وقایعنگاری ۵۵ سال مصاف با کرهجنوبی(1)/ حسرتهای ناتمام، لبخندهای بیصدا
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: وقایعنگاری ۵۵ سال مصاف با کرهجنوبی(1)/ حسرتهای ناتمام، لبخندهای بیصدا

  1. #1


    محل سکونت
    اصفهان
    نام واقعی
    عليرضا
    استاتوس
    تير آرش در کمانم...نام ايران بر زبانم... قله ها در زير پاي
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Arsenal | England
    نوشته ها
    2,996
    تشکر
    2,339
    تشکر شده 4,736 بار در 1,653 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک

    وقایعنگاری ۵۵ سال مصاف با کرهجنوبی(1)/ حسرتهای ناتمام، لبخندهای بیصدا

    نبرد ايران و كره را میتوان با دیدارهای کلاسیکی همچون برزیل -آرژانتین در آمریکای جنوبی و آلمان - ایتالیا یا آلمان - انگلیس در اروپا مقایسه کرد


    ایران – کرهجنوبی را باید سنتیترین دیدار آسیا نامید. در دورانی که هنوز قدرتهای نوظهوری مانند ژاپن و عربستان پیدا نشده بودند، دو تیم شرق و غرب آسیا معادلات فوتبال قاره بزرگ را شکل میدادند. نبرد آنها را میتوان با دیدارهای کلاسیکی همچون برزیل -آرژانتین در آمریکای جنوبی و آلمان - ایتالیا یا آلمان - انگلیس در اروپا مقایسه کرد. در کشورمان حداقل سه نسل از هواداران فوتبال خاطراتی را از دیدارهای این دو تیم به یاد دارند. مطلب زیر شرح روایتی است از زبان یکی از این سه نسل. تصویری است از این روزگار سپری شده، تاریخی است از لابهلای دفترچه یادداشتهای خطخطی شده مردمانی که عشقها، امیدها و آرزوهایشان را در جایجای وطنشان دفن کردند و رفتند. تلخ و شیرینی است از آنچه بر فوتبال و مردمان این سرزمین گذشته. حکایتی است از دیروز، امروز و فردا. شاید هم عبرتی برای آیندگان باشد!




    بازیهای آسیایی ۱۹۵۸ توکیو- سوم خرداد ۱۳۳۷- کره جنوبی ۵ - ایران صفر
    شب است و نوجوان در هوای پاک و مستکننده بهاری روی تخت پشت بام خانهشان دراز کشیده و مجله فردوسی را میخواند. پسر، دلبسته مصدق و جبهه ملی است. عاشق هدایت و تولستوی است و از خواندن سیر نمیشود. چند سالی از کودتا گذشته اما جامعه هنوز از شوک آن بیرون نیامده. پسر منتظر است تا رادیو خبری از بازیهای آسیایی و فوتبال آن بدهد. اما پدر رادیو را روی موج کوتاه گذاشته، بیبیسی را گوش میدهد و بر آنها لعنت میفرستد. و میگوید همهش زیر سر این انگلیسا ست! پدر فرزند را نصیحت میکند این کتابها مغزت را خراب میکند. درسات را بخوان که مثل من نشوی.

    امروز ایران سنگینترین شکست تاریخش را در مقابل کره تجربه میکند. حسینعلی مبشر رئیس فدراسیون، فرانس مساروش مجاری را مربی تیم قرار داده اما میانگین سنی تیم در حدود 30 سال است و همین پیر بودن یکی از دلایل اصلی نتیجه نگرفتن تیم در این دوره میشود. مسعود برومند، پرویز دهداری، محمد و محمود بیاتی، نادر افشار، پرویز کوزهکنانی، امیر عراقی، بیوک جدیکار و عارف قلیزاده از بازیکنان اصلی تیم هستند. ایران در دور مقدماتی حذف میشود. مبشر استعفا میدهد. مساروش برکنار میشود. جوانانی همچون مصطفی عرب، حمید شیرزادگان، حمید برمکی، کامبیز جمالی، داوود حیدری، عباس حجری، جعفر نامدار جایگزین بازیکنان مسن تیم میشوند. خیلیها اعتقاد دارند این تغییرات باید قبل از بازیها رخ میداد اما.... ترانه قوامی پایان بخش برنامههای رادیوست «شبی که آواز نی تو شنیدم... چو آهوی تشنه پی تو دویدم...»

    بازیهای آسیایی ۱۹۷۰ بانکوک- ۳۰ آذر ۱۳۴۹- ایران صفر - کره جنوبی 1

    خانهای دانشجویی در جنوب غربی شهر. کتابهای مارکس، انگلس، گورکی، جک لندن، آل احمد و... وسط اتاق پخش و پلا شده. جوانها حواسشان به رادیو مبله بزرگ روی طاقچه است تا خبری از بازیهای آسیایی بشنوند. جوانها پر از زندگی هستند. میخواهند دنیا را تغییر دهند. مدام این جمله مارتین لوتر را تکرار میکنند: «من رویایی دارم» اما اخبار ناخوشایندی از تیم ملی به گوش میرسد. برخی بازیکنان در مراسم افتتاحیه مرغ مسموم خورده و مسموم شدهاند. مجید حلوایی یک روز را در بیمارستان میگذراند.. جوانها پای امپریالیسم را وسط میکشند و میگویند چون ایگور نتو -مربی اهل شوروی- مربی تیم بوده، امپریالیسم برای ضربه زدن به جنبش پرولتاریا بازیکنان تیم را مسموم کرده!
    ایران در برابر کره متوقف میشود. با اندونزی هم ۲ بر ۲ مساوی میکند و در دور اول حذف میشود. گلهای تیم ایران را شرفی و آشتیانی به ثمر میرسانند. آشتیانی ستاره تیم در این بازیهاست. حسین سرودی بازیکن سابق تیم ملی و رئیس کنونی فدراسیون خیلی ناراحت است. حسن حبیبی کاپیتان تیم از بازیهای ملی خداحافظی میکند. ایگور نتو برکنار میشود. او اولین و آخرین مربی روس ایران است.

    فینال جام ملتهای آسیا ۱۹۷۲ بانکوک- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۱- ایران ۲ - کره جنوبی ۱
    قهوهخانهای در مرکز شهر. چند جوان داخل قهوهخانه میشوند. جای نشستن نیست. در میز انتهایی جایی برای خود پیدا میکنند. سیگارهای زر، هما و اشنو ویژه روی میز ولو میشود. مشخصه بارز جوانها، سبیلهای پرپشت، عینکهای ته استکانی و بوتهای سبک برای دویدنهای سریع است. آنها همدیگر را رفیق خطاب میکنند. نگاههای سنگین صاحب قهوهخانه به آنها ادامه دارد به شاگردش میگوید: «الان میریزن اینجا بگیر و ببند راه میندازن... برو جوابشون کن!» شاگرد تا میخواهد حرفی بزند یکی از آنها به ترکی دستور چند چای قندپهلو را میدهد. زبان شاگرد بند میآید.
    گوینده خانم بر پرده تلویزیون ظاهر میشود. جمعیت دست میزنند. بانوی مجری میگوید به محض دریافت تصاویر از ماهواره اسدآباد همدان، آن را برای شما رله خواهیم کرد. یکی که سر تا پا مشکی پوشیده و کلاه شاپو بر سر دارد از ته قهوهخانه فریاد میزند بهسلامتی آقاتختی و قیصر که هر دوتاشون خیلی مرد بودند. جمعیت صلوات میفرستد. عکس تختی روی میز قهوهخانه برق میزند. بازی شروع میشود. جوانها سراغ قلیچ را میگیرند. علی جباری در شلوغی دروازه گل اول را میزند. قهوهخانه به هوا میرود. محمد رنجبر مربی تیم از روی نیمکت بلند میشود اما کرهایها بعد از چند دقيقه با شوتی سرضرب از هجدهقدم بازی را مساوی میکنند. ناصر تکان نمیخورد.
    نگاه سنگین و چپچپ قهوهخانهچی و تعداد دیگری از مشتریان به جوانها ادامه دارد. بازی در وقت قانونی مساوی میشود. جوانها احساس خطر میکنند. منتظر وقت اضافه نمیشوند. آرام بیرون میروند در دو گروه جداگانه و دو مسیر مختلف حرکت میکنند. حسین کلانی با ضربه سر گل پیروزی را میزند. شماره ۶ کاپیتان مصطفی عرب با پیراهن سبز روشن جام را بر بالای سر میبرد. رئیس مصطفی مکری لبخند میزند. این دومین قهرمانی پیاپی در آسیاست. در شهر شیرینی پخش میکنند.

    بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران- ۳۰ شهریور ۱۳۵۳- ایران ۲ - کره جنوبی صفر
    همه شهر چراغانی شده. خیلیها پیراهن بازیهای آسیایی را برتن دارند، توریستها در اتوبوسهای دوطبقه در هوای پاک اول پائیز به این طرف و آن طرف شهر روان هستند. مجموعه ورزشی آریامهر امروز شلوغتر از روزهای دیگر است. عطا بهمنش از مسابقات کشتی گزارش میدهد. حبیب روشنزاده در پیست دوچرخهسواری است و از آنجا به سالن مسابقات شنا میرود و با حسین نسیم کاپیتان تیم واترپولو مصاحبه میکند. روشنزاده اضافه میکند امروز بعدازظهر بازی ایران و کره را گزارش خواهد کرد. شازده از اتاقک طبقه دوم با دوربین شکاری بازیها را دنبال میکند. ایران در یک بازی آسان با دو گل غلامحسین مظلومی کره را شکست میدهد و به دور بعد میرود. کاپیتان پرویز قلیچخانی با پیراهن سبز شماره ۶ برای جمعیت دست تکان میدهد. ایران پسفردا باید در دیدار نیمهنهایی در مقابل چین قرار بگیرد.

    انتخابی جام جهانی آرژانتین- ۱۲ تیر ۱۳۵۶- بازی رفت: ایران صفر - کره جنوبی صفر
    هوای شرجی و دمکرده بوسان طاقت را از ملیپوشان برده. حشمت کلافه است و میگوید مساوی هم برای ما حکم برد را دارد. حشمت مچ علیرضا را در اتاق هتل میگیرد و او را برای همیشه از تیم ملی خط میزند. ساعت مسابقه فرا میرسد. بازی کاملا یکطرفه به نفع کره است. ایران کاملا در حالت دفاعی قرار دارد. حشمت پکهای چپقی به سیگارش میزند. تنها خطر ایران در دقیقه سی و نه روی کرنر و ضربه سر حسین کازرانی است که با فاصله خیلی کمی از کنار دروازه عبور میکند. نیمه دوم کره فشار را بیشتر میکند. هافبکهای ایران کمک خوبی به دفاع تیم میکنند و دروازه را بسته نگاه میدارند. بازی تمام میشود. حشمت خیلی خوشحال است. او فقط 39 سال سن دارد.

    انتخابی جام جهانی آرژانتین- ۲۰ آبان ۱۳۵۶- بازی برگشت: ایران ۲ - کره جنوبی ۲
    گروه جوانها از هم پاشیده. چند نفر در زندان. چند نفر در گریز به خارج کشور و چند نفر هم به دنبال زندگی خودشان رفتهاند. جوان ما که حالا مردی شده، کتک سختی خورده و دست از همه چیز کشیده، ازدواج کرده و صاحب فرزندانی شده. حالا کودکانش پای تلویزیون بازی ایران - کره را تماشا میکنند اما خودش در پستوی خانه رادیو بیبیسی را گوش میدهد. خبرهای بزرگی در راه است. مرد به کودکانش نصیحت میکند دنبال سیاست و فوتبال نروید که هیچکدام آخر و عاقبتی ندارد.
    بازی شروع شده. حشمت با گرمکن آدیداس سهخط آبی آسمانی با ته سیگارش سیگار بعدی را روشن میکند. روشن گل اول را میزند. کرهایها جبران میکنند. نیمه دوم روشن یکی از معدود گلهایش را با ضربه سر میزند. ایران تقریبا برنده به نظر میرسد اما کره در غفلت خط دفاعی در آخرین لحظات، بازی را مساوی میکند. بوم کو چان که هر دو گل کره را زده از شدت خوشحالی زانوی شکر میزند. کودک افسوس میخورد اما مرد سالهاست که دیگر افسوس نمیخورد. با همین مساوی هم صعود ایران به جام جهانی تقریبا مسجل شده.
    روشن ستاره بازی بود اما مینیسک پایش پاره شده و حضورش در جام جهانی مشخص نیست. شازده سراغش را میگیرد. او بازیکن مورد علاقه شازده بود. کودک سراغ کاپیتان پرویز را میگیرد. مرد زیر لب زمزمه میکند «پرویز برید و شکست» رضا میگوید روشن باید در جام جهانی بازی کند و روی «باید» خیلی تاکید دارد. کیهان ورزشی تیتر میزند: «کره در پوسان زجرمان داد و در تهران عذاب» تیتری برای تمام فصول. مهدی اسدالهی مینویسد: جام جهانی پایان جهان نیست. مانوک خدابخشیان میگوید دفاع تیم ملی مشکل دارد. ایران به جام جهانی میرود. زندگی شیرین میشود.

    بازیهای آسیایی ۱۹۸۲ دهلی نو- ۲ آذر ۱۳۶۱- ایران ۱ - کره جنوبی صفر
    یکی از پر قصه و غصهترین تیمهای تاریخ فوتبال ایران. مصطفی داوودی رئیس سازمان تربیتبدنی در یک اقدام عجیب طرح ۲۷ سالهها را ارائه میدهد. بازیکنان بالای این سن حق شرکت در تیمهای ملی را ندارند. این طرح بیشتر یک طرح سیاسی برای کنار گذاشتن بازیکنان قبلی تیم ملی بود. حسین راغفر رئیس ۲۶ ساله آرام فدراسیون جایش را به حسین آبشناسان میدهد. آبشناسان در اقدامی که احتمالا باید به عنوان رکورد در کتاب گینس ثبت شود به عنوان رئیس فدراسیون و سرمربی تیم روی نیمکت مینشیند! کمکهایش جلال چراغپور و تقی جهانی هستند.
    تعدادی از بازیکنان مانند حجازی، روشن، عبداللهی و مراغهچیان مشمول طرح ۲۷ سالهها میشوند. تعدادی دیگر از بازیکنان مانند حسن نظری، قاسمپور، برزگری، شعار غفاری، فریبا بدلیل لژیونر بودن حذف میشوند! بازیکنی که در خارج کشور بازی میکند حق ندارد در تیم ملی جای داشته باشد!! در این میان بازیکنانی مانند عبدالرضا برزگری و هدایت شعار غفاری در سنین بیست و سه چهار سالگی بودند که با این اتفاق فوتبالشان نابود میشود. این دو نفر از بزرگترین استعدادهای تاریخ فوتبال ایران بودند. بازیکنان خوب دیگری هم مانند فرزامنیا، حاجیلو، عبادزاده وجود داشتند اما ستاره زندگیشان با ستاره رئیس/ مربی جور در نمیآمد.
    در کنار اینها یک لیست منشوریها هم قرار داشت و بازیکنانی مانند چنگیز، علیدوستی و درخشان در این فهرست قرار داشتند. چنگیز صورتش را تیغ میانداخت و ریش پروفسوری میگذاشت که این با ارزشهای آن دوره ناهمخوان بود. حمید علیدوستی هنرمندترین بازیکن تیم بود. حمید گیتار میزد و ته صدای خوبی داشت. فیلمهای هنری اروپا را هم زیاد تماشا میکرد از برگمان گرفته تا فلینی. دختر کوچولویش را همین جوری آلوده سینما کرد. حمید درخشان هم خوشتیپ بود و زیاد با ماشینش ویراژ میداد. درخشان در لحظات آخر با ضمانت و گارانتی مایلیکهن و دادکان به تیم برگشت.
    با این اوصاف تیم در برابر کرهجنوبی قرار گرفت. در حالی که تلویزیون هیچ گونه اخباری از تیم را پخش نمیکرد اخبار ورزشی رادیو با صدای طبسینژاد در میان شگفتی همگان خبر از برد ایران داد. زنده باد رادیو! اما در بازی چه گذشت؟ کره، ایران را به توپ بسته بود. بهروز سلطانی بهترین بازی عمرش را انجام داد و تقریبا ده تا گل مسلم را درآورد. بهروز را باید یکی از برترین دروازهبانهای تاریخ فوتبال ایران در زمینه خروج از دروازه و جمع کردن سانترهای کنار و ضربات ایستگاهی دانست. او خیلی راحت توپها را حتی تا نزدیکی هجده قدم هم جمع میکرد. اکثر دروازهبانان تاریخ فوتبال ایران به دلیل آموزشهای پایهای نامناسب و همچنین به دلیل نژادی ایرانیان که دارای انگشتان و دستان درازی نیستند روی خروج از دروازه توپهای کنار مشکل دارند. البته بهروز هم در فوتبال ایران به حقش نرسید. یکی از دلایلش هم مربی کمدانش باشگاهی او در دهه شصت بود که با قانون مندرآوردیاش، یک هفته در میان به او بازی میداد و فوتبال او را نابود کرد.
    به هر شکل ایران در اوایل نیمه دوم روی شوت بازیکن منشوریاش حميد درخشان توانست کره را شکست دهد. البته در بازی بعد ایران از کویت شکست خورد و حذف شد. در پایان بازی با کویت آقای ضامن نتوانست ناپرهیزی نکند و سراغ داور مسابقه رفت که با دخالت پلیس و دینورزاده غائله ختم شد. آقای میم در جریان بازی از تعویض شدن خودش هم امتناع کرد. به قول حسین خوانساری روزنامهنگار آن سالهای کیهان ورزشی یک کسی باید ضامن خود این آقا میشد! از نکات جالب دیگر اینکه عباس کارگر گوش راست تیم کفش بازی نداشت و با گرفتن کفش بازیکن کره که دو شماره هم برایش کوچک بود، بازی کرد!

    پسر جرمت چیست؟

    جرمت چیست که یک ملت نام تو را فریاد میزند؟

    جرمت چیست که مادری با فرزند ۷ ماهه مریضش که مشکل مالی دارد به سراغ تو میآید؟

    جرمت چیست که هواداران دو آتشه تیم رقیبت تو را عاشقانه دوست دارند؟

    جرمت چیست که وقتی یک استادیوم نام تو را میخواند صدای ورزشگاه را از تلویزیون ضعیف میکنند؟

    جرمت چیست که همین فضای مجازی روزهاست از 8 مقدس پر شده؟

    ما فکر نمیکنیم فقط یک "مچ بند سبز" جرم تو باشد

    جرم تو اسطوره بودن است
    اینها از اسطوره میترسند

    این عادت این جماعت است
    آنها از تختی ترسیدند ... از حجازی ترسیدند

    از تو میترسند .... از تو میترسند








  2. کاربر مقابل از Aliparsa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    SaRa BaNoO (12th October 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    اصفهان
    نام واقعی
    عليرضا
    استاتوس
    تير آرش در کمانم...نام ايران بر زبانم... قله ها در زير پاي
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Arsenal | England
    نوشته ها
    2,996
    تشکر
    2,339
    تشکر شده 4,736 بار در 1,653 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    وقایعنگاری ۵۵ سال مصاف با کرهجنوبی(2)/ حسرتهای ناتمام، لبخندهای بیصدا

    [IMG]علی دایی زمین و زمان و دروازه کره را به شوت میبندد. بعد از بازی مربی یاد زیر بازارچه میافتد: «کره کره که میگفتن این بود؟!» اما معجزه هر هزار سال اتفاق میافتد[/IMG]


    ایران – کرهجنوبی را باید سنتیترین دیدار آسیا نامید. در دورانی که هنوز قدرتهای نوظهوری مانند ژاپن و عربستان پیدا نشده بودند، دو تیم شرق و غرب آسیا معادلات فوتبال قاره بزرگ را شکل میدادند. نبرد آنها را میتوان با دیدارهای کلاسیکی همچون برزیل -آرژانتین در آمریکای جنوبی و آلمان - ایتالیا یا آلمان - انگلیس در اروپا مقایسه کرد. در کشورمان حداقل سه نسل از هواداران فوتبال خاطراتی را از دیدارهای این دو تیم به یاد دارند. مطلب زیر شرح روایتی است از زبان یکی از این سه نسل. تصویری است از این روزگار سپری شده، تاریخی است از لابهلای دفترچه یادداشتهای خطخطی شده مردمانی که عشقها، امیدها و آرزوهایشان را در جایجای وطنشان دفن کردند و رفتند. تلخ و شیرینی است از آنچه بر فوتبال و مردمان این سرزمین گذشته. حکایتی است از دیروز، امروز و فردا. شاید هم عبرتی برای آیندگان باشد!

    بازیهای آسیایی ۱۹۸۶ سئول- ۹ مهر ۱۳۶۵- کره ۱ - ایران ۱ در ضربات پنالتی ۵-4
    یکی از پرحاشیهترین تیمهای اعزامی به مسابقات. جو تیم ملتهب به نظر میرسد. ایران در یکچهارم نهایی مقابل کره قرار میگیرد و در پنالتی بازی را واگذار ميكند و حذف میشود. ۱۴ بازیکن اصلی تیم استعفاء میدهند داستان چه بود؟ بازیکنان جو خفقان تیم را بهانه میکنند و اینکه با کادر فنی بهخصوص کمکمربیان تیم رابطه خوبی ندارند. آتشبیاران معرکه هم پنجعلی، ابطحی و درخشان هستند. دهداری میخواهد جلوی بازیکنسالاری بايستد. بازیکنان آن نامه معروف را مینویسند و در صدد مظلومنمایی، به راه انداختن جو شانتاژ و قرار دادن جامعه فوتبال در مقابل دهداری برمیآیند. اما دهداری بیدی نیست که از این بادها بلرزد.


    علیمحمد مرتضوی رئیس فدراسیون وقت که با مهدی ابطحی بازیکن تیم وحدت رابطه نزدیکی داشت حق را به بازیکنان میدهد و درصدد کنار گذاشتن مربیان برمیآید. اما سازمان تربیتبدنی دخالت کرده و خود مرتضوی را برکنار میکند. اما بعد از گذشت ۲۷ سال قضاوت تاریخ به آن داستان چگونه است؟ بیشک تاریخ پشت سر سرمربی تیم پرویز دهداری ایستاده و خواهد ایستاد. آن قضیه را از چند زاویه میتوان بررسی کرد. دهداری به برخی از آن ستارگان بازی نمیداد و یا آنها را تعویض میکرد و این برای ستارههای آن روزگار خیلی ثقیل بود. از طرفی دهداری بیماری قلبی داشت و اختلاف سنی نسبتا زیادی هم که با بازینکان داشت و نوع اخلاق خاص خود دهداری ارتباط عاطفی او با آن دست از بازیکنان را هم مشکل کرده بود و این با فضای لمپنی دهه 60 که رفاقت سرمربی با بازیکنان حرف اول را میزد جور در نمیآمد. در این میان وطنخواه و صالحنیا هم نه تنها مشکلی را حل نمیکردند که بر مشکلات اضافه کرده بودند. بسیاری از بازیکنان مشکل اصلی را در کمکمربیان میدیدند که بدگوییشان را نزد دهداری میکردند.

    یک نکته دیگر را هم باید در نظر گرفت. فضای سال ۶۵ در کشور یک فضای کاملا جنگی بود. کشور در اوج جنگ با عراق بود. دستگاههای نظارتی روی اعزام تیمها و عملکردشان خیلی حساس بودند. تعدادی از ورزشکاران همراه تیمهای اعزامیشان به کشور بازنگشته بودند. دهداری انسان مسئولیتپذیری بود و نمیخواست هیچگونه آتو دست کسی بدهد به همین دلیل مثلا روی آن داستان بستنی خوردن عکسالعمل نشان داد. بستنی خوردنی که سبب برداشتن کینه شخصی و عمیق ابطحی از سرمربی تیم شد. بازیکنان قادر به درک وضعیت موجودی که سرمربی در آن قرار داشت نبودند. کادر فنی هم قادر به درک احساسات دوران جوانی بازیکنان نبود.
    به هر شکل یک نکته اساسی را باید در عملکرد اشتباه بازیکنان متذکر شد. بازی در تیم ملی اساسا استعفاپذیر نیست. پوشیدن پیراهن ملی یک افتخار ملی است و مانند وظیفه شغلی نیست که بتوان از آن استعفا داد. بازیکنان اگر واقعا مشکلی داشتند بهجای راه انداختن آن هیاهو و جو رسانهای میتوانستند در بازگشت خیلی آرام و بیسر و صدا مشکلات خودشان را با حضور کادر فنی، فدراسیون و سایر مسئولان مربوطه حل کنند. آن جو هوچیگری فقط به خودشان و فوتبال ملی ضربه زد. جو ورزشگاهها را علیه دهداری شوراندند؛ به پیرمرد لقب تودهای، سیاهباز، آدم سیستم، نان به نرخ روز خور و... دادند؛ اما سیاهبازهای اصل کاری کسانی بودند که سه چهار سال بعد روی قبر استاد اشک تمساح میریختند. همه آخر و عاقبت آن بازیکنان را دیدند که چی شدند یا به تعبیر درستتر چیزی نشدند. شاید پیرمرد همان موقع نفرینشان کرده بود که امیدوارم روزی مربی شوید تا مرا بفهمید. کیهان ورزشی هم که در آن زمان چشم بیدار ورزش محسوب میشد در یکی معدود از دفعات موضعگیری روشنی نکرد.

    جام ملتهای آسیا ۱۹۸۸ قطر- ۳۰ آذر ۱۳۶۷- کره جنوبی ۳ - ایران صفر
    روزهای پس از پایان جنگ. فضای جامعه تلطیف شده بود. دهداری در مقابل بدعت بازیکنسالاری ایستاده بود. او تیم جدیدی را ساخت که اکثر بازیکنانش ستارههای آینده فوتبال ایران شدند. عابدزاده، زرینچه، نامجومطلق، محرمی، قایقران، کرمانیمقدم، باوی و مرفاوی از جمله این نفرات بودند. ایران قبل از بازی کره، دو بازی قبلیاش را برده و صعودش به مرحله بعد حتمی بود. به این خاطر مربی تیم به تعدادی از بازیکنان اصلی در این بازی استراحت داد. البته باید گفت که او در اینجا اشتباه محاسباتی کرد چون با یک تساوی میتوانست در برابر چین قرار بگیرد که خیلی از عربستان آن روزگار که بهنوعی در قطر و خانه خودش بازی میکرد آسانتر بود. حداقل اگر عابدزاده را درون دروازه نگاه میداشت سه گلی که احمد سجادی روی آنها مقصر بود را دریافت نمیکرد. ایران در نیمهنهایی مقابل عربستان شکستی که استحقاقش را نداشت پذیرفت و با تیم جوانی که داشت چین را برد و سوم شد.

    بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ پکن- ۱۱ مهر ۱۳۶۹- ایران ۱ - کره جنوبی صفر
    جنگ عراق و کشورهای خلیجفارس باعث شد که کشورهای عربی در این بازیها شرکت نکنند. تنها حریف جدی همین کره بود که در مرحله نیمهنهایی در مقابل ایران قرار میگرفت. تعدادی از بازیکنان مستعفی تیم ملی هم برگشته بودند. توپ، زمین و فضا کاملا در اختیار کره و بازی کاملا یکطرفه بود اما به دلیل تجمع هر 11 نفر تیم ایران در زمین خودی، کره نمیتوانست خوب به دروازه ایران نزدیک شود. دروازهبان کره کمکارترین بازیکن زمین در طول 90 دقیقه بود. در وقت اضافه دوم در حالی که خیلیها به پنالتی فکر میکردند روی پاس زیبای مجتبی محرمی، سیروس قایقران از دفاع حریف گریخت و در حالی که دروازهبان کره به اشتباه از دروازه خارج شده بود، سیروس با برداشتن پا، توپ را عبور داد و تیر خلاص را زد. مجتبی و سیروس ستارههای تیم در این بازی و این دوره از مسابقات بودند. ایران در فینال و در یک بازی ضعیف با خوششانسی کره شمالی را در ضربات پنالتی شکست داد و قهرمان شد.
    درصد زیادی از این قهرمانی را باید به حساب دهداری نوشت. اسکلت بازیکنان این تیم همان جوانهایی بودند که چند سال قبل از آن دهداری آنها را کشف كرده و پرورش داده بود. این اولین قهرمانی ایران در جامی معتبر در بعد از انقلاب محسوب میشود. مرد که حالا گرد پیری بر سرش نشسته شاهد فروپاشی اردوگاه چپ و دیوار برلین است. مرد با خود میاندیشد یعنی همه آن عشقها، آرزوها و امیدها دروغ بود؟ پیرمرد دلش برای دوستان خانه دانشجویی تنگ شده.

    مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا- ۲۴ مهر ۱۳۷۲- کره جنوبی ۳ - ایران صفر
    تیم ایران گرچه قبل از بازیها چند بازی دوستانه از جمله در برابر کلن آلمان انجام داده و بازوهاي مطبوعاتی مربی تیم هم در رسانهها سر و صدای زیادی راه انداخته بود و همه از دریافت بلیط امریکا صحبت میکردند اما کارشناسان حقیقتگو و منصفی هم وجود داشت که تیم ایران را پیر و مسن و در چند پست فاقد کارایی لازم میدانستند. آنها به این نکته اشاره میکردند که این تیم همان تیمی است که سال گذشته در جام ملتهای آسیای هیروشیما برای اولین بار در تاریخش در دور مقدماتی حذف شد اما این صدای حقیقتجو در برابر همان موج تبلیغاتی پیرامون تیم گم شده بود و سعی میشد با خوشخیالی زیادی از تیم صحبت شود.
    با این اوصاف ایران در برابر کره قرار گرفت. ضعف و ناهماهنگی در تیم ایران مشهود بود. مضاف به اینکه تیم، پیر، کمتحرک و فاقد روحیه و جنگندگی لازم بود. عابدزاده مصدوم شده بود و غلامپوری در دروازه قرار گرفته بود که ناگهان فرم درخشان دور مقدماتی را از دست داد. بعد از شکست ۳-۰ مقابل كره در بازیهای بعدی تیم ملی هم تقریبا یک مرده متحرک مانند یک جنازه درون دروازه ایران قرار داشت. دروازهبانی که زیر دست فیروز کریمی ستاره چندساله لیگ شده بود بعد از این بازیها تقریبا نابود شد و هرگز نتوانست حتی به 50 درصد سطح فنی قبلی خود هم برسد. تنها نقطه مثبت این بازیها تولد ستارهای بنام علی دایی بود که نشان داد اگر علی پروین سرمربی تیم احتیاط را کنار میگذاشت و جوانگرایی بیشتری در تیمش انجام میداد میتوانست نتیجه بهتری بگیرد. بعد از مسابقات صفیزاده رئیس فدراسیون که دل خوشی از پروین نداشت، به سرعت او را برکنار کرد و داشعلی سالها در سکوت پشت خط فوتبال ماند.

    جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶ امارات- ۲۶ آذر ۱۳۷۵- ایران ۶ - کره ۲
    تیم ایران با یک ترکیب کاملا جوان شده و با جوانان جویای نام پا در مسابقات گذاشته است. کمتر کارشناسی امید به این تیم جوان دارد و همین امر بار روانی بزرگی را از روی دوش تیم برداشته. ایران در مرحله یکچهارم در برابر کره قرار گرفت. برنده این دیدار در نیمهنهایی با عربستان بازی میکند. نیمه اول بچهها پراشتباه ظاهر شدند و دو بر يك نتیجه را واگذار کردند. مربی بهجای زمین بازی آسمان را تماشا میکند. گویی به دنبال یک معجزه است. راز و نیاز میکند و منتظر نزول فرشتگان است. اما برای آمدن فرشتگان هوا باید تاریک شود.
    حالا نیمه دوم شروع شده و هوا کاملا تاریک شده. دعای مربی مستجاب میشود. معجزه اتفاق میافتد. فرشتگان در زمین باشگاه النصر هبوط میکنند. بچههای ایران هر کاری که میخواهند با توپ میکنند. علی دایی زمین و زمان و دروازه کره را به شوت میبندد. دايي 4 گل زده اما همه تیم ستاره هستند در این میان خداداد عزیزی قند فریمانی چیز دیگری است؛ یک گل زده، چهار پاس گل داده و کلیوم کره را کلافه کرده است. بعد از بازی مربی یاد زیر بازارچه میافتد: «کره کره که میگفتن این بود؟!» اما معجزه هر هزار سال اتفاق میافتد. با اینکه جوانان تیم در دور مقدماتی کولاک کرده و در یک بازی شجاعانه و متهورانه عربستان را با همه ستارههایش سه بر صفر شکست داده بودند، در نیمهنهایی یک تیم ترسو و محتاط در برابر همان عربستان قرار گرفت. ایران برای سومین بار در نیمهنهایی جام ملتها بازی را به سعودیها واگذار میکند و از فینال باز میماند. جوانها با شکست کویت و کسب مقام سومی به کشور بازمیگردند.

    پسر جرمت چیست؟

    جرمت چیست که یک ملت نام تو را فریاد میزند؟

    جرمت چیست که مادری با فرزند ۷ ماهه مریضش که مشکل مالی دارد به سراغ تو میآید؟

    جرمت چیست که هواداران دو آتشه تیم رقیبت تو را عاشقانه دوست دارند؟

    جرمت چیست که وقتی یک استادیوم نام تو را میخواند صدای ورزشگاه را از تلویزیون ضعیف میکنند؟

    جرمت چیست که همین فضای مجازی روزهاست از 8 مقدس پر شده؟

    ما فکر نمیکنیم فقط یک "مچ بند سبز" جرم تو باشد

    جرم تو اسطوره بودن است
    اینها از اسطوره میترسند

    این عادت این جماعت است
    آنها از تختی ترسیدند ... از حجازی ترسیدند

    از تو میترسند .... از تو میترسند








  4. کاربر مقابل از Aliparsa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    SaRa BaNoO (12th October 2012)

  5. #3


    محل سکونت
    اصفهان
    نام واقعی
    عليرضا
    استاتوس
    تير آرش در کمانم...نام ايران بر زبانم... قله ها در زير پاي
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Arsenal | England
    نوشته ها
    2,996
    تشکر
    2,339
    تشکر شده 4,736 بار در 1,653 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    وقایعنگاری ۵۵ سال مصاف با کرهجنوبی(3)/ حسرتهای ناتمام، لبخندهای بیصدا



    چه کسی بود که گفت سهشنبه روز مرگ و زندگی است؟ نه. فوتبال ایران از این مرگ و زندگیها زیاد به خود دیده. از این مردهباد و زنده بادها. از این و از این...



    [IMG]ایران – کرهجنوبی را باید سنتیترین دیدار آسیا نامید. در دورانی که هنوز قدرتهای نوظهوری مانند ژاپن و عربستان پیدا نشده بودند، دو تیم شرق و غرب آسیا معادلات فوتبال قاره بزرگ را شکل میدادند. نبرد آنها را میتوان با دیدارهای کلاسیکی همچون برزیل -آرژانتین در آمریکای جنوبی و آلمان - ایتالیا یا آلمان - انگلیس در اروپا مقایسه کرد. در کشورمان حداقل سه نسل از هواداران فوتبال خاطراتی را از دیدارهای این دو تیم به یاد دارند. مطلب زیر شرح روایتی است از زبان یکی از این سه نسل. تصویری است از این روزگار سپری شده، تاریخی است از لابهلای دفترچه یادداشتهای خطخطی شده مردمانی که عشقها، امیدها و آرزوهایشان را در جایجای وطنشان دفن کردند و رفتند. تلخ و شیرینی است از آنچه بر فوتبال و مردمان این سرزمین گذشته. حکایتی است از دیروز، امروز و فردا. شاید هم عبرتی برای آیندگان باشد![/IMG]

    جام ملتهای آسیا ۲۰۰۰ لبنان- ۲ آبان ۱۳۷۹- کره جنوبی ۲ - ایران ۱
    حاشیه از در و دیوار تیم ملی میبارد. بچهها از سر و کول مربی تیم بالا میروند. مربی تیم که شخصیت ماخوذ به حیایی دارد حریف آنها نمیشود. ایران جام ملتها را با توپ پر و برد ۴-۰ مقابل میزبان آغاز میکند اما پرخبرترین اردوی تاریخ ملی همه چیز را تحلیل میبرد. بعد از بازیهای متوسط در مرحله مقدماتی، ایران مقابل کرهای قرار گرفت که علنا ضعیفتر از تیم پرستاره ما بود. در هر حال نیمه اول بازی صفر- صفر تمام شد. در نیمه دوم کریمآقا روی یک شوت استثنائی یکی از تماشاییترین گلهای تاریخ فوتبال ایران را زد. اما در حالی که آقاجلال و تیمش آماده رفتن به نیمهنهایی بودند در دقیقه 90 روی اشتباه دفاع وسط پرحاشیه تیم، گل مساوی خورده شد. روی این گل پرویز برومند و علی دایی هم که نتوانست توپ را دفع کند نقش داشتند. کاپیتان میتوانست به جای قیچی زدن در آن منطقه خطرناک به راحتی زیر توپ بزند. در وقت اضافه کرهایها باز هم روی اشتباه خط دفاعی با قانون گل طلایی بازی را تمام کردند. در چند دوره مختلف ایران گلهای مشابهی را روی سانترهای تیز و تند و اریب شکل در عمق دفاع از کرهایها دریافت کرده است.


    بعد از جام، روزنامهها علی دایی را محاکمه میکنند و قیچی ناشیانه او را به سخره میگیرند. جلال طالبی از تیم ملی میرود و بلاژویچ حضور ایران در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ را کلید میزند.

    جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴ چین- ۱۰ مرداد ۱۳۸۳- ایران ۴ - کره جنوبی ۳
    لشکر دونفره مهدویکیا - کریمی ارتش یازده نفره کره را شکست میدهد. ایران یکی از ریلکسترین بازیهایش را در مقابل کره به نمایش میگذارد. از دغدغه و استرس خبری نیست. مهدی میسازد و علی مینوازد. سه گل از کریمی. سه پاس گل و یک گل از مهدوی کیا. آنها تو چشم هم نگاه میکردند و فقط به هم پاس میدادند! هر گلی را که کریمی میزند، کرهایها جواب میدهند و در نهایت گل مهدی بیجواب میماند. برانکو با عینکش راحت روی نیمکت نشسته. این یکی از بهترین نمایشهای تاریخ ملی بود. بردی که ما را به فتح جام امیدوار کرد؛ اما مگر شد؟!

    جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ مالزی- ۳۱ تیر ۱۳۸۶- ایران صفر - کره جنوبی صفر
    فوتبال ایران درگیر کشمکشها و درگیریهای همیشگیاش است. تعلیق شده، از تعلیق بیرون آمده و فدراسیون انتقالی بر سر کار است. در این گیر و دار یک لقمه تر و تمیز، حاضر و آماده به نام تیمملی گیر مردی از جنوب شهر میافتد. تیمی ساخته و پرداخته شده از جام جهانی با 10 لژیونر و مخلوطی از بازیکنان جوان و باتجربه در بهترین شرایط سنی. اکازیون واقعی! شرایط وقتی جالبتر ميشود که هیچ قدرت واقعی از آسیا هم وجود ندارد و اکثر تیمها به نوعی تضعیف شدهاند.
    تیم در یکچهارم در مقابل یکی از ضعیفترین تیمهای تاریخ کره قرار میگیرد. 120 دقیقه بازی کسلكننده و ملالتبار با کرهای که هیچ نشانی از کره نداشت همه را خسته کرد. ایران با وجود داشتن بازیکنان تکنیکی و خلاق با ترکيبی کاملا محتاطانه در مقابل کره قرار گرفته بود. کمی شجاعت و تغییر تاکتیکی میتوانست کار را در 90 دقیقه تمام کند. بطریهای آب کنار پای سرمربی ۱۲۰ دقیقه دستنخورده باقی ماند. شاهکار سرمربی، امتحان کلیشه شکستخورده تعویض دروازهبان است؛ جالب اینکه مشوق سرمربی برای تعویض ناصر ابراهیمی است که ۲۳ سال قبل با همین تصمیم مقابل عربستان زانو زد!
    رسول خطیبی و مهدی مهدویکیا پنالتیهای ایران مقابل کره جوان را هدر دادند و کار تیم ملی و قلعهنویی به پایان رسید. در حالی که روی نیمکت تیم روبهرو افشین قطبی نشسته بود. سرمربی آینده پرسپولیس و تیم ملی ایران که او هم بعدها دو نبرد سرنوشتساز را به کره واگذار کرد.

    مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی- ۲۳ بهمن ۱۳۸۷- ایران ۱ - کره جنوبی ۱
    کودک که حالا مرد تنومندی شده چند روزی مهمان پیرمرد است و با هم بازی ایران - کره را تماشا میکنند. مربی در کنار زمین آرام و قرار ندارد. پیرمرد در اواسط نیمه اول در چرت نیمروزی فرو رفته. جوان نگاهش را از مسابقه فوتبال بر چهره پیرمرد خیره میکند. چشمان و دهانی نیمه بسته. از آن سبیلهای پرپشت سیاه قهوهخانه تنها خطی از سپیدی برجای مانده. آرزوهای دستنیافته، زندگیهای از دست رفته، عشقهای نادیده، آرمانهای بر باد رفته. حسرت و حسرت. ایران روی کاشته نکونام گل میزند اما روی اشتباه و جایگیری خط دفاع و دروازهبان و چابکی پارکجیسونگ گل مساوی را دریافت میکند. انتقادات از تیم بالا میگیرد. دیدار فروردینماه با عربستان حساس و سرنوشتساز میشود. دیداری که سبب کنار گذاشتن علی دایی میشود. مربیای که با یک تلفن آمد و با همان تلفن رفت!

    مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی- ۲۷ خرداد ۱۳۸۸- ایران ۱ - کره جنوبی ۱
    ایران اگر این بازی را با پیروزی پشت سر بگذارد و در دیدار شبهنگام عربستان - کره شمالی نتیجه مساوی رقم بخورد، ملیپوشان به جام جهانی خواهند رفت. قطبی جانشین دایی شده. مربیای که تاثیر خود را بر نیمه فهیم جامعه فوتبال گذاشته اما نیمه دیگر همچنان در حال سنگ زدن به او هستند. نیمه اول یکی از تکضربترین و سرعتیترین بازیهای ایران در برابر کره به نمایش درمیآید. اما جو تیم به هم ریخته و ملهم از شرایط سیاسی است. ما گل اول را میزنیم اما بلافاصله مسعود شجاعی از دوقدمی لفتش میدهد و موقعیت صد درصدی از دست او ميرود. موقعیتی که ميتوانست ایران را به جام جهانی ببرد.
    در حالی که ایران با جام جهانی فقط ۹ دقیقه فاصله دارد سرنوشت چیز دیگری را برای تیم رقم میزند؛ گل مساوی! گلی که روی هوشیاری و تیزچنگی پارک به دست آمد. همان شب بازی سعودی با کره شمالی مساوی میشود تا حسرت ایرانیان دوچندان شود. جابهجایی پدید آمده در قدرتهای فوتبال آسیا سه تیم ژاپن، کره و استرالیا را هر دوره مسافر جام جهانی میکند. تیم چهارم از میان بقیه تیمهای قاره باید انتخاب شود. این بازی یک یادگاری دارد؛ متلک ابدی بخشي از روزنامهنگاران ایراني به افشین قطبی که گفته بود کره را مثل کف دست میشناسد....

    جام ملتهای آسیا ۲۰۱۱ قطر- ۳ بهمن ۱۳۸۹- کره جنوبی ۱ - ایران ۰
    مربی تیم مخالفان زیادی دارد. او کلاهبردار، شارلاتان، سیاهباز، دو رو، دلال و نان به نرخ روز خور میشود. مربی تیم به جز عده معدودي از روزنامهنگاران، هیچ مدافعی در موطن خویش ندارد. خیلیها دعا میکنند که تیم نتیجه نگیرد. خیلیها هم میگویند تیم در همان دور مقدماتی حذف میشود. مربی اگرچه تیم متوسطی دارد اما خوشبین و پرانرژی پا به مسابقات میگذارد. تیم در دور مقدماتی در میان تعجب بسیار سه پیروزی شیرین بر سه حریف سنتی به دست میآورد و تنها تیم ۹ امتیازی مسابقات میشود. ایران در یکچهارم به مصاف کره میرود. جوان که مردی شده همراه کودکانش بازی را تماشا میکند. کره بر بازی سیطره دارد. تیم ایران فاقد شادابی و نشاط دور مقدماتی است. لژیونرهای تیم خیلی ضعیف ظاهر میشوند. بازی به وقت اضافه میرود. خستگی کمکم بر ساقهای تیم نسبتا مسن ایران نمایان شده. مربی به دنبال ضربات پنالتی و استفاده از دروازهبان خودش است. او نیک میداند دروازهبان کره پنالتیبگیر نیست. اما همان خستگی، کار دست تیم ميدهد و نميتوانند جلوی ریباند و شوت بازیکن کره را بلاک کنند. کودک افسوس میخورد اما مرد سالهاست که دیگر افسوس نمیخورد. مربی که مانند یک غریبه به وطنش آمده بود، غریبهتر میرود. سنگ زدنها همچنان ادامه دارد اما قطار به راهش ادامه میدهد.

    مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل- ۲۵ مهر ۱۳۹۱- ایران ؟ - کره جنوبی ؟
    سهشنبه روز دیگری است. تاریخ ۵۵ ساله دوباره ورق خواهد خورد. از آن شب بهاری سال ۳۷ تا این شب پائیزی سال ۹۱. --کی روش، حسین افندی --، --علی کفاشیان، علی کنی --. --مهدی رحمتی، امیر آقاحسینی --، --خسرو حیدری، اکبر توفان --، --علی کریمی، نادر افشار --، --اشکان دژاگه، کرم نیرلو --، --صدرالدین الهی، ابراهیم افشار --، ....، این خط را رو بگیر و بیا.....
    چه کسی بود که گفت سهشنبه روز مرگ و زندگی است؟ نه. فوتبال ایران از این مرگ و زندگیها زیاد به خود دیده. از این مردهباد و زنده بادها. از این و از این... اما هموطن، تیم ملیات را تنها نگذار. سهشنبه روز دیگری است........
    پائیز است و هوا سرد شده. مرد قهوه بدون شکر مینوشد، سیگار پلیرز میکشد و به سیگار وینستون در دستان حشمت فکر میکند. مرد به کودک نصیحت میکند که پیرمردهای زندگیات را رها نکن و دنبال هیچ قهرمانی نباش که همه پوشالیاند.... پیرمرد بعد از هفتاد و اندی سال هنوز ترانه قوامی را زیر لب زمزمه میکند؛ «دل من سرگشته تو... نفسم آغشته تو... در این شب یلدا.....» کسی نیست پیرمرد را به تماشای برگریزان خزان برد. دوستان آن قهوهخانه دیگر نیستند. آرزوهای پیرمرد، پیر نشده و هنوز جوان مانده. قلب سی درصدیاش برای جوانان وطنش میزند و دل در گروي خاک وطن دارد. او به روزهایی میاندیشد که در راهاند.



    پسر جرمت چیست؟

    جرمت چیست که یک ملت نام تو را فریاد میزند؟

    جرمت چیست که مادری با فرزند ۷ ماهه مریضش که مشکل مالی دارد به سراغ تو میآید؟

    جرمت چیست که هواداران دو آتشه تیم رقیبت تو را عاشقانه دوست دارند؟

    جرمت چیست که وقتی یک استادیوم نام تو را میخواند صدای ورزشگاه را از تلویزیون ضعیف میکنند؟

    جرمت چیست که همین فضای مجازی روزهاست از 8 مقدس پر شده؟

    ما فکر نمیکنیم فقط یک "مچ بند سبز" جرم تو باشد

    جرم تو اسطوره بودن است
    اینها از اسطوره میترسند

    این عادت این جماعت است
    آنها از تختی ترسیدند ... از حجازی ترسیدند

    از تو میترسند .... از تو میترسند








  6. کاربر مقابل از Aliparsa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    IVI0I-I@IVIIVI@D (13th October 2012)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا