این روزها سقف برای همه فوتبال دوستان کلمه ای آشنا و حتّی شاید آزاردهنده باشد امّا سقفی که در این مطلب به آن می پردازیم هیچ ارتباطی به قانون من درآوردی سقف قرارداد ندارد.
تا به حال به این نکته دقت کرده اید که چرا سالهاست تنها آرزوی ما رفتن به جام جهانی است،فقط رفتن به جام جهانی نه بیشتر از آن. اتّفاقی که برای ما آرزوست و برای ژاپنی ها و کره ای ها عادت.آنها به کسب مقام فکر می کنند،این است که ژاپن در المپیک اسپانیا را می برد و ما حتّی به المپیک فکر هم نمی توانیم بکنیم. همه این ها یک دلیل دارد چون بازیکنان فوتبال ایران (البّته همراه با مسئولان) سقف آرزوهایشان بسیار کوتاه و محدود است برای حرف خود نمونه بسیار است و البّته شاید یک یا دو استثناء مثل مهدوی کیا و علی دایی،یکی از این نمونه ها علی کریمی است که به گواه همه کارشناسان فوتبال ایران و آسیا یک نابغه بود و شایسته بازی در بزرگترین باشگاه های اروپا،امّا سرنوشت ِ او نهایتا نیمکت نشینی در بایر مونیخ و شالکه بود.



امّا آخرین و شاید بهترین نمونه جواد نکونام است،کاپیتان تیم ملّی ایران که بدون شک بهترین بازیکن اوساسونا بود بعد از 6 سال حضور در این کشور به ایران برگشت تا احتمالا سرنوشتی مشابه آندرانیک تیموریان و فریدون زندی پیدا کند. جواد طی 2 فصل پشت سرهم پیشنهاد ویا رئال را رد کرد تا در اوساسونا بماند،چندین پیشنهاد از فنر باغچه-تیم برتر لیگ ترکیه- را رد کرد تا در لالیگا در اوساسونا بماند امّا چه اتّفاقی افتاد که استقلال توانست او را مجاب به ترک اوساسونا کند؟
دیدگاهی که این روزها مطرح است که پول های بی حساب و کتاب در فوتبال ایران رد و بدل می شود و دکتر دادکان هم به درستی به آن اشاره کردند را کاری نداریم بحث سر این است که نکونام هم مثل همه فوتبالیست های ایرانی سقف آرزوهایش کوتاه بود و محدود به حضور در اروپا فقط و هیچ گاه حاضر نشد ریسک ترک اوساسونا یا حتّی لالیگا را انجام دهد و به تیمی بزرگتر برود که حدّاقل یک فصل برای 6 بازی هم که شده (به فرض حذف در مرحله گروهی) همراه با تیمی مثل فنرباغچه در جام باشگاه های اروپا حضور پیدا کند جای اینکه هر فصل در هفته های پایانی بفهمد فصل بعد در دسته اوّل حضور دارد یا نه! ( به استثناء فصل 12-2011)
هنوز یک سال از مصاحبه جواد در فصل پیش نمی گذرد که گفته بود قطعا در اروپا از فوتبال خداحافظی میکنم. حال نمی دانم استقلال اروپایی محسوب می شود یا آن مصاحبه خیالی بوده است.البّته باز جای شکرش باقی است که او هم مثل دیگران به قطر نرفت تا فوتبالش را کاملا نابود کند.
همین است که آخر راه ایرانی ها اوّل راه ژاپنی هاست که امثال نکونام به ایران بر میگردند و شجاعی و حقیقی به نیمکت نشینی در تیم های درجه 2 اروپایی راضی اند و کاگاوا مطمئنا به زودی مثل پارک ستاره منچستریونایتد،یکی از بزرگترین باشگاه های اروپا می شود چون صرف حضور در اروپا آنها را به آرزوهایشان نمی رساند مثل ما !!!!