«فول»: «خطا»
-فول همان ايرانيزه(!) شده كلمه فاول است اما سالهاي سال است كه در فوتبال ما كسي به خطا نميگويد فول. ضمن اينكه خطا هم واژهاي عربي است.
«آوانتاژ»: «فرصت»
-شايد بهتر بود معادلي براي اين اصطلاح كممصرف درنظر گرفته نميشد و گزارشگران اين فرصت را پيدا ميكردند كه به سبك خود بگويند: «داور دستور (يا تشخيص) به ادامه بازي ميده»...
«من تو من»: «نفر به نفر»
-نفر به نفر معادل زيبايي است، به همان زيبايي كه عبارت منتومن به نظر ميآيد و اينگونه به ذهن القا ميشود كه با واژهاي فارسي و نه انگليسي سر و كار داريم.
«لیبیرو» (دو معادل دارد): «دفاع آخر یا مدافع آخر» و «آزاد یار»
-در اين واژهگزيني از لحاظ فني حق مطلب ادا نشده و تعريف ليبرو در آن گنجانده نشده است. چه كسي ميتواند تضمين بدهد كه شنونده وقتي گزارشگر گفت فلاني آزاديار فلان تيم است، نخندد؟
«تکل»: «تک»
-تك در لغتنامه دهخدا به اين شرح توضيح داده شده است: «بريدن، پا سپر کردن کسی را تا سرش بشکند». البته تصديق ميكنيد كه چنين حركتي در فوتبال خطاست و كارت قرمز دارد! شايد هم منظور از تك همان تك و پاتك مربوط به اصطلاحات جنگي است كه اتفاقا هر دوي آنها هم انگليسي هستند.
«بک تکل»: «تک از پشت»
-آيا همه مشكل كلمه مصطلح تكل، حرف آخرش بود؟ حالا چقدر زمان ميبرد تا همه مردم سراسر ايران يا دستكم خود روزنامهنگاران و گزارشگران با ريشه و معناي كلمه «تك» آشنا شوند؟
«ساید تکل»: «تک کناری»
-اصلا اين حس به آدم دست نميدهد كه با يك اصطلاح فوتبالي سر و كار دارد. ضمن اينكه اين اصطلاح و همچنين اصطلاح «اسلایدین تکل»: «تک سرشی» براي اولين بار است كه ميان اهالي فوتبال مطرح ميشود و پيش از اين هيچ كاربردي نداشته است.
«پنالتی ایریا»، «محوطه جریمه»
-علاوه بر اينكه تلفظ «اِريا» غلط نوشته شده است، مشخص نيست فرهنگستانيها از كجا به اين نتيجه رسيدهاند كه جامعه فوتبال از چنين اصطلاحي استفاده ميكند و نيازمند يك جايگزين فارسي براي آن است؟ قدمت محوطه جريمه به اندازه خود فوتبال در ايران است. عليفر، گزارشگر فوتبال، تنها كسي است كه از «محوطه جريمه» استفاده نميكند و به جاي آن واژه خاص خودش يعني «محوطه شانزدهونيم متر» را به كار ميبرد.
«کانو»: «بلم»، «کانوینگ»: «بلمرانی»، «کانوئیست»: «بلمران»، «رفت»: «کلک»، «رفتینگ»: «کلکرانی»، «روئر»: «کرجیران»، «کایاک»: «توتین»، «کایاکینگ»: «توتینرانی»، «کایاکر»: «توتینران»، «سیل بوت»: «قایقبادبانی» و...
-اصطلاحات اينچنيني درد زبان ما نيست و واژههاي مربوط به قايقراني مخاطبان معدودي در جامعه دارد. ضمن اينكه كرجي و بلم به همان اندازه كاياك براي شهروند ايراني غريبه است. نكته جالب در اين ميان اين است كه فرهنگستان ظاهرا فراموش كرده است كه براي رشته كانوپولو معادلي درنظر بگيرد و اگر با همين نگاه بخواهيم براي اين رشته واژهگزيني كنيم، به «بلمپلو» ميرسيم!
«سرفینگ»: «موجسواری»، «سرفر»: «موجسوار»، «سرفبورد»: «تختهموج»، «ویندسرفینگ»: «بادموجسواری»، «ویندسرفر»: «بادموجسوار»،
- اين ربطي به واژهگزيني ندارد و موجسواري ترجمهاي است كه سالهاست براي كلمه سرفينگ به كار ميبريم.
«ست»: «دست»
-خود حداد عادل هم تاييد كرد كه وقتي جوان بوده و واليبال بازي ميكرده، از «دست» به جاي «ست» استفاده ميكرده و كار فرهنگستان در اين زمينه هم تكراري است.
«ستپوینت»: «امتیاز نقرهای»، «مچپوینت»: «امتیاز طلایی»
-حداقل امتياز نقرهاي مفهوم را نميرساند. كسي كه ستپوينت گرفته، ممكن است درنهايت بازنده باشد، اما در اصطلاح پيشنهادي فرهنگستان، اين بازنده به نقره ارزشمند دست يافته است.
«سینگلز»: «مسابقه تکبهتک»
-تاحالا شنيده بوديد كسي از سينگلز استفاده كند؟ تكبهتك هم غيرضروري به نظر ميرسد، چون ما خودمان «مسابقه انفرادي» را داريم.
«دابلز»: «مسابقه دوبهدو»
-دابلز هم هيچوقت مصطلح نبود و معادل فرانسوي آن يعني دوبل مورد استفاده قرار ميگرفت.
«مدال»: «نشان یا مدال»، «مدالیست»: «نشانآور یا مدالآور»
-اين «يا مدال»اش نكته جالبي به نظر ميآيد. گويا فرهنگستان دستكم در همين يك مورد قانع شده است كه از خير جايگزيني يك كلمه مصطلح ميشود گذشت.
«اوپن»: «مسابقه آزاد»
-اين كه اظهر منالشمس است با اين تفاوت كه مسابقات اوپن را در فرانسه هم اوپن ميخوانند. شايد بهتر بود براي گرنداسلم يا رالي و... معادل پيشنهاد ميشد...