یه داستان عشقی و رمانتیک برای دختر و پسرای شیطون!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

موضوع: یه داستان عشقی و رمانتیک برای دختر و پسرای شیطون!

  1. #1


    محل سکونت
    جایی میان آسمان وزمین
    نام واقعی
    افسانه
    استاتوس
    خدایابه اندازه ی تمام دنیادلم گرفته...
    شغل و حرفه
    دا نش جو
    بازیکن محبوب
    afshin peyrovani
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    123
    تشکر
    360
    تشکر شده 342 بار در 71 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 47 تاپیک

    یه داستان عشقی و رمانتیک برای دختر و پسرای شیطون!


    وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
    به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
    آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:"متشکرم".
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
    تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :"متشکرم " .
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
    روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :"قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" .
    من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " .
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
    یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
    نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
    سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود :
    " تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نمیدونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ....

    ای کاش این کار رو کرده بودم ...............
    داستان دوم : تلخ وشيرين

    اين يکي از داستان هاي عشقي، تلخ و شيرين است پسري به نام دارا در يکي از روستاهاي کوچک زندگي مي کرد.او18 سال داشت و بسيار زيبا بود.او قلبي رئوف و مهربان داشت.دارا در يکي از روزههاي پائيزي که که در مقابل خانه ي شان نشسته بود و براي زندگي آينده خود برنامه ريزي ميکرد،چشمش به دختري رعناافتاد.آن دختر اهل آن روستا نبود.دخترک بسيار زيبا بود.نام آن دختر سارا بود.هر دوي آنها ...
    به هم زول زده بودند و همديگر را نگاه مي کردند وهيچ يک جرأت اول صحبت کردن را نداشت.يکي دو دقيقه اي به همين صورت ادامه داشت تا اينکه دختر به راه خود ادامه داد و رفت. مدتي گذشت دارا هر روز در فکر سارا بود،حتي در زماني که کارمي کرد ، درس مي خواند و حتي در زمان استراحت فکرش شده بود سارا و سارا وسارا...يک روز وقتي دارا به همراه همکلاسيهايش به روستا برميگشت،دوستان او پيشنهاد دادند که براي چند ساعتي به
    روستائي که در چند کيلومتري از روستاي آنها بود بروند وتفريحي بکنند.دارا برعکس هميشه قبول کرد. آنها به روستا رسيدند و به طرف امام زده اي که در ان روستا بود حرکت کردند.دارا ابتدا به سمت آبخوري امام زاده رفت.در حال نوشيدن آب بود که صداي دختري را شنيد، به طرف صدا حرکت کرد.دختري را ديد که درحال رازو نياز بود...بله آن دختر سارا بود و آن روستا محل زندگي او.دارا در گوشه اي در حالي که مخفي شده بود، سارا را نگاه مي کرد.وقتي سارا مناجاتش تمام شد به طرف خانه حرکت کرد و دارا نيز او را تعقيب ميکرد، تا اينکه سارا به خانه اش رسيد.خانه اي کوچک و قديمي،در زد پير زني آرام آرام آمد ودررا باز کرد و سارا وارد آن خانه شد دارا که خوشحال بود به خانه اش باز گشت.چند هفته اي گذشت.يک روز دارا براي زيارت امام زاده به طرف روستا حرکت کرد.مثل هميشه اول به سمت آبخوري رفت.بعد از گذشت يکي دو ساعت که زيارتش تمام شد به طرف روستايش حرکت کرد.هنوز داخل روستا بود که صداي ناله و زاري شنيد.ناخوداگاه به سمت صدا حرکت کرد ناگهان خود را در مقابل خانه سارا ديد.حجله اي در مقابل در خانه قرار داده بودند و اعلاميه اي را روي آن
    نسب کرده بودند.در ان اعلاميه تصوير سارا ديده مي شد،به نامش نگاه کرد نوشته بودند ساره زماني.حالش بد شد گوئي با پتکي به سرش زده بودند در حالي که گريه ميکرد به طرف خانه حرکت کرد.او درآن روز قصم خورد تا
    با هيچ دختري صحبت نکند و خود را در خانه حبس کند.سال هاي زيادي به همين صورت گذشت.او 58 سالش شده بود.دارا قصم خود را شکسته بود و به بيرون از خانه مي رفت.روستاي آنها به شهر بزرگي تبديل شده بود
    پارکي در نزديکي خانه ي دارا قرار داشت.دارا ازدواج نکرده بود به همين خاطر به بچه خيلي علاقه داشت و هر روز براي ديدن بچه ها به پارک مي رفت.در يکي از روزهاي تايستاني که دارا به عادت هميشگي به پارک رفته بود صداي ناله هاي پيرزني را شنيد که آه و ناله ميکرد. بي اختيار به طرف او حرکت کرد و احوال او را پرسيد سر صحبت بين آن دو باز شد و هر دو شروع به درد و دل کردند.پيرزن اززمان نوجواني خود صحبت مي کرد و مي گفت 17 سال داشتم.روزي که به روستاي ديگري رفته بودم ،پسري را ديدم که در مقابل خانه ي شان نشسته بود و به من زُل زده بود و نگاه مي کرد.آن پسر بسيار زيبا و جذاب بود.عاشقش شدم ولي ديگر او را نديدم. دارا هم شروع به گفتن تمام خاطرات دوران جوانيش کرد.وقتي صحبت دارا تمام شد پيرزن شروع به گريه کردن کرد و گفت سارائي که عاشقش بودي من هستم و آن کسي که توحجله اش را ديدي خواهر دوقلوي من بود که ساره نام
    داشت.دارا که چشمهايش را اشک گرفته بود و از روي خوشحالي نمي دانست چه کار کند،در همان پارک از او خواستگاري کرد.و هر دوي آنهابا دلهائي جوان زندگي تازه اي را شروع کردند
    ویرایش توسط سایدا : 15th November 2012 در ساعت 17:55


    این عکس روامشب15اسفند92بوشهرکنسرت روزبه نعمت الهی گرفتم
    جای همتون خالی خیلی خوش گذشت.......

  2. 12 کاربر مقابل از سایدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ANTI BLUE (15th November 2012), arash_kamangir (15th November 2012), FaRsHaD_8 (15th November 2012), F_RED_F (16th November 2012), Mahla (16th November 2012), Majid:62 (15th November 2012), Milad criska (16th November 2012), ShAh!N (16th November 2012), tiyam&tina (15th November 2012), WiSe (29th June 2013), yaghi (15th November 2012), Y♥aLd♥a (16th November 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    پرسپولیس اف سی
    نام واقعی
    FarSHaD
    استاتوس
    به بهشت نمی روم اگه علی آنجا نباشد
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Brazil
    نوشته ها
    16,939
    تشکر
    11,273
    تشکر شده 23,000 بار در 7,966 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 47 تاپیک
    من که چیزی نمی بینم......

    بدرود آقای کریمی...

    ما چراغ ها را روشن نگه می داریم

    برای بچه های نسل هاوش و هیرسا

    تا یادشون نره یه روز دلخوشی فوتبالی ها

    جادوگری بود که 8 می پوشید...





    29 تیر روز مرگ فوتبال زیبا....

















































  4. #3


    محل سکونت
    تیفوسی خونه
    نام واقعی
    majid
    استاتوس
    فضولو بردن زیر زمین...پله نداشت خورد زمین
    شغل و حرفه
    تنهایی
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Liverpool | Germany
    نوشته ها
    3,550
    تشکر
    3,935
    تشکر شده 9,141 بار در 2,352 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 44 تاپیک
    دستت درد نکنه
    ...


  5. #4


    محل سکونت
    تـ ـ ــو دلـ ــ مــ ـردم
    نام واقعی
    مـــهرآرا::Mehr Ara
    استاتوس
    ♥TaTaLiTy♥
    شغل و حرفه
    دکــ ــ ـتـ ــر آینــ ـده
    بازیکن محبوب
    Alireza Haghighi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,823
    تشکر
    6,983
    تشکر شده 5,017 بار در 1,961 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 6 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط PERSPOLIS_6 نمایش پست ها
    من که چیزی نمی بینم......
    ولی من تونستم بخونمش


  6. #5


    محل سکونت
    پرسپولیس اف سی
    نام واقعی
    FarSHaD
    استاتوس
    به بهشت نمی روم اگه علی آنجا نباشد
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Brazil
    نوشته ها
    16,939
    تشکر
    11,273
    تشکر شده 23,000 بار در 7,966 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 47 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrara1 نمایش پست ها
    ولی من تونستم بخونمش
    داستان اولو چه جوری خوندی

    بدرود آقای کریمی...

    ما چراغ ها را روشن نگه می داریم

    برای بچه های نسل هاوش و هیرسا

    تا یادشون نره یه روز دلخوشی فوتبالی ها

    جادوگری بود که 8 می پوشید...





    29 تیر روز مرگ فوتبال زیبا....

















































  7. #6


    محل سکونت
    تـ ـ ــو دلـ ــ مــ ـردم
    نام واقعی
    مـــهرآرا::Mehr Ara
    استاتوس
    ♥TaTaLiTy♥
    شغل و حرفه
    دکــ ــ ـتـ ــر آینــ ـده
    بازیکن محبوب
    Alireza Haghighi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,823
    تشکر
    6,983
    تشکر شده 5,017 بار در 1,961 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 6 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط PERSPOLIS_6 نمایش پست ها
    داستان اولو چه جوری خوندی
    اتفاقا من اولو خوندم...دومی رو دیگه حوصله نداشتم...
    با چشمام دیگه


  8. #7


    محل سکونت
    پرسپولیس اف سی
    نام واقعی
    FarSHaD
    استاتوس
    به بهشت نمی روم اگه علی آنجا نباشد
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Brazil
    نوشته ها
    16,939
    تشکر
    11,273
    تشکر شده 23,000 بار در 7,966 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 47 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrara1 نمایش پست ها
    اتفاقا من اولو خوندم...دومی رو دیگه حوصله نداشتم...
    با چشمام دیگه
    قدر چشماتو بدون...

    بدرود آقای کریمی...

    ما چراغ ها را روشن نگه می داریم

    برای بچه های نسل هاوش و هیرسا

    تا یادشون نره یه روز دلخوشی فوتبالی ها

    جادوگری بود که 8 می پوشید...





    29 تیر روز مرگ فوتبال زیبا....

















































  9. #8


    محل سکونت
    جایی میان آسمان وزمین
    نام واقعی
    افسانه
    استاتوس
    خدایابه اندازه ی تمام دنیادلم گرفته...
    شغل و حرفه
    دا نش جو
    بازیکن محبوب
    afshin peyrovani
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    123
    تشکر
    360
    تشکر شده 342 بار در 71 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 47 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط PERSPOLIS_6 نمایش پست ها
    من که چیزی نمی بینم......
    حالامیتونی بخونی............آخه درستش کردم..


    این عکس روامشب15اسفند92بوشهرکنسرت روزبه نعمت الهی گرفتم
    جای همتون خالی خیلی خوش گذشت.......

  10. #9


    محل سکونت
    E$F@H@N
    نام واقعی
    M@hdi
    استاتوس
    هرچه باداباد
    شغل و حرفه
    دانشجوی الکتروتکنیک.گیتاریست
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | Germany
    نوشته ها
    1,079
    تشکر
    1,599
    تشکر شده 867 بار در 367 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


  11. #10


    محل سکونت
    پرسپولیس اف سی
    نام واقعی
    FarSHaD
    استاتوس
    به بهشت نمی روم اگه علی آنجا نباشد
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Brazil
    نوشته ها
    16,939
    تشکر
    11,273
    تشکر شده 23,000 بار در 7,966 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 47 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط سایدا نمایش پست ها
    حالامیتونی بخونی............آخه درستش کردم..
    آره مرسییییی ببخشید شما را به زحمت انداختم

    بدرود آقای کریمی...

    ما چراغ ها را روشن نگه می داریم

    برای بچه های نسل هاوش و هیرسا

    تا یادشون نره یه روز دلخوشی فوتبالی ها

    جادوگری بود که 8 می پوشید...





    29 تیر روز مرگ فوتبال زیبا....

















































صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا