نقدی بر ادبیات تند دایی/آزردن بندگان خدا به سان آزردن خداست مربی/دیگران را لگدمال نکن
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: نقدی بر ادبیات تند دایی/آزردن بندگان خدا به سان آزردن خداست مربی/دیگران را لگدمال نکن

  1. #1


    محل سکونت
    قم
    نام واقعی
    محمد
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    673
    تشکر
    263
    تشکر شده 792 بار در 265 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    نقدی بر ادبیات تند دایی/آزردن بندگان خدا به سان آزردن خداست مربی/دیگران را لگدمال نکن

    علی دایی در تازهترین مصاحبه خود با لحنی تند مدیرعامل باشگاه پرسپولیس را خطاب قرار داده و وی را شایسته نشستن در این جایگاه ندانسته اما ادبیات وی حرفهای و صدالبته اخلاقی نبوده است.
    "محمد رویانیان" روز گذشته در مصاحبهای با اشاره به خوشحالی علی دایی در آخرین دیدار تیم‎های پرسپولیس و راه آهن در فصل گذشته، وی را به باد انتقاد گرفت و گفت که "قلب شما برای خودت میتپد و نه پرسپولیس".
    انتظار میرفت این مصاحبه واکنش تند دایی را به همراه داشته باشد چراکه تجربه نشان داده مهاجم سالهای نه چندان دور فوتبال ایران نسبت به هرگونه انتقادی، خواه درست و خواه نادرست، واکنش نشان میدهد اما واکنش شب گذشته سرمربی راه آهن، ادبیاتی تند و بعضا غیرمنصفانه داشت. دایی در این مصاحبه حضور رویانیان در جایگاه فعلی را اتفاقی غیرورزشی قلمداد و آن را حاصل روابط سیاسی عنوان کرد. اینکه رویانیان فردی غیرورزشی است و شاید بهتر میبود مدیری ورزشی بر مسند کار مینشست حرف درستی است اما حضور وی با تشخیص وزارت ورزش بوده و مسئولان این وزارتخانه هم باید در این خصوص پاسخگو باشند اما اینکه شخصیت حقیقی و حقوقی یک مدیر اینچنین لگدمال شود، کاری است که تنها از علی دایی در این ورزش برمیآید. دایی فصل گذشته در دیدار تیمش با پرسپولیس و زمانی که گلها یکی پس از دیگری وارد دروازه تیم بحرانزده و البته پرطرفدار کشور میشد، شادی بی حد و حصری از خود نشان میداد و این در حالی بود که کارگردان پخش تلویزیونی آن دیدار با هوشمندی، این شادیها را به تصویر میکشید. وی پس از آن دیدار عنوان کرد که به خاطر ماندن تیمش در لیگ چنین خوشحالیهایی کرده است اما خود این حرف نیز صادقانه نبود چون خوشحالی دایی به همین جا ختم نشد. وی پس از بازی عنوان کرد که خدا به وی عزت داده و در این گفته سرمربی پیشین پرسپولیس این جمله مستتر است که خدا به تیم بازنده ذلت داده است. در این خصوص نیازی نیست که به ذکر مثال متوسل شویم اما بازیکنان و مربیان بسیاری در فوتبال دنیا بودهاند که وقتی به تیم سابق خود گل زده و آن را بردهاند، دستکم اگر گریه نکرده‎اند شادی اینچنینی و نامتعارف هم نکردهاند. اصلا چرا راه دور برویم. بر هیچکس پوشیده نیست که محسن خلیلی مهمترین بازیکن پرسپولیس در قهرمانی سال 86 بود و خیلی حق بر گردن این تیم دارد. این بازیکن که غیرمنصفانه از پرسپولیس کنار گذاشته شد سال گذشته وقتی با پیراهن مس کرمان به تیم پیشین خود گل زد گریه کرد هرچند که هیچگاه تظاهر به دوست داشتن پرسپولیس نکرده است.


    اکنون گوش فرا دهید آقای دایی، تیم پرسپولیس به خیلی از بازیکنان خود بدهکار است. بازیکنانی که نگاهی به گذشته نشان میدهد بیش از شما حق بر گردن این باشگاه دارند اما باشگاه آنگونه که باید و شاید حق آنان را ادا نکرده است. کریم باقری که به معنی واقعی اسطوره باشگاه پرسپولیس است بدون خداحافظی از این تیم جدا شده و برای آرامش تیم محبوب خود و البته هواداران پرشمار آن دم برنمیآورد. راستی آقای دایی! میدانی چرا خلیلی گریه کرد. چون هواداران این تیم را دوست دارد. نه او، نه باقری و نه خیلیهای دیگر که حق و حقوق عظیمی به گردن این تیم دارند هیچگاه نگاه طلبکارانهای نداشتهاند. آقای دایی! پرسپولیس در زمان مربیگری شما بدترین نتایج را کسب میکرد اما شما هیچگاه حاضر نشدی به دلیل کسب این نتایج ضعیف از تیم کنارهگیری کنی و حالا همیشه از طلبت از این باشگاه حرف میزنی. آیا شما به هواداران پرسپولیس بدهکار نیستی؟! آقای دایی! شما با تیم ملی در ورزشگاه آزادی برای نخستین بار به عربستان باختی. چه عیبی دارد، فوتبال است و در فوتبال این چیزها طبیعی است اما وقتی هواداران اعتراض کردند، علت اصلی باخت را متوجه فضای آشفته ورزشگاه کردی. راستی میدانید افشین قطبی فقط هشت دقیقه کم آورد تا آن تیم زخم خورده و تقریبا نابودشده را به جام جهانی هدایت کند؟ آقای دایی! در پاسخ به رویانیان گفته بودی که جست و خیزهای فصل قبل "یا خدا و یا زهرا" گفتن بوده اما نه خدای کریم و نه حضرت زهرا (س) دلشان نمیخواهد هوادار فوتبال از صغیر و کبیر گرفته پای گیرنده با دیدن این صحنهها غمگین شوند چون همگان متفق القول بودند که این شادیهای شما، خارج از حد متعارف بود. آقای دایی! هرگاه صحبتی میشود میگویی آن بالایی هوای شما را دارد. بیتردید چنین است چه، اگر اراده خداوند نباشد برگی هم از درخت نمیافتد. خدا ستارالعیوب است آقای سرمربی. بی اختیار به یاد مالک اشتر میافتم که وقتی در بازار کوفه قدم میزد حجره داری به وی کلوخ انداخت. مالک سر بلند نکرد و به مسجد رفت. وقتی آن مرد فهمید به چه کسی کلوخ انداخته به مسجد رفت و به پای مالک افتاد اما وی گفت: "به خدا سوگند که به مسجد نیامدم مگر برای تو استغفار کنم و طلب آمرزش نمایم." آقای دایی شما که همواره دم از خدا و ائمه میزنی، آیا یکبار، فقط یکبار شده از کنار به زعم خود کلوخاندازها رد شوی و کظم غیظ کنی؟ آقای دایی! همه میدانند شما چه خدماتی به این فوتبال کردی و گلهای شما را کسی فراموش نمیکند اما چرا هر بار و هر بار به این موضوع اشاره می‎کنید و آن را چون پُتکی گران بر سر دیگران فرود می‎آورید؟ در این فوتبال خدادادها، کریم باقری‎ها، علی کریمی‎ها، استیلی‎ها، عابدزاده‎ها، منصوریان‎ها، فرهاد مجیدی‎ها و ... بودهاند و دل مردم را شاد کردهاند. آقای دایی! لطفا مربیگری کنید و زین پس دیگران را لگدمال نکنید! اگر دیگران دروغ می‎گویند شما هم راست نمی‎گویی. شمایی که تا چندی پیش نسبت به تشویقهای علی کریمی در ورزشگاه واکنش منفی نشان می‎دادید چطور امروز این بازیکن را در جبهه خود قرار می‏دهید؟! آقای دایی! این هم بیصداقتی است.
    ویرایش توسط IVI0I-I@IVIIVI@D : 22nd October 2012 در ساعت 23:47

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا