هنوز دلگیر است. وقتی حرف از تیم امید می شود ، بغض گلویش را می فشارد. او غلام پیروانی است که روبروی مان ایستاده. فارغ از باخت سنگینش به پرسپولیس ، او خونسرد است. برای دقایقی با ما همکلام شده و همه چیز از گوشی همیشه بی پاسخ موبایلش آغاز می شود؛« خیلی وقت است که انداختمش دور. از همان شبی که در برنامه ورزش از نگاه دو ، جهانگیر کوثری چند تا خبرنگار کم معرفت را دور خودش جمع کرد و هرچه دلشان خواست به من گفتند. انگار من اصلا فوتبال نمی فهمیدم. از تو کوچه آمده بودم و تیم امید را گرفته بودم. نه اینکه همبا برق و هم فجر ، قهرمان جام حذفی شدم ، با فجر سهمیه آسیایی گرفتم و این همه بازیکن دسته گل ، تحویل تیم ملی دادم. واقعا کاری که با من کردن حقم بود؟»
اما این آیا دلیل خوبی است برای خاموش بودن تلفن همراه؟ او می گوید:« همان روز گوشی ام را کوبیدم به دیوار و داغون شد. بعد از آن هم با اینکه گوشی جدید گرفتم اما حتی خانواده ام هم می دانند خیلی موبایلم را جواب نمی دهم. دیگر از هرچی موبایل است بدم آمده چون نمی خواهم خیلی با کسی حرف بزنم. بله من تیم امید را نابود کرده بودم که آن طوری هرچه خواستند به من گفتند. آقای افشارزاده که هی می گفت مربی خارجی بیاوریم دیدیم آخرش با تیم ما چه کار کرد. »
هنوز او دلگیر است. این قدر ناراحت که با بغض حرف بزند. راستی شاغلام تیم امید را نفرین هم کرده بود؟ تیمی که سرنوشتش در شب حذف ، خیلی تلخ بود و تاسف بار. او می گوید:« نه ، هیچ وقت. وقتی دیم نمی خواهندم ، گفتم خداحافظ و برگشتم خانه اما خیلی برخورد تلخی با من داشتند ، تمام فوتبالم را به هیچ گرفته بودند و داشتند نابودم می کردند. رفتم ایستادم یک گوشه ای تنها و با صدای بلند فریاد زدم ؛ خدایا به حق ابوالفضل (ع) اگر این ها حقی از من ضایع کردند ، بگیر حقم را. راستش اصلا دوست نداشتم تیم امید این طور بشود اما به هر حال بار کج به منزل نمی رسد. ولش کن . خیلی دوست ندارم درباره گذشته حرف بزنم.»
اما حالا حرف زدن از نفت هم خیلی خوشایند نیست. شاغلام را یک هفته قبل حسابی هو کردند و این هفته هم تیمش بازی را به پرسپولیس باخته. او اما درباره باخت به پرسپولیس حرف دیگری دارد؛« ببین پرسپولیس مثل غریقی بود که داشت توی آب دست و پا می زد و می خواست از یک تار برگ برای زنده ماندن استفاده کند. پرسپولیس هم با نتایجی که این هفته ها گرفته بود ، چنین شرایطی داشت. مثل کسی بود که در آب غرق می شود به آب و آتش زود البته به نتیجه رسید.من بعد از بازی هم به همه آنها تبریک گفتم. راستش خیلی دلم برای حمید استیلی می سوخت . او مستحق این شعارها نبود. می خواهم به هواداران بگویم خوب نیست که با یک غوره آدم سردی اش بشود و با یک مویز ، گرمی. »
و حالا نوبت می رسد به اتفاقات آبادان. آنجا چرا این برخورد را با شاغلام کردند؟ او می گوید:« نمی دانم چه اتفاقی افتاد. من کارم را می کنم و تا زمانی که مرا بخواهند ، می مانم . با یک تلفن آمدم و اگر بگویند نباش ، می روم. بعد از بازی با مس هم همین کار را می خواستم بکنم اما مدیران تیم گفتند ، می خواهند بمانم. »
و جمعیتی که شعار می دادند؟ انگار تعداد شان کم بوده؟ او می گوید:« روی هم رفته فقط 17 یا 18 هزار نفر بودند. تقریبا همه جمعیتاین نفت آبادان می تواند به موفقی ورزشگاه. آن هم در مسابقه ای که ما گل نخوردیم. از دقیقه 54 شعارها شروع شد و ادامه داشت. »
ت برسد؟ انگار یکی از مشکلات تیم نداشتن بازیکنان خوب است. او می گوید:« چه کار باید می کردیم؟ روی هر بازیکنی دست گذاشتیم ، گفتند 700 یا 800 میلیون تومان . ما هم که زورمان نمی رسید. با این شرایط فقط یک راه داریم برای موفقیت . اینکه صبور باشیم و منتظر بمانیم تا تیم جا بیفتد.»