اگر ما زور داشتیم (طنز)
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: اگر ما زور داشتیم (طنز)

  1. #1


    محل سکونت
    رشت
    نام واقعی
    آیدین
    شغل و حرفه
    کنکور دادم راحت شدم......
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    2,789
    تشکر
    4,244
    تشکر شده 2,950 بار در 1,236 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    اگر ما زور داشتیم (طنز)

    طنز/ اگر ما زور داشتیم...

    طنز - یکی بود یکی نبود؛غیر از خدا هیچ کس نبود. یک مورچه ای بود در ولایت غربت که روزها می رفت به صحرا و گندم و جو جمع می کرد؛ برای زمستان.

    یک روز که رفته بود برای جمع کردن غلّه؛ یک دانه گندم پیدا کرد و به نیش کشید و حرکت کرد به طرف لانه اش. ناگهان باد وزید و دانه ی گندم را از دست و دهان مورچه گرفت و با خودش برد.
    مورچه به باد گفت:« ای باد؛ تو چقدر زور داری!»
    باد گفت :« پدر آمرزیده؛من اگر زور داشتم که برج های بالای شهر، راهم را سد نمی کردند.»
    مورچه گفت :«ای برج های بالای شهر ؛ شما ها چقدر زور دارید!»
    برج های بالای شهر گفتند:«ما اگر زور داشتیم که نیازی به مجوز شهردار نداشتیم»
    مورچه گفت:«ای شهردار! تو چقدر زور داری!»(منظور غلامحسین کرباسچی است)
    شهردار گفت:«من اگر زور داشتم که قوه قضاییه مرا دستگیر نمی کرد.»
    مورچه:«ای قوه ی قضاییه تو چقدر زور داری!»
    قوه ی قضاییه:«من اگر زور داشتم ،بعضی جراید از من انتقاد نمی کردند.»
    مورچه:«ای جراید، شما چقدر زور دارید؟»
    جراید:«اگر ما زور داشتیم که کاغذمان گیر وزارت ارشاد نبود!»
    مورچه:«ای وزارت ارشاد، تو چقدر زور داری!»
    وزیر ارشاد:«اگر من زور داشتم که محتاج رای اعتماد نمایندگان مجلس نبودم!»
    مورچه:«ای نمایندگان مجلس، شماها چقدر زور دارید!»
    نمایندگان مجلس:«ما اگر زور داشتیم که نیازمند رای مردم نبودیم.»
    مورچه:«ای مردم شماها چقدر زور دارید!»
    مردم گفتند:«ما اگر زور داشتیم بقال به ما جنس نسیه می داد.»
    مورچه گفت :«ای بقال، تو چقدر زور داری!»
    بقال گفت:«اگر من زور داشتم آفتاب ماست های مرا نمی ترشاند.»
    مورچه گفت:«ای آفتاب، تو چقدر زور داری!»
    آفتاب گفت:«من اگر زور داشتم، دختر کد خدا نمی گفت که :تو در نیا که من درآمدم!»
    مورچه گفت:«ای دختر کدخدا تو چقدر زور داری!»
    دختر کد خدا گفت:«اگر من زور داشتم که زن کشاورز نمی شدم.»
    مورچه گفت:«ای کشاورز، تو چقدر زور داری!»
    کشاورز گفت:«من اگر زور داشتم که از ترس تو گندم هایم را توی انبار قایم نمی کردم.»
    مورچه یک کمی رفت تو فکر. بعد نگاهی به بازوهایش کرد. سینه اش را داد جلو و رفت به مزرعه.
    گوش باد را گرفت و پرتش کرد پشت کوه قاف! بعد هم دانه ی گندم اش را بر داشت و برد به لانه اش!
    قصه ما به سر رسید، غلاغه به خونش نرسید.



    منبع: خبرآنلاین



    ·•●★im@n★●•· دارم مدیر ارشد دیکتاتوره

    باوجود اهل معرفت آدمی نباید ناامید شود......


  2. 4 کاربر مقابل از aidin131 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    AnAhItA (26th July 2012), Off (26th July 2012), Queen (26th July 2012), گل آقا (26th July 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    هرجا دلم بخواد
    نام واقعی
    رضا
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    5,073
    تشکر
    2,464
    تشکر شده 3,174 بار در 1,565 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    جالب بید



  4. کاربر مقابل از REZA JOHARCHI عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    aidin131 (26th July 2012)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا