*برزن: ریشه تاریخی کلمه زن، بر + زن، زن برتر، زن برتر از مرد
*راهزن: راننده ای که مونث باشد (مثال: راهزن کامیون، راهزن اتوبوس، راهزن وانت، راهزن تاکسی، راهزن موتور، راهزن الاغ)
*ظنین: در متون تاریخی به صورت زنین آمده است، جمع مکسر زن، زنها
*زنجان: سرور، همان زن به شیوه صمیمانه، چیزی که همه مردها مجبورند بگویند
*نازنین: مرد، نا + زن + این (این یارو که زن نیست)، یک نوع فحش رکیک
*مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما باتوجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود:
1. مردی که به حرف زنش گوش می کند.
2. زنی که گوش مردش را می کشد.
3. مردی که گوش زنش گوشواره می کند.
*زنگوله: مرد خرفت، هر مردی یکی از کسانی که زن ها به راحتی گول شان می زنند.
*زنبیل: نیروی امنیتی اجتماعات زنانه، زنی که با بیل دفاع می کند، گاهی در معانی زن کشاورز نیز آمده است.
*زنبور: زنی که به رنگ بور علاقه مند است.
*زندان: (به فتح ز) محل اجتماعات بانوان، ردیف اول کلاس
*زندان انفرادی الکترونیک: پشت میز کامپیوتر حاوی یاهو مسنجر
*غش در معامله: وقتی کسی در معامله ای آنقدر سود یا ضرر کند که از شدت هیجان غش کند
*دیگه زنگ نزن: نقاش ساختمان احساساتی خطاب به نرده آهنی بعد از مالیدن ضدزنگ
*باباکرم: بابا بهت میگم نمیشنوم! – چرا متوجه نیستی!؟
*نوکرم: شنوایی خود را تازه از دست داده ام
*زیاده خواهی: در گویش شمالی، زیاد هست... میخوای؟
*پروپیمان: پیمان پرفشنال، پیمان حرفه ای
*نوکرم: کرمی در کار نیست، هیچ بخششی وجود ندارد.
*هندوانه: مرغ دونده
*Imagin: من یک جن هستم
*کدا خدا: خدا یه اتوکد
*ای لولیان: ای کسانی که توی لوله گیر کردین
*باشگاه: گاهی باش / نروی پیدا نشه
*درگیر: کسی که به در گیر کرده
*مسنجر: کسی که در سن پیری و وقتی موقع بازی می بازد، جر می زند
*مخلص: احمق – بدون مخ
*سیاست های غلط:
ثیاثت – صیاصت – ثیاثط – صیاصط – سیا سط – ثیا ست – صیا ست – سیاثط – سیاثت – صیا سط – ثیاصت – سیاصت – سیاثت – ثیاصط - ...