دفتر >>>عشق<<< پرسپوليس fc
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

موضوع: دفتر >>>عشق<<< پرسپوليس fc

  1. #1


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    دفتر >>>عشق<<< پرسپوليس fc

    هر جا كه سفر كردم ، تو همسفرم بودی

    وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی

    با هر كه سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنيدم

    بر هر كه نظر كردم ، تو در نظرم بودی

    در خنده ی من چو گل ، در كنج لبم خفتی

    در گريه ی من چو اشك، در چشم ترم بودی

    در صبحگاه عشرت ، همدوش تو ميرفتم

    در شامگاه غربت، بالين سرم بودی

    آ واز چو می خواندم، سوز تو به سازم بود

    پرواز چو ميكردم، تو بال و پرم بودی

    هرگز دل من بر تو، يار دگری نگزيد

    گر خواست كه بگزيند ، يار دگرم بودی


    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  2. کاربر مقابل از Love null عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    hamid125125125 (23rd June 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دلم تنگ است، نميدانم ز تنهايي پناه آرم كدامين سوی .

    پريشان حالم و بي تاب مي گريم و قلبم بي امان محتاج مهر توست .

    نميدانی چه غمگين رهسپار لحظه های بی قرارم من به دنبال تو همچون كودكی هستم ومعصومانه می جويم پناه شانه هايت را كه شايد اندكی آرام گيرد دل.

    دلم تنگ است وتنهايي به لب می آورد جانم بيا تا با تو گويم از هياهوی غريب دل كه بی پروا تلنگر ميزند بر من و می گويد به من نزديك نزديكی به دنبال تو ميگردم ، به سويت پيش می آيم ، چه شيرين است پر از احساس يك خوشبختی نابم

    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  4. کاربر مقابل از Love null عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    hamid125125125 (23rd June 2012)

  5. #3


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه
    نمي توانستند از هم جدا باشند ، با خواندن يک جمله معروفاز هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروفويليام شکسپير بر مي خورند: عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت،مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده !نظر شما دوستان چیه؟به نظر من این جور آدم ها به احتمال 99% کفتر بازن!
    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  6. کاربر مقابل از Love null عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    hamid125125125 (23rd June 2012)

  7. #4


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت
    حقیقت تلخ است نه به تلخی انتظار
    انتظار سخت است نه سختی جدایی
    امیدوارم که تونسته باشم این دوری طولانی مدت رو براتون جبران کرده باشم
    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  8. #5


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    به نام خدایی که غفور است و رحیم زندگی بی تو عذابی است وخیم تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .
    تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من
    تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.
    تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .
    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  9. کاربر مقابل از Love null عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    hamid125125125 (23rd June 2012)

  10. #6


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    به نام آنکه هم یاد است و هم یادگار ٬ نازش میدارم تا لحضه ی دیدار.
    ای کسانیکه تابوت مرا به دوش می کشید بر روی تابوتم پارچه ی سیاهی بکشید تا همگان بدانند که در این دنیا سیاه بخت بودم.
    چشمهایم را باز بگذارید تا همگان بدانند که چشم انتظار بوده ام.
    دستهایم را باز بگذارید تا همگان بدانند که آرزو به دل از این دنیا رفتم.
    تکه یخی بر روی قلبم بگذارید تا با اولین تابش خورشید ٬ عشق را بنگرم.
    بگویید دو دستها و پاهای مرا ببندند تا همگان بدانند که:
    که اسیر بوده ام.
    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  11. #7


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    غروب دوستی رنگش طلاییست گر چه آخرش رنج و جداییست.

    گر شبی مست به آغوش من افتی آن قدر بر لبت بوسه زنم کز نفس افتی

    تنهاراه برای نمردن وزندگی راساختن عشق است بهترین راه برای پایان هرعشق مرگ است.

    دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم روشنی بخشم به عشقم، خودم تنها بسوزم .

    تو تنهاآتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد فراموشم مکن ، فراموشت نخواهم کرد .

    شادی ندارد آنکه ندار د به دل غمی آن را که نیست عالم غم ، نیست عالمی.

    چقد اسمت رو نوشتم رو تخته و سنگ؟ چقد کشته منو، اون دو تا چشمای قشنگ.

    شب خوابید و از گریه بیدارم هنوز گر چه رفتی از برم، مشتاق دیدارم هنوز.

    از آن آتش که درجان من است دودی ازسرم خیزد ازآن غم که به دل دارم فغان ازپیکرم خیزد.

    تودرمن آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد به گلزارم گلی هستی که فراموشت نخواهم کرد.

    چه قبولم کنی و چه بگی نمی پذ یر م آ نقد ر دیوونتم من که بازم واست میمیرم.

    ای دل چه کنم که فلک کرده تورااز من جدا از کدام باغ گلی چینم که دهد بوی تو را.
    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  12. #8


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    راز عشق در آن است که به یکدیگر سخت نگیریم . عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است. راز عشق در آن است که در سکوت دست یکدیگر را بگیریم.کم کم یاد میگیریم که بدون کلام رابطه برقرار کنیم.
    راز عشق در مراعات حال دیگریست.هر قدر ملاحظه ی حال دیگران را میکنی ، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن.
    راز عشق در آن است که به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید و از او قدرت و ارامش دریافت کنید، اما نه با اصرار.!
    راز عشق در آن است که حقیقت اصلی عشق (یعنی تفکر) را از یاد نبری ، آیا یک رابطه ی دراز مدت مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست؟
    راز عشق در آن است که به عشق ،بیشتر از یکدیگر احترام بزارید، زیرا عشق هدیه ی ازلی خداوند است.
    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  13. #9


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    یک بار خواب دیدن تو… به تمام عمر میارزد پس نگو… نگو که رویای دور از دسترس، خوش نیست… قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولی دل دریایست… تاب و توانش بیش از اینهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد...
    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  14. کاربر مقابل از Love null عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    #Navid# (23rd June 2012)

  15. #10


    محل سکونت
    lankaran
    نام واقعی
    TAYMAZ
    شغل و حرفه
    كامپيوتر
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Portugal
    نوشته ها
    476
    تشکر
    126
    تشکر شده 521 بار در 201 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دخترک عاشق

    دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد… پسر قدبلند بود،
    صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست
    احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می
    داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک
    سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را
    یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را
    به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با
    دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و
    چشمان درشت را دوست خواهد داشت. دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و
    وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.





    در نوزده سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و
    پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که
    همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها
    حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود
    نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
    روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت.
    به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده
    بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که
    پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را
    کوتاه نکرد. دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه
    پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا
    کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا
    رسیده بود. دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر
    پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و
    تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج
    پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و
    داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد. زندگی ادامه داشت.
    دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد.
    شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می
    کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد. ده سال
    بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و
    در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار
    می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت… شبی در باشگاهی، پسر را
    مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس
    اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر
    با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید. زن پنجاه و
    پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر
    با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو
    برابر آن پول و بیست درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد
    کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟ پسر برای مدت
    طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد. چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج
    کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت. مدتی
    بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک
    ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش،
    پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن
    را برای من نگهدارید؟ پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد. مرد
    هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک
    ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره
    چیست؟ مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را
    از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
    پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟ پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟ کاغذ به زمین
    افتاد. رویش نوشته شده بود:معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که
    بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد
    .
    این هم از یک عمر مستی کردنم
    باز هم شبنم پرستی کردنم
    این دل دیوانه مستی می کند
    باز هم شبنم پرستی می کند
    دام هر کس کی شود آهوی دشت
    ای دل دیوانه دیدی برنگشت
    بعد از این زهر جدایی را بخور
    چوب عمری بی وفایی را بخور
    من که گفتم ای دل بی بند و بار
    عشق یعنی رنج یعنی انتظار
    عشق خونت را دواتت می کند
    شاه باشی عشق ماتت می کند
    آه عجب کاری به دستم داد دل

    هم شکست و هم شکستم داد دل




  16. کاربر مقابل از Love null عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    #Navid# (23rd June 2012)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا