100006398

برای تولد صفر ایرانپاک، اسطوره پرسپولیس و فوتبال ایران/ هیولای دل نازک

پرسپولیس اف سی: نام صفر ایرانپاک کمی کمتر از ۱۰ سال پیش و زمانی دوباره سر زبان‌ها افتاد که اسطوره هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر از محله‌های قدیمی اهواز، جایی که متولد شده بود از دنیا رفت.
ایرانپاک آنقدر خوب بود که احتمالا کسی با خواندن رکوردهایش آن ها را باور نخواهد کرد. صاحب رکورد جاودانه ۷ گل در دربی تهران دوم دی ۱۳۲۵ در مسجدسلیمان متولد شد و تا ۱۱ بهمن ۸۷ که در استکهلم مغلوب سرطان لعنتی ریه شد، تاریخ را به دو قسمت قبل و بعد از خودش تقسیم کرد.
اولین قاتل پرسپولیس


مثل همه غول‌های سربرفراشته از جنوب، او هم از تیم‌های پایه شاهین شروع کرد. در مسابقات جوانان اهواز که آن روزها معدن استعدادهای باورنکردنی بود آنقدر درخشید تا خبرش به پایتخت رسید. خودش اما سوم خرداد ۴۷ پیدایش شد. عصر جمعه‌ای که احتمالا باید آن را در تاریخ فوتبال ایران یکی از بهترین جمعه‌ها دانست. پرسپولیس تازه‌ تاسیس با ستاره‌های مکتب شاهین در امجدیه میزبان منتخب اهواز بود. خیلی از بازیکن‌های میزبان هفته قبل در همان ورزشگاه جشن قهرمانی آسیا گرفته بودند. در تیم سرخ‌پوش به جز اکبر افتخاری، همایون بهزادی و حسین کلانی همه بودند. آن طرف اما هیچ نامی نیست؛ البته فقط تا آن روز. حمید سه‌برادران، اسماعیل کشتکار، غلامحسین مظلومی، ایرج سلیمانی و صفر ایرانپاک ستاره‌های تیم منتخب اهواز بودند. پرسپولیس بزرگ در آن دیدار اسیر سرعت و تکنیک عجیب اهوازی‌های شد. شکست سه – دو، اولین باخت تاریخ سرخ‌پوشان، یک گل و یک پاس گل برای صفر ایرانپاک.
کوچ به تهران، آقا صفر می‌درخشد

درخشش در بازی دوستانه امجدیه، برق به چشم میدران پرسپولیس میندازد اما ماجرای کوچ ستاره‌ها به پیکان حضور ایرانپاک در پایتخت را به تاخیر انداخت. سال ۴۹ یک بار با دنیای ورزش مصاحبه‌ای جنجالی می‌کند و از سکونشینی و کم بازی کردن مینالد اما فقط یک سال بعد گل سرسبد تیمش می‌شود. سال ۵۰ با رکورد فوق‌العاده ۱۲ گل آقای گل مشترک (حسین کلانی) می‌شود. درب‌های تیم ملی خیلی زود به رویش باز می‌شود.
سال ۷۲، ستاره جوان ابرتیم ایران در مسابقات جام ملت‌ها می‌شود. همان سال یکی از دو گل ایران در بازی آخر مرحله گروهی مقدماتی المپیک مقابل کره شمالی را می‌زند و تیم ایران را به المپیک می‌فرستد.
۳۱ گل در ۵ دوره رقابت‌های تخت جمشید، تاج بهترین گل‌زن تاریخ این رقابت‌ها را با افتخار روی سر او می‌گذارد.
شکارچی دربی‌ها، استاد گل زدن به حجازی

رکوردش در دربی بی‌نظیر است. هنوز هم بعد از حدود ۵ دهه کسی نزدیک رکوردش نیست. از ۲۸ خرداد ۵۰ تا ۱۸ آذر ۵۶، هفت بار در دربی پایتخت گل زد و از رکورد ۶ گل حسین کلانی گذشت.
برای سرخ‌ها اما یک رکورد دیگر آقا صفر هم شیرین است: ۸ گل به ناصرخان حجازی بهترین گلر تاریخ ایران. در کتاب رکوردهای دربی این شانس برای هرکسی وجود دارد که به رکورد ۷ گل ایرانپاک برسد اما رکورد دوم؟ نه کسی حتی نزدیک او هم نبود.
نکته جالب اینکه ایرانپاک و حجازی که حالا این روزها از بهشت به دربی‌های نه چندان دل‌چسب تهران پوزخند می‌زنند، خارج از زمین رفیق گرمابه و گلستان بودند.
نشریه دنیای ورزش ۱۹ فروردین ۵۱ از قول ایرانپاک نوشت: بازی آخر پرسپولیس و تاج حادثه رخ داد وقتی ما از شربت پیروزی مست بودیم و بچه ها رقص شادی را آغاز کرده بودند ناصر حجازی را دیدم که سخت گریه بازی آخر پرسپولیس و تاج حادثه رخ داد وقتی ما از شربت پیروزی مست بودیم و بچه ها رقص شادی را آغاز کرده بودند ناصر حجازی را دیدم که سخت گریه میکند قلبم فشرده شد بطرفش رفتم در آغوشش گرفتم و چهره نازنینش را بوسیدم . مثل باران اشک میریخت بکلی پیروزی بزرگ تیمم را فراموش کردم دلم آتش گرفته بود به بچه های خودمان نگاه کردم و به ناصر و بی اختیار فریاد کردم نه من این یکی را نمیخواهم.
هیولای دل نازک

هرچقدر داخل زمین بی‌رحم بود، خارج زمین دل‌نازک بود. هفته یازدهم لیگ سال ۵۴ در بازی مقابل سپاهان اخراج شد. فدراسیون وقت او را سه جلسه محروم کرد. آقا گل آن زمان لیگ (۷ گل در ۱۱ هفته) دلش شکست و چند روز از ایران رفت. وقتی برگشت نتوانست تیم ملی را در جام جهانی ۷۴ همراهی کند و رفته رفته از تیم ملی دور شد. دنیای ورزش شب قبل از سفرش به آلمان با او گفت‌وگو می‌کند. ایرانپاک می‌گوید: از یک ناراحتی روحی هم رنج میبردم شاید یک ورزشکارنباید مثل من دل نازک باشد اما چیکار کنم من اینطوریم دست خودم نیست در مسابقه با سپاهان بود که داور برای اولین بار مرا اخراج کرد او معتقد بود که به او ناسزا گفتم اما اشتباه میکرد گزارش او مرا سه هفته محروم کرد و این برای من خیلی دردناک بود اولین بار بود که در یک جنجال به ناصواب گرفتار میشدم این محرومیت و پس از اون بی مهری مربی تیم ملی که نام مرا خط زد خیلی در روحیه من تاثیر گذار بود و دیگر خودم نبودم.
پایان!

سرطان لعنتی ریه سال‌ها اذیتش کرد. مدت‌ها بود از ایران رفته بود و خیلی‌ها اصلا او را یادشان هم نمی‌آمد. بهمن ۸۷ بالاخره مغلوب مرض خانه‌مان سوز شد و رفت پیش خاطرات شیرینش در کتاب تاریخ. از استوکهلم به اهواز منتقل شد. افسانه‌اش همان‌جا که شروع شده بود، به پایان رسید.

90tv.ir




دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد !

Notify of
avatar
wpDiscuz