«مربی خارجی به درد نمیخورد» این حکم تکراری را دادگاه تکنفره علی پروین خیلی زود صادر کرد. پیش از آنکه حتی فرصتی بیابد برای ترک سکوها یا مجالی بدهد به متهمش برای دفاع. حرفهایت اما آنقدر سنجیده نبود که توجیهمان کند آقای پروین و همان شد جرقهای برای رو آمدن اختلافهایی که زوال را در خاطرمان تداعی میکند. حتما یادت هست این زوال را با وینکو بگوویچ. آن روزها البته نه کمیته فنی بود و نه صندلی برای ریاستات بر آن اما هنوز از یاد نبردهایم که یک نفس میجنگیدی برای پرسپولیس. همین پرسپولیسی که امروز دوباره بر آن میتازی شاید چون سرمربیگریات به اندازه مرد پرتغالی دوام نداشت و شاید هم به دلیلهای دیگری که برایمان غریبه نیست! حرف امروزمان حمایت از مانوئل ژوزه نیست. با اشتباههایش در این شکست تازه هم کاری نداریم که بهخاطرشان توجیهی از او نشنیدیم که اگر توجیهی هم بود شما و باشگاه آن را گذاشتید پیش رویش؛ با تاخیر در انتخاب سرمربی. این شکست تاوان فرصتهایی بود که ساده و گاه هدفمند، از دستشان دادیم و به اندازه ژوزه و بازیکنان، تو هم از آن سهم داری؛ دستکم به اندازه وظیفهای که بر دوش گرفتهای.
ژوزه دیر به پرسپولیس رسید و بدتر اینکه از کمیته فنی همیشه مدعی نه کسی به استقبالش رفت و نه کسی یاریاش کرد. بزرگترین توجیه ژوزه فرصت اندکی است که پیش از فصل داشته و تنها ماندنش در میان این همه شخصیت فنی و فوتبالی که جز در ناکامیها حرفی ندارند برای گفتن. برای او شاید حتی این زمان دو سه هفتهای کافی نبوده تا شرایط آب و هوایی ایرانمان را بپذیرد، چه برسد به بازیکنانی که نقشی در انتخابشان نداشته و فوتبالی که شاید پیش از این هرگز تجربهاش نکرده بود! روز خداحافظیات را به یاد میآوری آقای پروین؟! آن روز هم پرسپولیس در همین ورزشگاه آزادی بازی میکرد، جلوی چشم هزاران هزار سکونشین که حامی تو و تیمات بودند، در نبرد با فجر سپاسی که امروز دوباره پرسپولیس را ناکام گذاشته. آن روز پرسپولیس تو ۴-۲ به همین فجر سپاسی باخت و بهانهای شد برای خداحافظیات. اگر چه از فردای آن روز، همیشه سلام دادن دوباره به فوتبال و نیمکت پرسپولیس را زیر لب مرور میکردی به امید بازگشت. توجیهمان نکردی آقای پروین و درکت نمیکنیم. مدیریت فنیات در پرسپولیس را پذیرفتهایم اما کجا دیدهای مدیر فنی در رسانهها فریاد بکشد و از تیمش انتقاد کند؟ مدیر فنی مدیریت میخواهد. حتی به این اندازه که بیهیچ چشمداشتی سرمربی را فرابخواند و اشکالهای فنیاش را به او گوشزد کند. درکت نمیکنیم آقای پروین و یک پرسش سالها است در ذهنمان معلق مانده و میخواهیم یک بار بپرسیم فرق علی پروین، اسطوره پرسپولیس با منصور پورحیدری و نقش حضورش در استقلال در چیست؟ چگونه میشود که او برای استقلال آرامبخش باشد و تو اهرمی همیشگی برای سقوط پرسپولیس به پرتگاه؟ باورت نکردهایم آقای اسطوره! باور نکردهایم که بهخاطر یک شکست، اینگونه بر پرسپولیس بتازی و خارجیها را تحقیر کنی و گفتههایت ربطی به آن بیانیههای علیه برونو متسو که فراریاش داد، نداشته باشد. نه آقای اسطوره؛ آقای سرمربی؛ دورهات تمام شده دیگر. این پرسپولیس هم جز آرامش و سکوتی گهگاه، خلأ دیگری را در خود ندارد، آرزوی دیگری را هم. برای یک بار هم که شده با پرسپولیس باش. تنها یک بار؛ برای باور کردنت.