کانون هوادارانپرسپولیس : حالا سردار مانده و لشکر شکست خورده ای که جناب فرمانده چشم بسته، آن ها را فرستاده وسط میدان مین! حالا داستان «شب های برره» است و «شیر فرهاد» و «کیانوش» و «دشمن فرضی» در تاکتیک های «مدیریت راهبریِ» فردی که سابقه «راهوری» هم دارد، البته! آدمیزاد است دیگر، هزاری هم که بالا و پایینش کنی دست آخر می رسی به این که شیر خام خورده! گاهی از سر بی تجربگی، گاهی از سر غرور و گاهی از سر هزار و یک ابتلای دیگر، راه را که کج می رود هیچ حرف داننده ها را نمی خواند و نمی فهمد و خواب نیست که بیدارش کنیم، خود را به خواب زده!
روزی که رویانیان چشم هایش را بست و سر کیسه را شل کرد، روزی که رویانیان گوش هایش را گرفت و فرمان اختیار در اختیار مشاورانش گذاشت، روزی که رویانیان مغرورانه دم از سی سال سابقه مدیریتی زد و به جای توصیه هایی که باید روی سر می گذاشت ، ترجیح داد حرف های «شیرین» دور و بری ها را حلوا، حلوا کند، روزی بود که «دیروز» می نامندش و «امروزِ» این دیروز، روز حساب است! حالا رویانیان مانده و گردابی که هر لحظه او را فروتر می برد تا «فردا»یی که به چشم خواهیم دید بلعیده شدنش را!
حالا رویانیان مانده و مانوئل ژوزه ای که «استخوان در گلو» شده؛ نه می تواند کنارش بگذارد بابت قرارداد سنگینی که دارد و نه می شود تحمل کرد عدم تاثیرگذاری این پیرمرد پرتغالی را، اینست که سردار مانده و لشکر شکست خورده ای که جناب فرمانده چشم بسته، آن ها را فرستاده وسط میدان مین! حالا داستان «شب های برره» است و «شیر فرهاد» و «کیانوش» و «دشمن فرضی» در تاکتیک های «مدیریت راهبریِ» فردی که سابقه «راهوری» هم دارد، البته!
برای کسی که نصایح فوتبال بلدها، حکم مهاجم در آفساید مانده را داشته و دارد برایش و سرمربی به بازیکنی می ماند که حالا از جناب ایشان «کارت زرد» دریافت کرده، فقط می توان نوشت؛ به زودی «کارت قرمز» خواهی گرفت آقای رویانیان، به زودی!