تاریخی و باستانی . . .
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: تاریخی و باستانی . . .

  1. #1


    محل سکونت
    PersPolisFc.Net - PasdaraN
    نام واقعی
    کوروش رضایی
    شغل و حرفه
    نوازنده
    نوشته ها
    3,440
    تشکر
    651
    تشکر شده 2,249 بار در 952 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    سوتی تاریخی بانک مرکزی روی یک اسکناس !!

    دوستان هرکی مطلبی در رابطه با تاریخ داره اینجا بزاره ! تشکر کلامی ممنوع !
    ویرایش توسط Kurosh : 24th September 2011 در ساعت 11:30
    کد:
    درد يعني ، سرت به همون سنگي بخوره كه يه عمري به سينت ميزدي !!!

  2. کاربر مقابل از Kurosh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Farzandeiran (26th August 2011)

  3. #2


    محل سکونت
    کارزین
    نام واقعی
    رضا ابراهیمی
    شغل و حرفه
    محصل
    نوشته ها
    243
    تشکر
    28
    تشکر شده 65 بار در 37 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    30 نصیحت کوروش

    1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
    2. قبل از جواب دادن فکر کن
    3. هیچکس را تمسخر مکن
    4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
    5. خود برای خود، زن انتخاب کن
    6. به شرر و دشمنی کسی راضی مشو
    7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
    8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
    9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
    10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
    11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
    12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
    13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
    14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی
    15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
    16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
    17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
    18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
    19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
    20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
    21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
    22. هرگز ترشرو و بدخو مباش
    23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
    24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
    25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
    26. چالاک باش تا هوشیار باشی
    27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
    28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
    29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
    30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند.
    چاکر همه ی تیفوسیها
    ساکن واحد:9
    اتومبیل : زیان قرمز
    وبلاگ خودم واسه تغییر روحیه
    http://homayonebrahimi.blogfa.com/

  4. 4 کاربر مقابل از رضا ابراهیمی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    aliperspolisy (13th September 2011), Farzandeiran (13th September 2011), Queen (13th September 2011), UniQue (13th September 2011)

  5. #3


    محل سکونت
    ...
    نام واقعی
    24 ابدی
    استاتوس
    24 ابدی
    شغل و حرفه
    .
    بازیکن محبوب
    Mahdi Mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | Germany
    نوشته ها
    7,935
    تشکر
    24,878
    تشکر شده 17,577 بار در 6,034 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 52 تاپیک
    ممنون آقارضا....


  6. #4


    محل سکونت
    سرزمين پارس
    نام واقعی
    Farshid
    استاتوس
    تو اضطراب دستاي پر ، آرامش دستاي خالي نيست
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Italy
    نوشته ها
    3,338
    تشکر
    2,978
    تشکر شده 4,257 بار در 1,635 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک
    داداش دمت گرم
    ولي اينا نصيحت هاي زرتشت به پسرشه.
    بازم ممنونم ازت...






    آن ها آزادانه وحشي اند ، ما وحشيانه آزاديم
    من به فاحشه بودن قلب بدن هاي باكره شان ايمان دارم
    من يك تار موي گنديده فرهنگ برهنگي ام را ، با برهنگي فرهنگي شان عوض نخواهم كرد
    و عادت نخواهم كرد به بلاهايي كه سرم مي آيد و به دروغ هايي كه ميشنوم
    آن ها روح ميفروشند و از تن فروشي ماهي هاي آزاد در تنگ بد ميگويند
    زندان مفهوم عميق تري از چهار ميله عمودي دارد؛
    يك در بسته است به دنيايي كه ميداني اگر بخواهي به آن وارد شوي ، نميتواني
    و چه غم انگيز است خواستني كه توانستن نيست!
    من درميان دو آينه روبروي هم ، در دو طرفم، گم نميشوم. تصوير آن ها تا ابد ادامه دارد
    اما راه مستقيم هنوز مقصد دارد...
    و تو از سر ناداني ات به من ميخندي و من براي شفايت گريه ميكنم
    تو من را نميداني. حتي خودم هم شايد خودم را نميدانم، حتي نميدانم كجايم!
    من در اين اتاق هستم يا اين اتاق در ذهن من است
    حتي نميدانم جز كساني هستم كه رفتند اما يادشان هست ، يا كساني كه هستند اما يادشان رفت كه هستند.
    اما ميدانم كه دورم از كساني كه آشنايي شان اتفاق است و جدايي شان سرنوشت...


  7. #5


    محل سکونت
    تهران
    نام واقعی
    اميد
    استاتوس
    عشق، مرگ احساس وظیفه است
    شغل و حرفه
    دانشجو(كامپيوتر-نرم افزار)
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,923
    تشکر
    1,211
    تشکر شده 2,496 بار در 847 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک

    داستانی از ناپلئون ...

    به هنگام اشغال روسیه توسط ناپلئون دسته ای از سربازان وی ، درگیر جنگ شدیدی در یکی از شهر های کوچک آن سرزمین زمستان های بی پایان بودند که ناپلئون به طور تصادفی ، از سربازان خود جدا افتاد .

    گروهی از قزاق های روس، ناپلئون را شناسایی کرده و تا انتهای یک خیابان پیچ در پیچ او را تعقیب کردند . ناپلئون برای نجات جان خود به مغازه ی پوست فروشی ، در انتهای کوچه ی بن بستی پناه برد . او وارد مغازه شد و نفس نفس زنان و التماس کنان فریاد زد : خواهش می کنم جان من در خطر است ، نجاتم دهید . کجا می توانم پنهان شوم ؟

    پوست فروش پاسخ داد عجله کنید . اون گوشه زیر اون پوست ها قایم شوید و ناپلئون را زیر انبوهی از پوست ها پنهان کرد . پس از این کار بلا فاصله قزاق های روسی از راه رسیدند و فریاد زدند : او کجاست ؟ ما دیدیم که وارد این مغازه شد . علی رغم اعتراض پوست فروش قزاق ها تمام مغازه را گشتند ولی او را پیدا نکردند و با نا امیدی از آنجا رفتند. مدتی بعد ناپلئون از زیر پوست ها بیرون خزید و درست در همان لحظه سربازان او از راه رسیدند .

    پوست فروش به طرف ناپلئون برگشت و پرسید : باید ببخشید که از مرد بزرگی چون شما چنین سوالی می کنم اما واقعا می خواستم بدونم که زیر آن پوست ها با اطلاع از این که شاید آخرین لحظات زندگی تان باشد چه احساسی داشتید ؟

    ناپلئون تا حد امکان قامتش را راست کرد و خشمگینانه فریاد کشید : با چه جراتی از من یعنی اپراطور فرانسه چنین سوالی می پرسی؟

    محافظین این مرد گستاخ را بیرون ببرید، چشم هایش را بسته و اعدامش کنید. خود من شخصا فرمان آتش را صادر می کنم .

    سربازان پوست فروش بخت برگشته را به زور بیرون برده و در کنار دیوار با چشم های بسته قرار دادند . مرد بیچاره چیزی نمیدید ولی صدای صف آرایی سربازان و تفنگ های آنان که برای شلیک آماده می شدند را می شنید و به وضوح لرزش زانوان خود را حس می کرد . سپس صدای ناپلئون را شنید که گلویش را صاف کرد و با خونسردی گفت : آماده ….. هدف …..

    با اطمینان از این که لحظاتی دیگر این احساسات را هم نخواهد داشت، احساس عجیبی سراسر وجودش را فرا گرفت و به صورت قطرات اشکی از گونه هایش سرازیر شد. سکوتی طولانی و سپس صدای قدم هایی که به سویش روانه میشد… ناگهان چشم بند او باز شد. او که از تابش یکباره ی آفتاب قدرت دید کاملی نداشت ، در مقابل خود چشمان نافذ ناپلئون را دید که ژرف و پر نفوذ به چشمان او می نگریست.

    سپس ناپلئون به آرامی گفت : حالا فهمیدی که چه احساسی داشتم؟

  8. 2 کاربر مقابل از omid27 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Farzandeiran (21st September 2011), UniQue (24th September 2011)

  9. #6


    محل سکونت
    اميديه
    نام واقعی
    mohadese
    شغل و حرفه
    محصل
    نوشته ها
    83
    تشکر
    91
    تشکر شده 30 بار در 21 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    به كوروش چه خواهيم گفت؟

    به كوروش چه خواهيم گفت گرسربرآرد زخاك؟

    زماپرسد چه شد دين زرتشت پاك؟

    چه شد ملك ايران زمين؟

    كجايند مردان اين سرزمين؟

    چرا حال ايران زمين ناخوش است؟

    چرا دشمنش اين چنين سركش است؟

    چرا ملك تاراج مي شود؟

    جوانمرد بي كار ميشود؟

    بگو كيست اين ناپاك مرد

    كه بر تخت من اين چنين تكيه كرد؟
    خانه دلت را از شیشه بساز ولی به سنگ ها بگو دلم از فولاد است.(دکتر علی شریعتی)

  10. 2 کاربر مقابل از RED-GIRL عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Farzandeiran (12th January 2012), UniQue (22nd September 2011)

  11. #7


    محل سکونت
    سرزمين پارس
    نام واقعی
    Farshid
    استاتوس
    تو اضطراب دستاي پر ، آرامش دستاي خالي نيست
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Italy
    نوشته ها
    3,338
    تشکر
    2,978
    تشکر شده 4,257 بار در 1,635 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک

    وسعت امپراطوري پارسيان ( 500 سال قبل از ميلاد )







    آن ها آزادانه وحشي اند ، ما وحشيانه آزاديم
    من به فاحشه بودن قلب بدن هاي باكره شان ايمان دارم
    من يك تار موي گنديده فرهنگ برهنگي ام را ، با برهنگي فرهنگي شان عوض نخواهم كرد
    و عادت نخواهم كرد به بلاهايي كه سرم مي آيد و به دروغ هايي كه ميشنوم
    آن ها روح ميفروشند و از تن فروشي ماهي هاي آزاد در تنگ بد ميگويند
    زندان مفهوم عميق تري از چهار ميله عمودي دارد؛
    يك در بسته است به دنيايي كه ميداني اگر بخواهي به آن وارد شوي ، نميتواني
    و چه غم انگيز است خواستني كه توانستن نيست!
    من درميان دو آينه روبروي هم ، در دو طرفم، گم نميشوم. تصوير آن ها تا ابد ادامه دارد
    اما راه مستقيم هنوز مقصد دارد...
    و تو از سر ناداني ات به من ميخندي و من براي شفايت گريه ميكنم
    تو من را نميداني. حتي خودم هم شايد خودم را نميدانم، حتي نميدانم كجايم!
    من در اين اتاق هستم يا اين اتاق در ذهن من است
    حتي نميدانم جز كساني هستم كه رفتند اما يادشان هست ، يا كساني كه هستند اما يادشان رفت كه هستند.
    اما ميدانم كه دورم از كساني كه آشنايي شان اتفاق است و جدايي شان سرنوشت...


  12. 3 کاربر مقابل از Farzandeiran عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Kurosh (24th September 2011), RED-GIRL (24th September 2011), UniQue (24th September 2011)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا