگیرند. تفاوت‌ها اما در دوشنبه‌شب‌هایی شبیه به این مشخص می‌شوند. وقتی که دو میلیون نفر از طریق امواج پیام کوتاه احساسات‌شان را با کی‌روش و برانکو در میان می‌گذارند تا به نسخه‌های نجات‌بخش فوتبال ایران انگیزه بیشتری برای ادامه سخت‌جانی‌شان بدهند. وقتی که سوالِ نود بی‌جواب می‌ماند. سوالی که اگر یک طرف‌اش به مربیان داخلی ختم می‌شد، در همان ده دقیقه اول به جواب می‌رسید. ایوانکوویچ در آستانه حساس‌ترین هفته‌های لیگ و کی‌روش در آستانه بازی انتخابات، از انرژی مثبتِ این رقابت بهره مند خواهند شد. کی‌روش یا برانکو؟ کی‌روش و برانکو!

محمدحسین عباسی




دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد !

Notify of
avatar
wpDiscuz