007571f4-1aa0-4af8-bee2-7be08018d245-cb

نگاهی به آهنگ «مستطیل سیاه» و تب داغ سوءاستفاده از هادی نوروزی

پرسپولیس اف سی: مرگ یک ستاره به همان اندازه که عده زیادی را داغدار می‌کند، به بازار خیلی‌ها هم رونق می‌بخشد. مرگ مرتضی پاشایی را یادتان هست؟ در کسری از ثانیه انواع و اقسام محصولات با عکس و اسم او بازار را پرکرد و همین‌طور آهنگ و ترانه بود که از درودیوار به اسم او به زمین می‌بارید. از آن مرحوم، در زمان حیاتش این همه کار منتشر نشده بود که بعد از مرگِ تلخش منتشر شد. حالا انگار نوبت هادی نوروزی است. این‌که یک هفته بعد از درگذشت کاپیتان پرسپولیس خواننده‌ای به نام هادی نوروزی ظهور می‌کند و اولین آهنگش روی سایت‌ها قرار می‌گیرد را شاید بتوان یک اتفاق تصادفی برشمرد. اما با رویش ناگهانی آهنگی با عنوان «مستطیل سیاه» چه باید کرد؟ «مستطیل سیاه» البته برای بزرگداشت نام و یاد کاپیتان مرحوم پرسپولیس ساخته شده که در نگاه اول طبعا حرکت نکوهیده‌ای نیست. اما آنچه ارزش کار را پایین می‌آورد، عجله برای ساخت و انتشار این آهنگ است که به اجرای سردستی آن منجر شده است. با بررسی کیفیت چنین محصولی، آنچه بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آید، فرصت‌طلبی سازندگان اثر است، نه بزرگداشت نام مرحوم هادی نوروزی.

یکی ناداوری کرده

«مستطیل سیاه» با صدای مزدک میرزایی آغاز می‌شود. با گزارش او از گلزنی هادی نوروزی در یکی از بازی‌های پرسپولیس که قرمزها را دو بر یک از حریف پیش می‌اندازد. بعد نوبت صدای پیمان یوسفی است که خاطره یکی دیگر از گل‌های هادی را زنده می‌کند. کم‌کم نوبت به ملودی و آهنگ می‌رسد و خواننده با لالایی وارد کارزار می‌شود: «لالا لالا بخواب آروم، بساط امشبم گریه‌ست/ بخواب از درد تنهاییت که این دنیا نود دقیقه‌ست/ لالا لالا بخواب آروم که این دنیا پرِ درده/ تموم شد اما باز انگار یکی ناداوری کرده/ یکی ناداوری کرده…» وزن ترانه در برخی مصرع‌ها لنگ می‌زند؛ جایی که خواننده مجبور می‌شود « نود دقیقه » را به ضرورتِ وزن « نود دِیقه» بخواند شاید قابل چشم‌پوشی باشد اما سکته وزنی در «یکی رفت و یکی اومد، یکی با مرگ هم‌آغوش شد» اصلا قابل اغماض نیست. حتی یک آشنایی کوچک و ابتدایی با اوزان عروضی کافی است برای دانستن این‌که «هجای کشیده» را نمی‌توان به‌ جای «هجای بلند» استفاده کرد.

خواب بودیم که قلبت ایستاد

از میانه‌های کار، ترانه از فضای پاپ خارج شده و وارد فاز رپ می‌شود. این اتفاق لااقل برای ترانه‌سرا اتفاق خوبی است چون او را از شرّ اوزان عروضی و قافیه‌سازی خلاص می‌کند. حالا وقت تغییر ریتم و احساساتی کردن مخاطب با ادا کردن چکشی کلمات است: «چشمام پُرِ اشکه چشمام/ لبهام پر حرفه انگار/ خواب بودیم همه اون لحظه‌ای که قلبت وایستاد/ اون دستایی که سرده پاشو حرف بزن دیگه/ اه شدی مثه بقیه حسه بدیه/ اشک و سردرده تاریک شده صبحِ پنجشنبه/ تو تعویض شدی ولی کسی جات نبود/ یکی میگه بگو بسه برگرده/ مستطیل سبز دیگه مشکی پوشیده/ نیست انگار عشقی توش دیگه/ خداحافظ رفیق قید دنیا رو زدی ۲۴ابدی/ مرد قرمزپوش از یاد نمیری…» این احتمالا بهترین بخش ترانه است چون نه از ایرادات ادبی موجود در پارتِ قبلی خبری هست و نه از گاف‌ها و مشکلاتی که در قسمت‌های بعدی به آن می‌رسید. در این قسمت تقریبا همه چیز درست اجرا شده و حتی رگه‌هایی از اتفاقات شاعرانه هم در کار دیده می‌شود. مثل «تعویض شدی ولی کسی جات نبود» یا «مستطیل سبز دیگه مشکی پوشیده…»

پیام به تیم‌های عربی

حالا به میانه‌های کار رسیده‌ایم و ناگهان خواننده با یک جمله بحث‌برانگیز به داد و فریاد درمی‌آید: «نیستی و همه تیمای عربی بد میگن پشتت/ من میشم مشتت/ آروم بخواب مرد/ خدایی که تو رو آروم صدات کرد…» بله شاعر تصمیم گرفته جواب حرکت زشت برخی از عرب‌ها در شبکه‌های اجتماعی را هم از همین‌جا برایشان حواله کند و به تسویه‌حساب بپردازد. این در حالی است که توهین‌کنندگان به مرحوم نوروزی، تعدادی کاربر اینترنتی و هواداران منتسب به تیم لخویای قطر بوده‌اند، نه «تیم‌های عربی». حالا باز جای شکرش باقی است که این ترانه به اندازه بیانیه‌های سیاسی و رویارویی‌های ورزشی و حتی شادی بعد از گل مهدی طارمی بازتاب ندارد وگرنه مخاطبان آهنگ، بلافاصله بعد از شنیدنِ آن باید هِد-سِت را زمین می‌گذاشتند و اسلحه‌ها را برمی‌داشتند.

رونمایی از بازیکن جدید پرسپولیس

و اما… با صدای عادل فردوسی‌پور وارد بخش پایانی و فاینالِ آهنگ می‌شویم. صدای عادل، آخرین گلِ عمرِ هادی نوروزی را گزارش می‌کند. توپ زیر تاق دروازه پدیده می‌خورد و عادل تکرار می‌کند «چه گلی… چه گلی…» حالا خواننده رپ دوباره میدان را به دست می‌گیرد تا حرفِ آخر را بزند: «خیلیا دیگه پیش‌مون نیستن/ ولی باید یاد بگیریم قدر اون کسایی که هستنو بدونیم/ سلامت باشه کمال کامیابی‌نیا، بابک حاتمی، محسن بنگر، علیرضا نورمحمد، مهدی کاظمی، همه‌شون…» این‌که شاعر به جای ستاره‌های سرشناس‌تر پرسپولیس از بابک حاتمی و کامیابی‌نیا نام برده برای خودش نکته‌ای است، اما نه به ‌اندازه گاف بزرگی که در آخرین اسم مرتکب شده است. مهدی کاظمی؟! مهدی کاظمی دیگر کیست؟ منظور شاعر احتمالا مهدی طارمی بوده اما ظاهرا در زمان کوتاهی که برای جمع‌ و جور کردن آهنگ صرف شده، هیچ آدم فوتبالی از آن اطراف عبور نکرده تا اشتباه دوستان را متذکر شود. بنابراین نام مهدی کاظمی هم وارد لیست پرسپولیس می‌شود و ترانه با این جمله به پایان می‌رسد: «باید قدر همدیگه رو بدونیم تا موقعی که زنده‌ایم/ میدونی که».

تا موقعی که زنده‌ایم

خواننده و ترانه‌سرای آهنگ «مستطیل سیاه» اصرار دارند تا موقعی که زنده‌ایم قدر همدیگر را بدانیم اما شواهد نشان می‌دهد خودشان قدر ستاره‌های ازدست‌رفته را بعد از مرگ، خیلی بیشتر می‌دانند تا قبل از مرگ. آن‌قدر که بلافاصله بعد از درگذشت هادی نوروزی دست‌به‌کار شده‌اند و حتی وقت‌شان را برای دقت روی ریزه‌کاری‌های ترانه و آهنگ تلف نکرده‌اند. به ‌هر حال در این‌گونه آهنگ‌ها، نانی هست که باید تا تنور داغ است چسبانده شود. اگر زمان گذشت و اشک‌ هواداران خشک شد، دیگر کسی برای این ترانه‌های دم‌دستی، تره هم خرد نمی‌کند. وقتی پای مرحوم به گور سرد برسد ترانه‌سازان مجبور می‌شوند روی پای خودشان بایستند، چون رانتِ سوءاستفاده از احساسات داغ عوام را از دست می‌دهند.

منبع: همشهری ورزشی




دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد !

Notify of
avatar
wpDiscuz