شعله های تفرقه، در جهنم فوتبال
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: شعله های تفرقه، در جهنم فوتبال

  1. #1


    محل سکونت
    PersPolisFc.Net - PasdaraN
    نام واقعی
    کوروش رضایی
    شغل و حرفه
    نوازنده
    نوشته ها
    3,440
    تشکر
    651
    تشکر شده 2,249 بار در 952 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    شعله های تفرقه، در جهنم فوتبال

    1– اگر تا همین چند سال پیش هتاکی و بی ادبی تعداد اندکی از تماشاچیان فوتبال در ایران باعث می شد منتقدان گله کنند، گزارشگران از مردم بخواهند که صدای تلویزیون شان را پایین بیاورند و پدران و مادران دلسوز مانع از رفتن فرزندان خودشان به استادیوم ها شوند، امروز خوشبختانه هر یک از این مشکلات به نوعی حل شده است. افزایش شدید و باورنکردنی فحاشی ها در ورزشگاه های فوتبال، منتقدان گله مند را به این نتیجه رساند که تاریخ مصرف لقب قلابی و دروغین «تماشاگرنما» در کشور ما به پایان رسیده است. اگر این اصطلاح در اشاره به جماعت کوچکی ساخته شد که تا یکی، دو دهه قبل فضای استادیوم ها را آلوده می کردند، امروز چگونه می توان از همان واژه برای توضیح دادن رفتار بیش از نیمی از جمعیت حاضر در ورزشگاه های گوناگون استفاده کرد؟ آیا این یک «کمدی» کامل نیست که در ایران تعداد تماشاگرنماها از تماشاگران بیشتر شده است؟! در این میان اهالی تلویزیون هم راه خودشان را پیدا کرده اند؛ قطعا بستن صدای سکوها از مبدا، بهتر از آن است که هر هفته بخواهید از میلیون ها خانواده ایرانی تقاضا کنید صدای گیرنده های شان را کم کنند. برای والدین حساس هم البته «استادیوم» دیگر آن غول هولناک دوست نداشتنی و آن معلم بدهیبت بی ادبی و بد اخلاقی نیست؛ چه اینکه پسربچه های قد و نیم قد این روزگار، کف کوچه و خیابان و گوشه گیم نت محل و حیاط مدرسه شان چنان الفاظی می آموزند و به کار می گیرند که حتی در باور کهنه کار ترین ورزشگاه روهای این مملکت با 40 سال سابقه سکونشینی هم نمی گنجد! حال و احوال «فرهنگ» این روزها چنان رو به وخامت است که در استادیوم های فوتبال، انگار سر دادن هیچ ناسزا و فحش و فضیحتی با کمتر از چند ده هزار شعار دهنده مشتاق، رسمیت پیدا نمی کند؛ گل می خورند، فحش می دهند، مصدوم می شوند، فحش می دهند، بازیکن حریف صدمه می خورد، فحش می دهند، دعوا راه می افتد، فحش می دهند، صدای هواداران مقابل را می شنوند، فحش می دهند و شگفتا از زندگی در زمین و زمانی که در آن، تماشاگران ايراني فوتبال، وقتی تیم شان گل می زند و برنده می شود هم فحش می دهند و البته زشت ترین آنها را هم سر می دهند: شهر ما عروسیه، شهر تو ...!

    2- اگر تک تک جملات محمد مایلی کهن در همه این سال ها غلط بوده باشد، دست کم این یک ادعای او عین واقعیت است: «همه جای دنیا از فوتبال لذت می برند، اما ما در ایران عذاب می کشیم.» اتفاقا این یک جمله مرد همیشه معترض نیاز چندانی هم به مدرک و مستندات آنچناني ندارد؛ سند زنده اش همان هزاران نفری هستند که هر هفته با ولع و اشتیاق برمی خیزند و از سر جهل و نادانی، رکیک ترین الفاظ را نثار قومیت و اصل و نسب مشتی از هموطنان شان می کنند و با رضایت و خرسندی سر جای خودشان می نشینند. آفت مرگباری که متاسفانه طی سال های اخیر مثل خوره به جان ورزشگاه های ما افتاده و هر روز هم شیوع بیشتری پیدا می کند، همین شعارهای تفرقه انگیزی است که اهالی هر شهر، علیه مردمان شهر رقیب سرمی دهند و البته محض احتیاط، مقادیر فراوانی هتک حرمت و بی ادبی هم چاشنی آن می کنند تا شاید بیشتر اثر کند و بهتر باعث جدايي ایرانیان از هم شود. می شود بی تفاوت از کنار این واقعیت عبور کرد و این بحث حساس را هم مثل خیلی از آسیب های مهم اجتماعی، مسکوت و مغفول باقی گذاشت، اما تنها یک سرکشی چند دقیقه ای به هر یک از ورزشگاه های فوتبال در ایران کافی است تا بفهمیم و بدانیم که تقریبا هیچ بی حرمتی و توهینی نیست که تماشاگران ما، به بهانه سخیف برد و باخت، متوجه هموطنان خودشان نکنند. راستی چطور آدم هایی که به شهادت تاریخ معاصر همین کشور، روزگاری نه چندان دور برای هم «جان» می دادند، به جایی رسیده اند که به خاطر بازی های باشگاهی فوتبال شصت و چندم رنکینگ دنیا، چنین بی پروا به جان هم می افتند و در غم و شادی، هموطنان همدرد و همبغض خودشان را به چارمیخ هجو و هزل می کشانند؟

    3- بس است لطفا! همین که سالهاست نابخردانه و غیرمسوولانه تبدیل شده ایم به پیاده نظام های بی اراده بدخواهان و با تمسخر همدیگر، اهداف آنانی را پی می گیریم که از اتحاد و همدلی مان می هراسند، کافی است. همین حالا زهر جوک گویی ها و لطیفه سازی های جاهلانه مان از اقوام دیگر ایرانی، به اندازه کافی ضربه اش را به روح همبستگی و یکپارچگی مالکان این خاک سه هزار ساله زده است و شاید دیگر نیازی نباشد همین سیاست را در استادیوم ها هم دنبال کنیم، آن هم به بهانه «فوتبال»؛ پدیده شگفت انگیزی که چندین دهه است در میان ملل مختلف به دستاویزی برای افزایش اتحاد و یکدلی تبدیل شده، به سهم خودش از شعله های خشم و نفرت كاسته و با جمع کردن محال ترین متضادها، قلب های سنگی را نیز به هم نزدیک کرده است. امروز چطور ما از چنین وسیله ای، بر ضد اهداف ذاتی اش استفاده می کنیم و آن را دستمایه دشمن تراشی از هم قرار می دهیم؟ آیا شرم آور نیست که تهرانی و شیرازی و بوشهری و اهوازی و رشتی و اصفهانی، به همین سادگی علیه فرهنگ و جغرافياي هم فریاد می زنیم، یکدیگر را «عمدا» می رنجانیم و گاهی حتی مقدس ترین ارزش های اجتماعی طرف مقابل را زیر سوال می بریم؟ آیا واقعا راهی وجود ندارد که این حس رقابت را صرفا در سطح رویارویی محترمانه و جوانمردانه دو تیم فوتبال محدود کنیم و به این آسانی چوب حراج بر اتحادی که خون بهای بالایی بابتش پرداخته ایم، نزنیم؟

    4- جنبه ناراحت کننده تر این ماجرا هم بی گمان سکوت مسوولان «گرامی» است. عجبا از مدیران محترمی که تا نیم خط شعار به زیان میز و صندلی شان می شنوند، سریع با کانون هواداران خودشان جلسه های فوق العاده به صرف چلوکباب سلطانی و دوغ و پیاز تشکیل می دهند و همه چیز را دوباره تحت کنترل در می آورند، اما حوصله اش را ندارند برای یک بار هم که شده، بوقچی های نمک پرورده شان را در باشگاه های فرهنگی- ورزشی مربوطه جمع کنند و یادشان بیاورند که رسم «خوش غیرتی» نیست بر میهمان و هم میهن تاختن و آرزوی سوز و گداز داشتن برای هموطن آذری و شمالی و جنوبی که تنها جرمش، هواداری از تیم رقیب ماست. آیا این نیز تقاضای گزافی است از مدیرانی که هر کدام شان در مقابل دوربین های تلویزیون ی، اسوه و عصاره ارزش مداری و اخلاق گرایی جلوه می کنند؟
    کد:
    درد يعني ، سرت به همون سنگي بخوره كه يه عمري به سينت ميزدي !!!

  2. کاربر مقابل از Kurosh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    darbedar (28th August 2011)

  3. #2


    محل سکونت
    خــ ــاکــ....
    نام واقعی
    پژمان
    استاتوس
    ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم...
    بازیکن محبوب
    karim bagheri
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Germany
    نوشته ها
    562
    تشکر
    742
    تشکر شده 500 بار در 209 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    مرسی


  4. #3


    نام واقعی
    Milad
    نوشته ها
    284
    تشکر
    133
    تشکر شده 51 بار در 35 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    حوصله خوندن نداشتم ولی مرسی
    نگاهی عمیق به تقویم سررسیدش / فهمید وقت تفریح سررسیده
    سردرگم تو کوچه سرگردون / کاش میشد خدا قدیمارو برگردوند
    گذشته هایی که تو زمان حال مرده / جوونی که تو چشماش ی فرده سالخرده
    و اون قربانی منم که حالا تقریبا باختم / از آدمای اطرافم اهریمن ساختم
    از پدر مادر هیچ خیری وقتی من نبینم / انتظار داری دیگران رو اهریمن نبینم



  5. #4


    محل سکونت
    PersPolisFc.Net - PasdaraN
    نام واقعی
    کوروش رضایی
    شغل و حرفه
    نوازنده
    نوشته ها
    3,440
    تشکر
    651
    تشکر شده 2,249 بار در 952 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    خیلی جالبی میلاد!
    کد:
    درد يعني ، سرت به همون سنگي بخوره كه يه عمري به سينت ميزدي !!!

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا