عشقولانه!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: عشقولانه!

  1. #1


    محل سکونت
    اینجا!!!
    نام واقعی
    Nazanin
    استاتوس
    و خدایی که در این نزدیکی ست...
    شغل و حرفه
    د ا ن ِ ش ج و
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,520
    تشکر
    4,596
    تشکر شده 7,517 بار در 2,242 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 12 تاپیک

    عشقولانه!

    وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد .
    به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .
    آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .
    من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد .ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .
    نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم"ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود :" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره

  2. 5 کاربر مقابل از Queen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    be.name.zan10 (7th September 2011), darbedar (7th September 2011), Farzandeiran (7th September 2011), Kurosh (7th September 2011), omid27 (7th September 2011)

  3. #2


    محل سکونت
    PersPolisFc.Net - PasdaraN
    نام واقعی
    کوروش رضایی
    شغل و حرفه
    نوازنده
    نوشته ها
    3,440
    تشکر
    651
    تشکر شده 2,249 بار در 952 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    نازنین خیلی خیلی قشنگ بوود ولی پسر خاله قبلا اینو گذاشته بوود
    کد:
    درد يعني ، سرت به همون سنگي بخوره كه يه عمري به سينت ميزدي !!!

  4. #3


    نام واقعی
    Milad
    نوشته ها
    284
    تشکر
    133
    تشکر شده 51 بار در 35 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    قشنگ بود ولی پسر خاله گذاشته بود . بازم مرسی
    نگاهی عمیق به تقویم سررسیدش / فهمید وقت تفریح سررسیده
    سردرگم تو کوچه سرگردون / کاش میشد خدا قدیمارو برگردوند
    گذشته هایی که تو زمان حال مرده / جوونی که تو چشماش ی فرده سالخرده
    و اون قربانی منم که حالا تقریبا باختم / از آدمای اطرافم اهریمن ساختم
    از پدر مادر هیچ خیری وقتی من نبینم / انتظار داری دیگران رو اهریمن نبینم



  5. #4


    محل سکونت
    اینجا!!!
    نام واقعی
    Nazanin
    استاتوس
    و خدایی که در این نزدیکی ست...
    شغل و حرفه
    د ا ن ِ ش ج و
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,520
    تشکر
    4,596
    تشکر شده 7,517 بار در 2,242 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 12 تاپیک
    خواهش. ولی خوندن دوبارش خالی از لطف نیس!
    ویرایش توسط Queen : 7th September 2011 در ساعت 22:28

  6. #5


    نام واقعی
    Milad
    نوشته ها
    284
    تشکر
    133
    تشکر شده 51 بار در 35 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط queen نمایش پست ها
    خواهش. ولی خوندن دوبارش خالی از لطف نیس!
    آره . دوباره مرسی
    نگاهی عمیق به تقویم سررسیدش / فهمید وقت تفریح سررسیده
    سردرگم تو کوچه سرگردون / کاش میشد خدا قدیمارو برگردوند
    گذشته هایی که تو زمان حال مرده / جوونی که تو چشماش ی فرده سالخرده
    و اون قربانی منم که حالا تقریبا باختم / از آدمای اطرافم اهریمن ساختم
    از پدر مادر هیچ خیری وقتی من نبینم / انتظار داری دیگران رو اهریمن نبینم



  7. #6


    محل سکونت
    رو سر تو !!!
    نام واقعی
    شــ ـ ghـــ ـ ـايــ ـgh
    استاتوس
    the girls are always on top!!!!!
    شغل و حرفه
    نميگمــ تا تو خماريشــ بمونيــــ!!!
    بازیکن محبوب
    daie
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,104
    تشکر
    244
    تشکر شده 513 بار در 188 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    خيلي قشنگ بود عزيز
    نظريه جديد دالتون:عشق در پسرهانه به وجود مي آيد و نه از بين ميرود!!
    [I][SIZE=5]

    من آن گلبرگ مغرورم
    که می میرم ز بی آبی
    ولی با منت و خواری
    پی شبنم نمی گردم
    ...
    ...
    يادمان رفت شقايق دل داغي دارد /شاپرك در بغل شمع چ حالي دارد/


    ....
    يادم باشد حرفي نزنم ك ب كسي بر بخورد...

    نگاهي نكنم ك دل كسي بلرزد...

    راهي نروم ك بيراه باشد ...

    خطي ننويسم ك آزار دهد كسي را ...

    يادم باشد ك روز و روزگار خوش است ...

    همه چيز روبه راه است و خوب .

    تنها ... تنها... دل ما دل نيست

    ......

    کــور باش بانــو !
    نگــاه کــه می کنــی ؛ می گوینــد : نــخ داد ...

    عبــوس بــاش بانــو !
    لبخنــد کــه میزنــی ؛ می گوینــد : پــا داد ...

    لــال بــاش بانــو !
    حــرف کــه می زنــی ؛ می گوینــد : جلــوه فروخــت ...

    زندگــی بــرای تــو راحــت نیســت !

    امــا ... تــو صبــور بــاش بانــو !

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا