طنز نوشته های فیسبوک
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: طنز نوشته های فیسبوک

  1. #1


    محل سکونت
    بلند اسمان جایگاه من است
    نام واقعی
    R@MiN
    استاتوس
    چقدر زود دیر میشود
    شغل و حرفه
    کارم رنگه تخصصم موبایل فوتبال
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    4,836
    تشکر
    18,749
    تشکر شده 16,554 بار در 3,918 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 59 تاپیک

    طنز نوشته های فیسبوک

    ) من نمی دونم این چه مرضیه که تا ساعت رند نشه آدم نمی تونه درس خوندنو شروع کنه.

    ۲) روزی رو می بینم که داریم سنگ می خوریم یهو یک تیکه نون سنگک میره زیر دندونمون.


    ۳) دیروز دو ساعت درس خوندم بیهوش شدم… می ترسم تو امتحانات برم تو کما!


    ۴) فی الواقع من از سوسک نمی ترسم! مسئله اینجاست، سوسکی رو که صبح دیدم؛ ناپدید شده


    ۵) سیب از درخت افتاد و نیوتن کشف شد!


    ۶) دختران بی تقصیرند، این روزها آدم نمی بینند تا برایش حوا شوند.


    ۷) تمام چیزهای خواستنی توی دنیا یا غیرقانونین، یا گرونن، یا چاق کنندن یا متاهل!


    ۸) صرفاً برای اینکه بعد از خوابیدن من یکی چراغو خاموش کنه، هر آن ممکنه ازدواج کنم…!


    ۹) قدرت بوگاتی ۱۰۰۱ اسب بخاره، قدرت پراید ۶۳ الاغ بی بخار!


    ۱۰) زیر دوش به کاشی های حموم خیره می شی، غذاتو سرد می خوری، ناهارها نصفه شب، صبح ها؛ شام!

    لباس هات یه جوریه انگار بهت نمیان

    ساعت ها به یه آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگو حفظ نمی شی!

    شب ها تا صبح بیداری و فکر می کنی…

    تنهایی از تو آدمی می سازه که دیگه شبیه آدم نیست…


    ۱۱) چنگیز خان مغول و هیتلر دوتاشون با هم به اندازه پراید آدم نکشتن!


    ۱۲) خواهرم اس ام اس داده «ش م خ د»

    هر کاری کردم نتونستم بخونم. زنگ زدم می گم چی نوشتی؟ میگه واقعا متاسفم برات که نتونستی بخونیش، نوشتم: شام مهمونیم خونه داداش!
    فکر کنم باید ۳۷ واحد کلاس رمزنگاری و رمزگشایی واسه ادامه زندگی با خانواده ام پاس کنم


    ۱۳) من توی هفت آسمون یه ستاره داشتم…
    راه شیری رو که می خواستن احداث کنن، افتاد تو طرح.
    هیچی دیگه! الان هم در خدمت شماییم!


    ۱۴) اومدم تو مجلس ختم به فامیلمون تو پذیرایی کردن کمک کنم،
    یارو دوتا خرما برداشته برگشته می گه:

    یه فاتحه هم به حال زار خودت می خونم


    ۱۵) یه گلدون می خری ۱۰۰ هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری، به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب می شه!
    اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درخته می شه


    ۱۶) یه تی شرت خریدم رفتم این چاپ فلکسی ها دادم روش بنویسن «از من نپرسید کِی درسم تموم می شه»
    تو مهمونی های خانوادگی می پوشم اعصابم خیلی آروم شده!


    ۱۷) امروز یه احساس خیلی بدی بهم دست داد؛
    ولی من بهش دست ندادم…!

    خلاصه تو جمع کلی ضایش کردم


    ۱۸) بعضی از این پشه ها هم هستن، انگاری اگزوز زنبوری قورت دادن. موقع خواب صدای موتور سنگین میدن توی اتاق


    ۱۹) چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من… پیشی من… و موشی و از این کلمه ها طرف خوشش میاد… اما اگه بگن حیوون عصبی می شه؟! مگه جفتشون یکی نیستن؟


    ۲۰) هنوز متروی استاد معین خیسه… بوی شمال میده… تو مترو هنوزم کلوچه می فروشن…


    ۲۱) دیشب داداشم تو خواب هذیون می گفت و جیغ می کشید… رفتم تو اتاق می بینم بابام بالاسرشه. می گم خب بیدارش کن! می گه بذار کابوسشو ببینه، اینهمه پول دی وی دی میده فیلم ترسناک می گیره بذار سه بعدیشم ببینه!


    ۲۲) از وقتی مدرکمو گرفتم مامانم در طول روز فقط یه بار مهندس صدام می کنه. اونم شبا که بهم میگه مهندس بو گند خفمون کرد این آشغالارو بذار دم در.


    ۲۳) الان یه کیبورد باز کردم دارم درستش می کنم

    دخترم سه سالشه اومده کنارم ازم می پرسه: بابا این چیه؟
    می گم: کیبورد.
    می گه: من نبردم!
    می گم: کیبورد!
    می گه: من نبردم


    ۲۴) یه زمان ملت کارشون که با کامپیوتر تموم می شد روی کیبورد و مانیتور و کیس کاور می کشیدن! یعنی در حد رو مبلی پذیرایی!
    این روزا وقت نمی شه بدبختو خاموش کنیم خنک شه.


    ۲۵) به دادشم گفتم لپ تاپمو بده. دو متر کلا از هم فاصله داشتیم. دیدیم نه می تونه پرت کنه نه می تونه سُر بده. آخرش گذاشتش روی یک پتو گفت بکِش از اون ور!


    ۲۶) بعد یه روز تو خیابون راه برم یه ماشین بزنه بهم، منم محل ندم، بلند شم تو خیابون راهمو ادامه بدم! مردم چشاشون گرد بشه.
    حالا شاید سوال پیش بیاد که دکتر چی بود این وسط؟
    اون دیگه به شما ارتباطی نداره، من می خوام تحصیلاتمو ادامه بدم!

    دهانم را بستید پاهایم را به زنجیر کشیدید

    با افکارم چه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. 2 کاربر مقابل از RaMiN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    "Be$t" (24th June 2012), sahba (24th June 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    مشهد
    نام واقعی
    sahba
    شغل و حرفه
    دانشجوي NIIT
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    240
    تشکر
    231
    تشکر شده 132 بار در 70 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    عالي مثل هميشه

  4. کاربر مقابل از sahba عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    RaMiN (24th June 2012)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا