رفتار پسرهای دانشجو ازترم اول تا اخر !!!!!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: رفتار پسرهای دانشجو ازترم اول تا اخر !!!!!

  1. #1


    محل سکونت
    شهر بارون
    نام واقعی
    ainaz
    نوشته ها
    809
    تشکر
    114
    تشکر شده 264 بار در 142 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    رفتار پسرهای دانشجو ازترم اول تا اخر !!!!!

    • ترم اول (ترم جو گیریدگی):
    الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
    وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
    وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
    و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه...
    راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
    دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
    لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
    پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان
    • ترم دوم (ترم عاشق شدگی):
    آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
    می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
    می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
    همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
    بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم ...
    امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...

    • ترم سوم (ترم افسردگی):
    الو مامان سلام.
    مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
    مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
    ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
    مامان من این زندگی رو نمی خوام ...
    دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا

    • ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):
    الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
    منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
    دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم ...
    مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم ...

    الو به به سلام چطوری ندا جون؟
    آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
    پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
    به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
    باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو...

    • ترم پنجم (ترم مشروطه گی):
    الو سلام استاد!
    قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بهم بده.
    به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
    مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
    منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ...
    اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم ...

    • ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :
    الو مامان من خونه می خوام!
    راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.
    دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!

    • ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):
    خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه ...

    • ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):
    الو سلام خانم.
    واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
    فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا ...
    گاهی اوقات دلم میخواد بعضیارو جمع کنم و بگم بیاید بازی کنیم من چشم میزارم شما برید گم شید !
    به سلامتی بهروز وثوق که گفت:رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى, عاشقت نيست بهش كلك بزنى, رفيق مقدسه,بايد جلوش زانو بزنى...!



  2. 3 کاربر مقابل از ainaz13 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    hosna (19th October 2011), Queen (19th October 2011), Vahide (19th October 2011)

  3. #2


    محل سکونت
    تهران
    نام واقعی
    hosna
    شغل و حرفه
    محصل
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    66
    تشکر
    441
    تشکر شده 13 بار در 10 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    !!!خیلی باحال بود

  4. #3


    نام واقعی
    Milad
    نوشته ها
    284
    تشکر
    133
    تشکر شده 51 بار در 35 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    هنوز پله اولشم نمیدونم شاید .من ترم 1 ولی از الان دارم کار ترم 4 رو انجام میدم .
    نگاهی عمیق به تقویم سررسیدش / فهمید وقت تفریح سررسیده
    سردرگم تو کوچه سرگردون / کاش میشد خدا قدیمارو برگردوند
    گذشته هایی که تو زمان حال مرده / جوونی که تو چشماش ی فرده سالخرده
    و اون قربانی منم که حالا تقریبا باختم / از آدمای اطرافم اهریمن ساختم
    از پدر مادر هیچ خیری وقتی من نبینم / انتظار داری دیگران رو اهریمن نبینم



مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا