b1084c32-e1e8-4b21-a05b-80c53cdd2d7a-cb

به بهانه‌ی یک انتخاب: دیر یا زود داشت، اما سوخت و سوز نداشت

پرسپولیس اف سی: “صلاح کار خویش خسروان دانند …”. این اصطلاح در بیستم اردیبهشت‌ماه سال جاری تنها به ذهن اندکی از اهالی فوتبال خطور کرد؛ زمانی‌که استقلال تهران برابر تراکتورسازی تبریز، شکست دور از انتظاری را با نتیجه‌ی چهار بر یک متحمل شد و شاگردان امیر قلعه‌نوئی کورسوی امید خود برای حضور در لیگ قهرمانان آسیا را نیز برای دومین سال متوالی از دست دادند تا فرضیه‌ی پایان دوران سلطه‌ی امیر قلعه‌نوئی بر فوتبال ایران در قامت یک قهرمان بیش از پیش قوت گیرد. این درحالی بود که تصور مجدد ژنرال روی نیمکت آپی‌پوشان پس از دوسال ناکامی مطلق در لیگ خلیج فارس چیزی شبیه یک معجزه بود و این نکته‌ای نبود که از چشمان تیزبین پرافتخارترین مربی تاریخ لیگ برتر پنهان مانده باشد. بنابراین ژنرال بی‌رقیب که آمار او از جاودان می‌سراید، با علم به این نکته که دیگر دستاویزی برای نشستن روی نیمکت استقلال و تکرار قهرمانی‌های نوستالژیک برای او وجود ندارد، به فکر انتخاب گزینه‌ای جدید برای بازگشت به مسیر قهرمانی بود. بی‌شک تحلیل‌های این مربی جاه‌طلب نتیجه‌ای جز باشگاه تراکتورسازی تبریز نداشتند.

شیر خفته‌ی درون ذوب‌آهن اصفهان با یحیی گل‌محمدی ‌بار دیگر زنده شده بود و به روح قهرمانی با چاشنی تیکی‌تاکای ایرانی خو گرفته بود؛ پرسپولیس تهران نیز میوه‌ی ممنوعه‌ای برای امیر بود که با برانکو ایوانکوویچ در فکر یک دگرریسی دوباره در مسیر قهرمانی بود؛ سپاهان اصفهان نیز حتی اگر با حسین فرکی به قهرمانی نمی‌رسید سراغی از گزینه‌ای همچون امیر را که حتی سابقه‌ی دبل کردن در فتح لیگ برتر را داشت، نمی‌گرفت، زیرا طلائی‌پوشان اصفهانی همواره نیم‌نگاهی به درخشش در لیگ قهرمانان آسیا داشته‌اند و ناکامی در رقابت‌های بین‌المللی تنها نقطه‌ی ضعف سرمربی اسبق استقلال تهران در اصفهان، تهران و حتی تیم ملی ایران بوده، هست و احتمالا خواهد بود. نفت تهران از دیگر گزینه‌های قلعه‌نوئی بود که اگر استقلال تهران سرمربی جوان آن‌را به خدمت می‌گرفت، امیر می‌توانست به جانشینی علی‌رضا منصوریان خوش‌بین‌تر از همیشه باشد. دراگان اسکوچیچ که در ملوان بندرانزلی و فولاد خوزستان دست به گریبان با بحران بازیکنان سرباز در لیگ‌های سیزدهم و چهاردهم عملکردی قابل‌تحسین ارائه کرده بود، به مدیران غیرفوتبالی جدید فولاد که فقط چشم به نتایج دارند، امکان هیچ تغییری را در رأس کادرفنی نمی‌داد تا قلعه‌نوئی به حضور در اهواز بیندیشد. در این شرایط بود که امواج تی‌تی‌ها در رادار قلعه‌نوئی موج مثبت را نشان داد و این مربی در آستانه‌ی 52 سالگی باید به پلی به تبریز می‌اندیشید و این پل چیزی جز هموار کردن مسیر نخستین قهرمانی گرگ‌های تبریز در چهاردهمین دوره‌ی لیگ برتر نبود، حتی به قیمت رنگ باختن اندک امید آبی‌پوشان پایتخت به کسب سهمیه‌ی لیگ قهرمانان آسیا (!) بی‌شک امیر قلعه‌نوئی صلاح کار خود را خوب می‌دانست و سعی کرد از دریافت لقب “مررررد” صرف نظر کند و از پشم قهرمانی برباد رفته‌ی تراکتورسازی کلاهی برای خود ببافد؛ هرچه باشد او تجربه‌ی سرمای سوزناک تبریز را به عنوان موفق‌ترین سرمربی تاریخ تراکتورسازی در لیگ برتر داشته است (!)

پی‌نوشت: رفتن پیرمرد دل‌شکسته‌ی پرتغالی که شایسته‌ی مطلق قهرمانی در لیگ چهاردهم بود را کسی باور نداشت. تبریزی‌های عاشق فوتبال که تصمیمات پشت پرده‌ی فوتبال را باور نداشتند و قلعه‌نوئی را وصله‌ی ناجور تیم محبوب‌شان می‌پنداشتند تنها سیزده هفته توانستند مدیریت را برای همکاری با اولیویرا تحت فشار قرار دهند. فراموش نکنید واسیلی گوجای ثانی تبریزی‌ها چگونه در ابتدای این فصل بر روی نیمکت تراکتور ابقا شد و با نتایج نسبتا دور از انتظاری که گرفت چندین بار شایعه‌ی اخراج او بر سر زبان‌ها افتاد. این درحالی بود که سایه‌ی سرد پرافتخارترین سرمربی تاریخ لیگ برتر از ابتدای لیگ پانزدهم بر سر تراکتور و اولیویرا سنگینی می‌کرد و عاقبت کابوس تبریزی‌های رنگ واقعیت گرفت. هرچند نباید فراموش کنیم گویا تونی استعفا داده است …

 کاظم ملک پور دهکردی




دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد !

Notify of
avatar
wpDiscuz