همسر جديد آزيتا حاجیان پس از جدايي از را شريفي نيا
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: همسر جديد آزيتا حاجیان پس از جدايي از را شريفي نيا

  1. #1


    محل سکونت
    كاشان
    نام واقعی
    رسول
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    117
    تشکر
    22
    تشکر شده 216 بار در 57 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    همسر جديد آزيتا حاجیان پس از جدايي از را شريفي نيا


    عبرت نیوز: آزیتا حاجیان (هدی حاجیان) دارای مدرک تحصیلی لیسانس در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر است. وی همسر سابق محمدرضا شریفینیا (بازیگر و برنامه ریز) بود و همچنین مادر مهراوه و ملیکا شریفی نیا (بازیگران) است. او فعالیت هنری خود را از ۱۳۵۴ با نمایش «خورشید خانم آفتاب کن» آغاز کرد.

    از دیگر نمایشهای او میتوان به «بهرام چوبینه»، «ژاندارک»، «نسل آواره»، «نمایش بی کلام»، «دایره گچی قفقازی» و ... اشاره کرد. حاجیان فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم «دزد عروسکها» ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد.


    زندگی خصوصی

    روزگار نو نوشت: آزیتا حاجیان پس از جدایی از محمدرضا شریفی نیا، با محمد کریمی هراتی ازدواج کرد. همسر وی در سال 1356 هم دانشگاهی او در دانشگده هنرهای دراماتیک بوده، ایشان طراح صحنه تئاتر هستند و در یکی از نمایش ها که حاجیان نقش ژاندارک را بر عهده داشت به عنوان طراح صحنه در کنار گروه حضور داشتند.

    ایشان با یکی از دوستان خوب آزیتا حاجیان که هم دانشگاهی بودند ازدواج کرد و به خارج از کشور مهاجرت کرد، اما متاسفانه همسر ایشان بر اثر بیماری از دنیا رفتند و ایشان دوباره چند سال پیش به ایران بازگشتند.


    آقای هراتی علاوه بر اینکه رشته طراحی داخلی را در کانادا خوانده اند، فارغ التحصیل رشته معماری نیز هستند و به طور حرفه ای نقاشی می کنند.

    بخشهایی از سخنان آزیتا حاجیان را که سایت پارسینه آن را تلخیص کرده است بخوانید:

    *متاسفانه الان در سینما دچار جمالگرایی مطلق شدهایم. این کار سینما را کم کم به ورطه نابودی میکشاند.

    * شروع جمالگرایی در فیلم عروس بود که با توفیقی چشمگیر روبرو شد. فکرش را بکنید آن زمان یک نفر بود که فقط و فقط به خاطر زیبایی خانم کریمی 15 بار این فیلم را در سینما به تماشا نشسته بود. من منکر زیبایی ستارههای سینما نیستم اما این دلیل نمیشود آن بازیگری که زیبا نیست به سینما راه پیدا نکند.

    *عاطفه نوری بازیگر بسیار خوبی است و بازیاش در سریال آقای تبریزی خیره کننده بود، یا خانم بادران که بازی قوی او را در فیلم آژانس شیشهای در ذهن داریم. خوب اینها مگر بازیگران بدی بودند؟ نه! اما به خاطر موج جمالگرایی سینما مجبور شدند دست به عملهای زیبایی بزنند تا در سینما بمانند. البته وقتی فیلمهایی مثل جدایی نادر از سیمین ساخته میشود مشخص است که سینما کم کم به سمت جمالگرایی عمقی پیش میرود و این بسیار خوب است.

    * واقعا دیگر انرژی کار کردن ندارم. در ممالک دیگر برای کار فرهنگی مثل تئاتر ارزش زیادی قائلاند و با کسانی که در این حوزه فعالیت میکنند بسیار با احترام برخورد میشود اما متاسفانه در کشور ما اینطور نیست و برای به صحنه بردن هر نمایش باید از صد نفر اجازه بگیری و ناز صد نفر را بخری تا بتوانی کار کنی!

    *دخترم مهراوه در دوران کودکی خیلی بچه آرامی بود و کارهایش را خودش انجام میداد و به اصطلاح از کودکی به نوعی روی پای خودش بود. آنقدر خوب درس میخواند که من از کلاس سوم نمیفهمیدم چه زمانی امتحان دارد، همیشه نمرههایش در اکثر درسها بیست بود و هر وقت هم به مدرسه مراجعه میکردم اولیای مدرسه مرتب از او تمجید میکردند.

    *اما دختر دیگرم ملیکا بر عکس مهراوه، دوران کودکی پرجنبوجوشی داشت و به اصطلاح شیطون بود. در چهارچوب کلاس قرار نمیگرفت و در نتیجه بعضی اوقات با معلمها بحث میکرد. یک بار رفتم مدرسه برای رسیدگی به امور تحصیلی ملیکا که یکی از معلمها داشت از دست او گریه میکرد و میگفت ملیکا سر کلاس از من ایراد میگیرد که: خانم شما دارید شعر را اشتباه میخوانید، چهارچوبهای موجود در مدرسه ملیکا را اذیت میکرد و مدام دوست داشت از این چهارچوبها خارج شود، الان هم که با هم صحبت میکنیم به من میگوید اگر بچهدار شوم خودم بهش درس میدهم.

    *همسرم آقای هراتی در سال 1356 همدانشگاهی من در دانشکده هنرهای دراماتیک بودند، ایشان طراح صحنه تئاتر هستند و در یکی از نمایشها که من نقش ژاندارک را بر عهده داشتم به عنوان طراح صحنه در کنار گروه حضور داشتند. ایشان با یکی از دوستان خوب من که همدانشگاهی ما بود ازدواج کردند و به خارج از کشور مهاجرت کردند، اما متاسفانه همسر ایشان بر اثر بیماری از دنیا رفتند و ایشان دوباره چند سال پیش به ایران بازگشتند. آقای هراتی علاوه بر اینکه رشته طراحی داخلی را در کانادا خواندهاند، فارغالتحصیل رشته معماری نیز هستند و به طور حرفهای نقاشی میکنند.

    * روحیات مهراوه و ملیکا با هم خیلی متفاوت است. بخشی از این تفاوت روحیات به تقسیم ژن برمیگردد، ملیکا یکسری از ژنها را گرفته و مهراوه هم ژنهای دیگری را، نمیتوان گفت که ملیکا یا مهراوه صددرصد به من یا کاملاً به پدرشان شبیه هستند. فکر میکنم این دو هم از من و هم از پدرشان خصوصیاتی در خود دارند و در اصل مخلوطی از ما دو هستند. البته روحیات انسان اکتسابی هم هست، مهراوه در دوره دیگری بزرگ شد، از یکسالگی تا هفتسالگیاش را در شرایط سختتری سپری کرد، اما ملیکا دوره یکسالگی تا هفتسالگیاش را در شرایط آسودهتری گذراند بنابر این شاید ملیکا نسبت به دنیای پیرامونش خیلی احساس امنیت میکند و مهراوه سختیهای دنیا را از همان بچگی تجربه کرده است.

  2. کاربر مقابل از rasool555 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Y♥aLd♥a (2nd February 2013)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا