فوتبال ملی - میثم بهرامی

1- شاید مشکل از خود رسانههاست. ایراد رسانههاست که آنقدر فوتبالیستهای کمکیفیت را بزرگ کردهاند که حالا نمیتوانند آنها را جمع کنند. از بد روزگار، بازیکنانی که آنقدر کوچک و ناکارآمد شدهاند که از پس اردن هم برنمیآیند، خود را ستونهای این فوتبال میدانند. بازیکنانی که نمایش کسلکنندهشان در لیگ برتر روی اعصاب جامعه راه میرود، آنقدر اعتماد به نفس پیدا کردهاند که فکر میکنند قشری از جامعه از کنار آنها نان می خورند، غافل از اینکه خود آنها هستند که از بیت المال پولهای میلیاردی درمیآورند.
2- بازیکنان تیم ملی، رسانهها را تحریم کردهاند. شاید به این دلیل که میخواهند ثابت کنند اگر آنها حرف نزنند، مردم هم روزنامهها را نمیخرند. این اوج اعتماد به نفسی است که مثل خوره به جان فوتبالیستهای ما افتاده است. یادشان رفته وقتی عابدزاده از فوتبال خداحافظی کرد، تیراژ هیچ روزنامهای کم نشد. یادشان رفته که وقتی ناصر حجازی با آن همه محبوبیتش از استقلال رفت، هیچ روزنامهای تیراژش پایین نیامد. کنار هم قرار دادن فوتبالیستهای فعلی با امثال پروین، حجازی، دایی و عابدزاده، قیاس نابهجایی است، اما حتی روزی که آنها هم فوتبال را کنار گذاشتند، کسی عادت روزنامه خریدن را ترک نکرد. کسی نه روزنامهها را تحریم کرد، نه اخبار ورزشی را.
3- فوتبالیستهای تیم ملی خیلی روی عادل فردوسیپور زوم کردهاند و اخیرا هم در اردوی تیم ملی گفتهاند اگر فوتبال نبود، او باید گزارشگر شطرنج میشد. اولا که گزارش کردن شطرنج هیجان بسیار بیشتری نسبت به گزارش کردن این لیگ دارد. دوما فوتبال نمیتواند نباشد. شاید این فوتبالیستهای بیکیفیت میتوانستند نباشند، اما خود فوتبال نمیتوانست نباشد. مگر اینکه این فوتبالیستها خود را ستونهای فوتبال بدانند و نبود خودشان را برابر با نبود فوتبال فرض کنند! حتی مهدی مهدویکیا هم برای دفاع از فوتبالیستها در مقابل مدالآوران المپیکی، این سوال را پرسیده که «اگر فوتبال نبود، رسانهها چند درصد مخاطبان خود را از دست میدادند؟» سوال، سوال خوبی است! فقط به این شرط که در پاسخ به این سوال، همه جوانب را در نظر بگیریم.
در مورد رسانهها، اگر فوتبال نبود، از همان ابتدا روی رشتههای دیگر زوم میکردند و به ورزشکاران آن رشتهها بها میدادند؛ رشتههایی که بعدها میتوانستند برای ایران مدال المپیک بیاورند. اما فوتبالیستها چه کار میکردند؟ اگر فوتبال نبود، چطور میخواستند ماهی 100 میلیون تومان پول دربیاورند؟ اصلا ماهی 100 میلیون هم نه، چگونه میخواستند ماهی 2 میلیون تومان پول دربیاورند؟ با این سطح سواد، این فوتبالیستها میخواستند در «جامعه بدون فوتبال» چه کاره شوند؟ فوتبالیستهای لیگی که متوسط سوادش زیر دیپلم است، در «جامعه بدون فوتبال» آیا میتوانستند بیشتر از ماهی یک میلیون تومان پول دربیاورند؟ اگر فوتبال نبود، عادل فردوسیپور تمام وقت به عنوان استاد دانشگاه شریف کار میکرد، اما فوتبالیستها میخواستند چه کاره شوند؟ فوتبالیستهای میلیاردی لیگ ایران تا حالا این سوال را از خودشان پرسیدهاند؟ فوتبالیستهای مکتب شاهین، اگر فوتبالیست بودند، حداقل لیسانس هم داشتند. جعفر کاشانی اگر فوتبالیست نمیشد، در وزارت امور خارجه کارش را میکرد و نیازی هم به مزایای فوتبالیست شدن نداشت. اما فوتبالیستهای فعلی، جز فوتبال، آن هم فوتبال بیکیفیت، هیچ کار دیگری بلد نیستند و اگر فوتبال نبود، خدا میدانست چه کاره میشدند.