لوکاس پودولسکی اولین خرید تابستانی توپچی ها بود که با 11 میلیون پوند از کولن آلمان به توپچی ها پیوست. او خیلی سریع توانست در تیم جا بیفتد و تاکنون 3 گل برای آرسنال به ثمر رسانده است.

پودولسکی شخصیت بسیار محبوبی در کولن است و لقب "شاهزادی پولدی" را به او داده اند. او دو دوره را در این تیم سپری کرد تا اینکه به آرسنال آمد و اکنون آماده است تا برای هدفش بجنگد.

چالش جدید...
شما به باشگاه و لیگ جدید می آیید و هرگز نمی دانید چگونه آغاز خواهید کرد و یا تیم چگونه بازی می کند. سبک فوتبالی اینجا، سبک مورد علاقه من است. پاس های یک ضرب و دو ضرب، پاسکاری سریع و حملات برق آسا.... اما من فقط 6 بازی کرده ام. هنوز زود است که بگوییم: "پودولسکی قهرمان است، بهترین بازیکن است و آرسنال عالی است". من این را دوست ندارم. پس از 20 بازی اگر 6 دیدار را شکست خورده باشیم ، همه خواهند گفت : "آرسنال بی ارزش است، پودولسکی افتضاح است". باید صبر کنیم. اکنون خوب عمل می کنیم. 9 امتیاز داریم اما من برای 4 سال قراراداد بستم نه 5 یا 6 بازی!

لیگ انگلستان...
لیگ انگلیس، بهترین لیگ جهان است. بهترین تیم ها در اینجا هستند، فوتبال خوبی ارائه می شود. هواداران خوب، استادیوم های جدید... ورزشگاه ها همیشه پر هستند. مانند ایتالیا نیست. لیگ قهرمانان در آنجا برگزار می شود و فقط 20 هزار نفر حضور دارند.

آغاز کار با آرسنال...
با مرتساکر در مورد آرسنال صحبت کردم اما تصمیم خودم بود که بیایم. باید از این بابت خوشحال باشم. فقط 1 بار به انگلستان آمده بودم و آن هم با بایرن مونیخ برای بازی با فولام بود. وقتی برای اولین بار به آرسنال آمدم ، مانند یک روز معمولی بود. ونگر با یک دسته گل منتظر من نبود. اینگونه نبود که بگوید :"پودولسکی، بالاخره آمدی!!"

کسب جام....
مهم نیست که فقط و فقط جام ببریم. بازیکنان زیادی هستند که قهرمان جام جهانی هم شده اند و اکنون چیزی ندارند. آنها کاری نکرده اند. مردم در مورد آنها صحبت نمی کنند. ما برای لیگ برتر می جنگیم اما این مسئله مهمی برای من در هنگام امضای قرارداد نبود. اینگونه نبود که بگویم: "اوه، آنها 7 سال است قهرمان نشده اند پس به آنجا نمیروم". من این باشگاه و مردم آن را دوست دارم.

آغاز دوره حرفه ای فوتبال...
وقتی از لهستان نقل مکان می کنید، شما هیچ چیزی ندارید. پدر و مادرتان باید کار کنند. فقط یک تخت برای خوابیدن و آشپزخانه دارید. همین. باید بجنگید. ما نزدیک یک ورزشگاه فوتبال زندگی می کردیم و من همیشه آنجا بودم. پدرم در کارخانه کار می کرد. مادرم هم در مدرسه مشغول کار بود. در سن 10 سالگی استعدادیابی از کولن آمد و تقاضای خرید مرا کرد. در سن 17 سالگی یک مربی از من خواست تا به زمین تمرینی تیم اصلی بروم. پس از آن اتفاقات خیلی سریع رخ داد.

دوستی با شوماخر...
مایکل شوماخر به نزدیکی های شهر ما آمد و اکنون یکی از دوست های خوب من است. در خیلی از مسابقات بوده ام و حتی با او رانندگی کرده ام البته نه در ماشین فرمول یک، با ماشین معمولی. همیشه لذت بخش است.

سانتی کازورلا و بازی با چلسی....
عاشق بازی در کنار کازورلا هستم. هر دو منتظر رویارویی با چلسی هستیم. آنها 5 بازی کرده اند و 13 امتیاز دارند. شروع خوبی بوده است. این یک دربی است. ما باید برای آن مبارزه کنیم.