روایـت هایی خواندنی از داستـان روبـاه و کـلاغ ! یاد بچگیمون بخیر
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: روایـت هایی خواندنی از داستـان روبـاه و کـلاغ ! یاد بچگیمون بخیر

  1. #1


    محل سکونت
    بلند اسمان جایگاه من است
    نام واقعی
    R@MiN
    استاتوس
    چقدر زود دیر میشود
    شغل و حرفه
    کارم رنگه تخصصم موبایل فوتبال
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    4,836
    تشکر
    18,749
    تشکر شده 16,554 بار در 3,918 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 59 تاپیک

    روایـت هایی خواندنی از داستـان روبـاه و کـلاغ ! یاد بچگیمون بخیر


    روایـت هایی خواندنی از داستـان روبـاه و کـلاغ !








    گاهی مواقع ممکن است با شنیدن یک کلمه و یا یک جمله کوتاه، ذهنمان مکث کوتاهی کند و بی درنگ به گذشته های دور برود و یاد خاطره ای تلخ یا شیرین بیفتد. یا زمانی پیش آمده که با دیدن یک صحنه یا یک رویداد کوچک این تداعی در ذهن بوجود آمده که فکر کنیم این صحنه را قبلاً دیده ایم یا برایمان اتفاق افتاده است.

    بعضی از خاطرات هم به قدری شیرین و دل چسب هستند که هیچ گاه رنگ کهنگی و فراموشی به خود نمی گیرند و هرگاه یاد آنها می افتیم انگار همین چند لحظه پیش اتفاق افتاده اند. شعر کلاغ و روباه را که در یکی از کتاب های دوره ی دبستان داشتیم یادتان هست؟ داستان کلاغی بود که یک قالب پنیر پیدا می کند. آن را به منقار گرفته، روی شاخه درختی می نشیند. روباهی او را دیده و می خواهد به هر ترفندی پنیر را از کلاغ بگیرد. شروع می کند به تعریف و تمجید از کلاغ. سرانجام از او می خواهد تا با صدای خوش و دلنوازش آوازی بخواند. کلاغ که از تعریف و تمجید روباه خوشش آمده، دهان باز می کند تا آوازی بخواند. پنیر از دهانش می افتد و روباه با خوردن آن پنیر دلی از عزا در می آورد.



    در ادامه ایمیل نگاهی داریم به شعر روباه و کلاغ دوره ی دبستان که سروده حبیب یغمایی هست و نمونه هایی که بعدها و به پیروی از هدف و انگیزه ی شاعر که همانا تجسم تقابل فریبکاری و سادگیست به تعدد این سروده اضافه شده ...

    شعر روباه و کلاغ دوره ی دبستان:

    زاغکی قالب پنیری دید
    به دهان بر گرفت و زود پرید

    بر درختی نشست در راهی
    که از آن می گذشت روباهی

    روبه پر فریب و حیلت ساز
    رفت پای درخت و کرد آواز

    گفت: به به، چقدر زیبایی
    چه سری، چه دمی، عجب پایی

    پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ
    نیست بالاتر از سیاهی رنگ

    گر خوش آواز بودی و خوشخوان
    نبدی بهتر از تو در مرغان

    زاغ می خواست قار قار کند
    تا که آوازش آشکار کند

    طعمه افتاد چون دهان بگشود
    روبهک جست و طعمه را بربود




    و اما بشنوید از یه کلاغ دیگه که بعدها اونهم با چه ترفندی انتقام کلاغ کلاس سوم ابتدایی رو از روباه مکار می گیره:

    روباهی با موبایلش ور می رفت ...

    کلاغه از بالای درخت گفت:

    اگه پایین آنتن نمیده بده بالا برات بگیرم

    روباه از همه جا بی خبر موبایل رو داد ...

    و کلاغ گفت:

    این عوض قالب پنیر کلاس سوم ابتدایی!

    این داستان اونقدر جالب و شیواست که برخی نویسندگان، شاعران و حتی
    طنزپردازان عزیز نگاه های مشابهی نسبت به اون داشته اند که جالب توجه است:
    شعر روباه و کلاغ این دوره و زمانه:

    زاغکی قالب پنیری دید
    از همان پاستوریزه های سفید!

    پس به دندان گرفت و پر، وا کرد
    روی شاخ چنار مأوا کرد

    اتفاقا از آن محل روباه
    می گذشت و شد از پنیر آگاه

    گفت: اینجا شده فشن تی وی!
    چه ویوئی! چه پرسپکتیوی!



    محشری در تناسب اندام
    کشته ی تیپ توست خاص و عوام!

    دارم ام پی تیریه آوازت (mp3)
    شاهکار شبیه اعجازت

    ولی اینها کفاف ما ندهد
    ای به آواز شهره در دنیا

    یک دهن میهمان بکن ما را
    که سری از سخنوران این دوران



    زاغ، بی وقفه قورت داد پنیر!
    آن همه حیله کرد بی تأثیر

    گفت کوتاه کن سخن لطفا!
    پاس کردم کلاس سوم من!


    شعر روباه و کلاغ به لهجه یک آبادانی خوش ذوق:

    زاغکی بر درخت نخلی فلافل میخورد
    روباهی اومد و گفت: ها وولک چه بالی، چه دمی

    عجب عینک ریبونی! مشکی رنگ عشقه
    دمت گرم یه دهن سیمو بوخون

    زاغ فلافل را گذاشت زیر بغلش و گفت:
    دهنت سرویس مو خودوم کلاس سومم


    جای شکرش باقیست که سادگی در حد اون قدیما دیگه وجود خارجی نداره و فریبکاری هم در این دوره و زمانه چندان بکر و ناشناخته نیست و تحت هر شرایطی دست فریبکار و حیله گر رو خواهد شد.



    دهانم را بستید پاهایم را به زنجیر کشیدید

    با افکارم چه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. 3 کاربر مقابل از RaMiN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Queen (12th November 2012), SaRiNa-10 (12th November 2012), ST.1813 (12th November 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    کرج
    نام واقعی
    سیدحامد
    استاتوس
    *
    شغل و حرفه
    کارمند/الکترونیک
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Brazil
    نوشته ها
    5,443
    تشکر
    5,733
    تشکر شده 3,381 بار در 1,968 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 42 تاپیک
    یادش بخیر...





  4. #3


    محل سکونت
    اینجا!!!
    نام واقعی
    Nazanin
    استاتوس
    و خدایی که در این نزدیکی ست...
    شغل و حرفه
    د ا ن ِ ش ج و
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,520
    تشکر
    4,596
    تشکر شده 7,517 بار در 2,242 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 12 تاپیک
    جای شکرش باقیست که سادگی در حد اون قدیما دیگه وجود خارجی نداره و فریبکاری هم در این دوره و زمانه چندان بکر و ناشناخته نیست و تحت هر شرایطی دست فریبکار و حیله گر رو خواهد شد.

  5. #4


    محل سکونت
    _̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲
    نام واقعی
    ѕαrιɴα
    استاتوس
    من خیلیا رو دوست دارم ولی بعضیا رو عاشقشونم!l
    شغل و حرفه
    ۪ایشالا ببینیم دکـتـر میشیم
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Germany
    نوشته ها
    2,986
    تشکر
    2,308
    تشکر شده 4,265 بار در 1,476 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 10 تاپیک
    هی روزگار


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا