d0c6dce4d906a23c03fd4ae89b5ac39c

بهترین پرسپولیس یک دهه اخیر: پاداش صبر

باید به همه ی پرسپولیسی هایی که از مغزشان در راهی که باید بهره بردند سلام کرد. همه ی آن هایی که مدیریت ضعیف و وزارت ورزش و دپارتمان داوری و بازیکن را مقصر تشخیص دادند و کادر فنی را گذاشتند ته لیست شان. باید سلام کرد چرا که احمق نبودن به نفع شان شد و به درخشان و بقیه تن ندادند.

پرسپولیس اف سی: خیلی وقت ها آدم مطمئن است به کجا می زند. راه و چاه را می شناسد و خط جاده را می گیرد و می رود تا آخر. گوشت و استخوانش خسته می شود اما خودش نه. کلمات، جملات، طعنه ها و کنایه ها و غرض ورزی ها آزارش که نمی دهد هیچ، دلگرمش هم می کند. کلا خوب است که آدم دلش گرم باشد. خوب است که پشت روزهای بد و بی خاطره، روزهای خوب و روشن را هم ببیند و جاده ی صبوری را تا آخر پیاده نشود. خوب است که مطمئن باشد؛ مثل هواداران پرسپولیس که این فصل کمر خرق عادت را خم کردند و پشت برانکو ماندند. چشم بستند روی چهار بازی و یک امتیاز و ته جدول به امید رویای فردا. دل قوی داشتند که این جری بنگستون ،تادو نیست. دی کارمو و زیاد شعبو و وسلی برازیلیا هم نیست. هر هفته شکست خوردند و هفته بعد خیلی زودتر سر و کله شان پیدا شد و پشتش را گرفتند. مصمم بودند و آن قدر دور و بر تیم شان پلکیدند تا سر آخر جواب بگیرد. پرسپولیس حالا تیم بهتر لیگ است، تراکتور و سیاه جامگان و ملوان را برده و جلوی صبای قلدر دایی و استقلال صدر جدولی مظلومی آن قدر نزده تا گل آخرین ثانیه هایش حس پیروزی بدهد. این پاداش صبر است؛ صبری که پرسپولسی ها قدر و منزلتش را شناخنند. صبری که تلخ است، خیلی هم هست اما میوه های شیرینی دارد. آن ها حالا در پنج بازی آخر لیگ بیش از همه ی تیم ها امتیاز جمع کرده اند، تیم برتر یکی از بهترین دربی های تاریخ بوده اند و برای تغییر هرچیز آماده اند.

پس، باید به همه ی پرسپولیسی هایی که از مغزشان در راهی که باید بهره بردند سلام کرد. همه ی آن هایی که مدیریت ضعیف و وزارت ورزش و دپارتمان داوری و بازیکن را مقصر تشخیص دادند و کادر فنی را گذاشتند ته لیست شان. باید سلام کرد چرا که احمق نبودن به نفع شان شد و به درخشان و بقیه تن ندادند. شبیه پیرمرد نزاری که رو به قبله خوابیده و چند باری هم آن قدر بدحال می شود که آدم سنگینی ملک الموت را در اتاق حس می کند و بعد، یک هو زنده می شود و زندگی می کند. اساسا که این دست اتفاق ها همه جای دنیا (به جز آلمان) آن قدرها طبیعی نیست. در سیسیل ایتالیا اعجوبه ای به نام مائوریتزیو زامپارینی زیست می کند که از ۲۰۰۲ به این سمت رئیس باشگاه فوتبال پالرمو است و با یک تقریب خوب هر فصل بین دو تا سه مربی عوض می کند. در انگلستان، کوین مک دونالد سومین سرمربی استون ویلا از فوریه گذشته تا امروز است. سلهرست پارک کریستال پالاس از اکتبر ۲۰۱۳  تا هفت سرمربی مختلف به خود دیده . ساندرلند خیلی زود و بعد از گذشت چهارماه کلک دیک اددوکات را کنده و لیورپولی ها هم به شکل محیرالعقولی برندن راجرز را با یورگن کلوپ جا به جا کرده اند. در لیگ برتر خودمان هم که بازار رفت و آمد همیشه گرم بوده و سپاهان و ملوان و راه آهن و سیاه جامگان و استقلال اهواز (تا لحظه نگارش این متن) رختکن شان را تکانده اند و سایپا و تراکتورسازی و فولاد هم در لیست انتظارند. این وسط اما پرسپولیسی ها، حتی در بدترین شرایط ممکن، به شایعات هم تن ندادند و یکی دوباری اسامی شبیه افشین قطبی و فرهاد کاظمی را خیلی زودتر از این که فراگیر شوند، رد کردند.

طاهری و رفقا، با همه ی فوتبالی نبودن شان، در دنیای که خلاف چرخش بگردی محکم زمینت می زند خلاف گشتند و آن قدر مصمم قدم به قدم کنار برانکو جلو رفتند تا به خانه برسند. آن ها حالا در بهترین شرایط سال های اخیرشان اند. از دل شکست و از لا به لای کابوس بازگشته اند. صحیح و سالم. آماده به تغییر همه چیز. با رویای قهرمانی کنار هانی و هانا که هر شب مثل برق از سر تک تک شان می گذرد و خواب می شود در بغل شان. صبر،صبر و صبر. تمام چیزی که بعد از کلی سال دوباره به خانه، لباس، اسم و رسم پرسپولیس سر و سامان داده و احترام امروز را برای شان خریده. احساس عاشقیتی که میراث صبر و گذر از حرف های تند و تیز و تمسخر آمیز است و ارزش تمام این ها و بیش ترش را دارد؛ مراقبت از رویا تا هرجا که بشود به این شرط که طرف شبیه هیچ کس دیگر نباشد، همان طور که برانکو نیست. پس، دوباره سلام برانکو ایوانکوویچ و شاید سلام قهرمانی لیگ بعد از هشت سال.

علیرضا ارژنگ‌زاده / تماشاگران امروز




دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد !

Notify of
avatar
wpDiscuz