اخر بدشانسی های دوستم
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: اخر بدشانسی های دوستم

  1. #1


    محل سکونت
    بندرعباس
    نام واقعی
    Mohammad
    شغل و حرفه
    پیمانکار طبخ و توزیع غذا
    نوشته ها
    575
    تشکر
    9
    تشکر شده 1,453 بار در 385 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    اخر بدشانسی های دوستم

    بدشانسی یعنی
    تو پارک یه دختر خوشگل دیدم , رفتم تیک زدن , هی گفت نه , من شرایطم به درد دوستی نمیخوره , بالاخره پا داد , یه رب نگذشته بود گشت اومد , مارو بردن منکرات , منم که اینکاره , به سرهنگ گفتم بابا این سرطان داره ,نمی دونه خودش , به من وابسته شده , می خوام آروم براش حل کنم جدا شیم که ضربه نخوره , یارو گفت دختره من سرطان داره بی پدر؟


    بدشانسی یعنی
    رسیدم خونه, دست کردم تو جیبم دیدم گوشیم نیست, کل مسیری که اومده بودم و برگشتم, پیدا نکردم, بش زنگ زدم, کسی جواب نداد,
    گفتم خدایا اگه پیدا بشه یه گوسفند قربونی می کنم
    عصری با گوشی رفیقم زنگ زدم به دلارام, گفتم عزیزم من گوشیم گم شده, اگه اس ام اس زدی . جواب ندادم نگران نشو
    گفت " تو ماشین من جا مونده, تازه پیداش کردم, من که نگران نشدم, ولی نیوشا جون و آتنا جون و نازنین جون یه بند دارن زنگ میزنن و اس ام اس میدن, خیلی نگرانتن,
    گوشیتو میندازم تو سطل کنار در ورودی همون پارک خراب شده ای که آشنا شدیم, دیگم یه من زنگ نزن کثافت ...
    حال من مانده ام و دلارامی که پرید و گوسفندی که باید قربانی کنم ....



    بدشانسی یعنی
    با کلی ذوق و کلی دست و دل بازی یه شارژ 10 تومنی ایرانسل گرفتم, زنگ زد به دلارام, تا وصل شد با صدای جدی گفتم, لطفا شماره مورد نظر را وارد کنید, ستاره 140 ستاره , شماره رو خوندم, تا تموم شد دیدم از اون ور یه نره خری گفت, افزایش اعتبار انجام شد, با تشکر, قط کرد, چند دقیقه بعد دیدم یه شماره غریب اس ام اس داده
    " علی جان دیگه به اون خط اس ام اس و زنگ نزن, دادمش به داداشم این خط جدیدمه "

    بدشانسی یعنی
    مامانینارو با کل فامیل فرستادم شمال, با خیال راحت گفتم از امشب یه شب در میون یا خانوم میارم یا با رفیقام خونه رو مکان می کنم لش بازی, روز اول اومدم خونه, دو دقیقه نگذشته بود دیدم گوشیم زنگ میزنه, برداشتم دیدم مامانمه, میگه دمپاییتو که شوت کردی اون گوشه برو بردار بذار جا کفشی, صد دفه هم بهت گفتم با شلوارک تو خونه نگرد, حتما باید جلو عموتینا آبروی منو میبردی وقتی دارن همه اینجا می بیننت, باباتم یه دوربین گذاشته که در ورودی و نشون میده به ما, یه هفته اینجا همه دارن می بیننت آبرو داری کن ...


    بدشانسی یعنی
    با دلارام و رفیقم و دوست دخترش بیرون بودیم, دو تا مامور بمون گیر دادن, خیلی با اعتماد به نفس گفتم " برو بچه , نذار زنگ بزنم بابام بیاد دهنتون و سرویس کنه"
    ماموره گرخید , گفت مگه بابات چی کارس؟
    اومدم حرف بزنم یهو دلارام گفت " علی باز تو رو خدا چرت نگو , شر میشه مثه سری قبل, آقا این باباش معلم بازنشسته اس , بذارید ما بریم "
    ماموره به اون یکی گفت اون 3 تا رو بذا برن, این شازده رو سوار ماشین کن , بذا باباش بیاد دهنمون و سرویس کنه



    بدشانسی یعنی
    یه پسر عمه دارم خیلی معتقد و پایبند به اصول اخلاقی که کلی هم حرفش تو فامیل خریدار داره , بش زنگ زدم بردمش بیرون بهش شام دادم, یه کادوی خوشگلم براش گرفتم,
    بعد کلی خوش و بش گفتم حامد جان اون قضیه حله دیگه, من خاطرم جمع باشه,
    میگه کدوم قضیه؟
    میگم پریشب, من و دلارام, تو پاساژ آرین, میرداماد دیدی دیگه , بین خودمون بمونه, تو که بابامو میشناسی
    میگه من که شمال بودم علی جان, صب اومدم , ولی اگه همچین قضیه ای هست حتما باید با خانواده در میون بذاری, حالا تو اگه روت نمیشه من امشب میام خونتون با دایی صحبت می کنم

    بدشانسی یعنی
    کلی رو مخ دلارام کار کردم که یه سفر بریم شمال , با رفیقامم هماهنگ کردیم هر کی با دوست دخترش بیاد , روز قرار رفتم دنبالش دیدم کل خانوادش با بار و بندیل وایسادن اونجا , سوار شده قیافه منو دیده , میگه نکنه انتظار داشتی تنها بیام بی حیا؟

    بدشانسی یعنی
    بچه خواهرم رفته تمام عکس های مهمونی های منو ورداشته , صورته منو توش شطرنجی کرده , آورده به مامانمینا نشون میده , مامان بابام هی فحش میدن میگن چه بی حیا شدن جوونا , بچه خواهرم میگه اگه علی یه روزی اینجاها بره چی ؟
    مامانم میگه جفت پاشو میشکنم , بابام میگه جرش میدم ,
    بعد اومده به من میگه فردا میری کارنامه منو از مدرسه میگیری, 2 تا تجدید آوردم گفتن به خودت نمیدیم , به نفع خودته کسی بویی از این قضیه نبره , وگرنه فیلماتو رو می کنم دایی علی ...



    بدشانسی یعنی
    تو مطب دکتر دیدم یه دختر خوشگل نشسته , به رفیقم گفتم فقط ببین چطو مخشو میزنم سه سوت, رفتم از رو پرونده ای که دستش بود اسمو دیدم , گفتم خانوم من انقد دوست داشتم یه دوست دختر داشته باشم اسمش دلارام باشه , گفت باشه , شمارتو بده بدم به مامان بزرگم,
    یهو دیدم یه پیرزنه 90 ساله از تو اتاق دکتر اومد بیرون ,
    رفیقم ضعف کرده بس که خندیده , اومده به دختره میگه ولی من خیلی دوست داشتم یه دوست دختری مثل خود شما داشته باشم , دخترم شماره خودشو بش داد,دختره به منم میگه بابا مال تو که بهتره , مامان بزرگم خونه مجردیم داره





    بدشانسی یعنی
    با دلارام واسه شام رفتیم رستوران , سر مسائل مهم به توافق رسیدیم , دلارام و فرستادم پول شامو حساب کنه , خودم دم در وایسادم , یهو دیدم شاکی اومد بیرون میگه " کثافت , شب جمعه هم بی شب جمعه , دیگه ریختتم نمی خوام ببینم"
    سوار ماشینش شد و رفت
    رفتم به طرف میگم چی گفتی بش آقا ؟
    میگه " هیچی به خدا , فقط گفتم کیف شما ظهر اینجا جا مونده , نمی دونستم این اون خانوم ظهری که باهاتون اومدن نیست که"
    زدم تو سرم اومدم برم بیرون
    میگه " آقا کجا؟ اون خانوم فقط پول شام خودشونو حساب کردن "


    بدشانسی یعنی
    رفتم تو بانک با خوشحالی چک 200 تومنی رو گذاشتم رو میز گفتم داداش اینو نقدش کن , دیدم دختر جلوییم مبلغ چکمو نگاه کرد , با تمسخر یه نگاهی بهم انداخت , دیدم مبلغ چکش 50 میلیونه , گرخیدم
    سریع خودمو جمع کردم گفتم حاج آقا قدیری پرسیدن چک 3 میلیاردیشون و امروز اومدن دنبالش یا نه , دختره گرخید
    منم یه نگاهی با تمسخر بهش انداختم
    با تعجب پرسید " شما با آقای قدیری نسبتی دارید؟ "
    گفتم " علی قدیری , پسرشون هستم , چطور ؟ اسمشون به گوش شما هم رسیده؟ "
    گفت " چه جالب , آخه منم دلارام قدیری , دخترشون هستم "
    دیدم کارمند بانکم میگه " آقای آرزومندی , پدر شما تو حسابشون 6 هزار تومن مونده که ما نبستیم , نمی دونم چرا هی به پسراش چک 200 هزار تومنی میدن "


    بدشانسی یعنی
    رفتم آرایشگاه , صحبت از دوست دختر شد , کلی درد دل کرد , گفتم " منم با یه دختری تو دانشگاه رفیق بودم , دیدم خیلی جدی گرفته , رفته به کل خونوادش گفته , پیچوندمش "
    بحث از دانشگاه شد , گفت کجا می خونی , چی می خونی , اسم دختره چی بود , که یهو دیدم دست منو از پشت بسته به صندلی زنگ زده میگه " مامان اون شارلاتانی که اسم گذاشته بود رو دلارام در رفته بود و گیرش انداختم , تو دلارام و بیار , منم از اینور این گل پسر و میارم محضر آق رضا "
    رو کرد به من گفت من داداش دلارامم , گفتم مگه شما خارج زندگی نمی کردی ؟
    گفت " خارج کجا بود بابا , زندان بودم , تازه فرار کردم
    "

    بدشانسی یعنی
    رفتم تو روم خارجیا یکی و پیدا کنم واسه تمرین زبان , با یه دختره بورکینافاسویی آشنا شدم , بعد یه مدت دیدم خیلی بچه پولداره , زبان و بی خیال شدم , زدم تو کار تیغیدن , هر ماه یه کادوی خفن برام میفرستاد در خونه , عکس شهاب حسینیم فرستاده بودم به جا عکس خودم کلی حال کرده بود ...
    امروز دیدم مسیج زده " علی جون مژده بده , بابام شده سفیر بورکینافاسو تو ایران , تا یه ماه دیگه میایم تهران پیشت عزیزم , بوس بوس "
    الان یه هفته اس خونه رو گذاشتیم واسه فروش ....


    بدشانسی یعنی
    ما یه جا زیر یه پستی یه کامنت دادیم از حقوق همجنس گراها به عنوان یه اقلیت حمایت کردیم , آقا از اون روز هر روز 4 5 تا از این پسرای کت و کلفت با عکسای لختی پختی ما رو اد می کنن , مسیج میزنن " علی جان بیشتر با هم آشنا بشیم عزیزم ؟ چه استیلی مورد علاقته شما ؟ "
    یه عمر با شرافت زندگی کرده بودیما ...



    بدشانسی یعنی
    زنگ زدم به دلارام , تا تلفن و برداشت قطع کردم , اومدم جلو آینه باز کل حرفایی که آماده کرده بودم و یه بار به خودم گفتم , اومدم تکرار گوشیو زدم , تا ورداشت گفتم " ببین دلارام , من امشب مامان بابام میرن , یا شب میای اینجا , یا دیگه نه زنگ میزنی نه اس ام اس میدی و کات , عادت ماهیانه و این حرفام حالیم نمیشه , منتظرم , خدافظ"
    یهو دیدم بابام از اونور خط میگه " قط نکن شازده, اول از مامانت بپرس الان زنگ زده بود گفت تاید بگیرم , پودر ماشینی بگیرم یا دستی , بعدم برو ساکتو جم کن , توام با ما میای , در ضمن خاک تو سرت کنن که به خاطر 100 تومن شارژ ایرانسل اینجوری خودتو بی آبرو کردی "





    بدشانسی یعنی
    از ایستگاه مترو صادقیه تا ایستگاه علم و صنعت رو مغز رفیقم کار کردم که یه کاری و برام انجام بده ,تا راضی شد یه دختر سیریش فال فروشی اومد , خرید رفیقم , تا فال و خوند گفت " علی بی خیال , من که از اولش گفتم انجام نمی دم " و پا شد رفت , فال و ورداشتم دیدم توش نوشته " پیشنهادی به شما می شود از طرف یک گرگ دوست نما , شخصی با قامت بلند , چشمان درشت , مژه های فر , اصلا نپذیرید که تمامش ضرر است "
    فقط مونده بود حافظ تو فال یه نامی هم از علی ببره .
    ....


    بدشانسی یعنی

    یه بار تو عمرمون جلو یه دختر شروع کردیم بوق زدن , خوشگله برسونمت , محل سگم به ما نذاشت
    شب رفتم خونه , بابام میگه سعيد جون سوئیچ و گواهینامتو بده بابا , دادم بش , گواهیناممو با پانچ سوراخ کرده روش با ماژیک نوشته باطل شد , بعد فهمیدم طرف دختر همسایه واحد بغلیمون بوده که دو روزه اومدن اینجا ... ....




    بدشانسی یعنی
    تو همه سوراخای بدنم فستیوال برپا شده که کلیپی که واسه آرش فرستادم از رقص خودم و دوست دخترم تو کلیپ ملودی نشون دادن , کلی شیرینی دادیم به بچه ها و کلی ندید بدید بازی .....
    امروز بابام رفته بوده خونه شوهر عمه ی مادرم که ماهواره دارن , کلیپ و دیده ...
    اس ام اس زده " علی جان صحنه را دیدم , برسم خانه من می دانم و شما و آن خانوم مو فرفری "


    بدشانسی یعنی
    بچه خواهر 4 سالم زنگ زده میگه دایی آقا جونینا شام اومدن اینجا , توام میای دیگه , منم چشام یه برقی زد گفتم نه دایی من فردا امتحان دارم , باید برم خونه , سر راه سری رفتم دنبال دوست دخترم بردمش خونه , تا درو وا کردیم دیدم کل خانواده تو حال وایسادن منتظر من , بچه خواهرم داره به مامانم میگه , " بفرما مامان جون , هی بگو علی من اهل این کارا نیست , گفتم که این جونور و فقط من میشناسم "




    بدشانسی یعنی
    عکس پروفایل جدید دوست دخترمو سیو کردم تو سیستم , یادم رفته بود از دسکتاپ وردارم , مامانم دیده میگه " این کیه ذلیل مرده ؟ "
    میگم " آنجلینا جولیه , بازیگر خارجی "
    میگه " خودتی ,گوگل و وا کن آنجلینارو سرچ کن ببینیم "


    بدشانسی یعنی
    اقدس خانومینا گرین کارت امریکا برنده شدن , از مامانم شنیدم دختر بزرگش از پسرای تپل خوشش میاد , 6 ماه مث خر خوردم , ریده شده تو هیکلم , امروز مامان اومده میگه نامزد کرده , دختر کوچیکشم از پسر باربی خوشش میاد فقط ؛ 3 ماه دیگه هم بیشتر به رفتنشون نمونده ....


    بدشانسی یعنی
    بابا بزرگم از پله ها افتاده پایین , 2 ماه فک می کنه من جمیله دختر کوچیکشم , هر وقت میره دستشویی داد میزنه میگه جمیله بیا منو بشور , هر کی ام میره میگه نه, باید جمیله بیاد ....
    باز شانس آوردم فک نمی کنه زنشم

    بدشانسی یعنی
    به دختره میگم سلام
    میگه من بی اف دارما
    میگم باشه , خوبی؟
    میگه تیریپمون ازدواجه ها , گفته باشم
    ترسیدم یه خوش میگذره بگم دستی دستی یه بچه هم بزارم تو دامنش, سری بای دادم
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟

  2. 5 کاربر مقابل از Zan Zalil عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    amirhossein (25th June 2012), FaRsHaD_8 (25th June 2012), NumBer1 (24th June 2012), RaMiN (25th June 2012), ReD_StaR (25th June 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    زیـــر آســــــمون خـــدا
    نام واقعی
    ♥سوگـــــــــند♥
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    144
    تشکر
    27
    تشکر شده 111 بار در 58 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دمت گرم خیلی باحال بود
    Always And ForEver
    Just

    Vamprie Diaries









مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا