بخاطر بیپولی رفتم ولی بدون پول برگشتم تا به من نگویند پولکي
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: بخاطر بیپولی رفتم ولی بدون پول برگشتم تا به من نگویند پولکي

  1. #1


    محل سکونت
    IRAN
    نام واقعی
    SaEeD
    استاتوس
    در این دنیای بی صداقت رفاقت بی رفاقت...
    شغل و حرفه
    daneshjo...naghshe keshi
    بازیکن محبوب
    karim bagheri
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    3,938
    تشکر
    3,216
    تشکر شده 3,669 بار در 1,625 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک

    بخاطر بیپولی رفتم ولی بدون پول برگشتم تا به من نگویند پولکي

    عقيل اعتمادی: بخاطر بیپولی رفتم ولی بدون پول برگشتم تا به من نگویند پولکي/ ميدانم تا آخر فصل به من بازي نميرسد/ بعد از اين مصاحبه 4 ماه حرف نميزنم


    از وقتی که به ایران برگشتم تصمیم گرفته بودم دیگر مصاحبه نکنم. ولی به یکباره تصمیم برای این یک بار عوض شد و هدف از این صحبتها این بود که دلایل رفتنم شفافسازی شود



    سايت گل- عقیل اعتمادی دروازهبان ایرانی- هلندی تیم تراکتورسازی بعد از بازی با استقلال که روز خوبی را نیز پشت سر گذاشته بود تبریز را ترک کرد و به هلند رفت. گفته میشد مشکلات مالی ناشي از قرارداد دلاری عقيل، بلیط سفر او را نیز مثل دو بازیکن پرتغالی یکسره کرده است. ولی حالا او بیسروصدا برگشته است و در تبریز به تمرینات خود ادامه میدهد. خبرنگار سایت گل در تبریز به سراغ او رفته تا دلایل رفتن و بازگشتنش را جویا شود.


    یک نیم فصل خوب در تراکتور داشتی و تبدیل به دروازهبان فیکس تیم شده بودی. با این حساب چرا از تراکتور رفتی؟
    بله. نيمفصل خوبی بود و عملکرد خوبی داشتم. در این مدت حتی صحبت از دعوتم به تیم ملی شنیده شد و مربی دروازهبانهای تیم ملی با من تماس گرفت. ولی خب... دلیل اصلی رفتن من، عدم دریافت مطالبات مالی بود. به طوری که من برای مخارج زندگی خود در تبریز پول نداشتم و پدرم برای من پول میفرستاد. من بازیکن حرفهای هستم و درآمدم از فوتبال است. از اين راه خرج و مخارج زندگی را تامین میکنم و برای تشکیل زندگی نیاز به پول دارم. ولی در این مدت پول خرجی خودم را هم از پدرم میگرفتم!
    اما بازیکنان دیگر نیز مشکلات مالی داشتند. چرا آنها نرفتند؟

    خيلی از بازیکنان و کادر فنی پول خود را گرفته بودند ولی به من پول نرسید.
    ولی باشگاه تراکتورسازی عنوان کرده بود که شما بیخبر رفتهاید و مطالبات خود را نیز دریافت کردهاید؟

    اول فصل مبلغ کمی گرفته بودم ولی بعد از آن دیگر خبری از پول نبود. ضمنا بیخبر نرفته بودم و یک ماه قبل از رفتنم برادرم نامهای به سردار جعفری داده بود که در آن عنوان شده بود اگر تا بعد از بازی با استقلال به من پول ندهید خواهم رفت.
    ولی با این کار، هواداران از تو ناراحت شدند و پولکی خطابت کردند!

    من هم بهخاطر همین بحثها برگشتم. برگشتم تا ثابت کنم پولکی نیستم و تبریز را خانه خود میدانم. من بدون دریافت هیچ مبلغی دوباره برگشتهام و البته برای برگشتنم شرایطی را قبول کردم که خیلی به ضرر من بود ولی بهخاطر اینکه پشت سرم حرفی نباشد برگشتم و البته میدانم دیگر تا آخر فصل به من بازی نخواهد رسید.
    برای بازگشت چه ضرری را متحمل شدی؟

    قرارداد من به دلار بود و در بازگشت گفتند که اگر میخواهی برگردی باید قرارداد خود را به ریال دریافت کنی. دلار را نیز با نرخ مرجع حساب خواهند کرد و من باید با نرخ آزاد به حسابم در هلند حواله کنم که تقریبا ۲۵ درصد از قراردادم کم میشود.
    نمیخواستی از تراکتور بروی ؟

    مگر دیوانه بودم با این همه علاقهای که نسبت به تراکتور و مردم آذربایجان دارم از اینجا بروم؟ من همیشه گفتهام تبریز خانه من است و دوست دارم در تراکتور باشم. البته سفارش مادرم هم همین است و میگوید در ایران بايد فقط برای تراکتور بازی کنی.
    يعني مادرت هم تراکتوری است؟

    شدیدا.
    اما یکباره رها کردن تیم هم کار درستی نبود.

    من یکباره تیم را رها نکردهام. همانطور که گفتم پیش از جداییام برادرم نامه رسمی به باشگاه داده بود که اگر تا این روز مطالبات من پرداخت نشود از تیم میروم.
    اما مسئولان باشگاه گفتند که دلیل رفتنت نبودن در ترکیب تیم بود.

    زمانی که هلند بودم خبرها و مطالب بسیاری شنیدم که نخواستم به آنها پاسخ دهم. من به خاطر فیکس نبودن نرفتم. من پیش از اینها به باشگاه گفته بودم و شاید به همین دلیل که میدانستند میروم، اسمم را در لیست ننوشتند. ضمنا مگر من پارسال و یا ابتدای فصل فیکس بودم که با یک بار فیکس نبودن بروم؟!
    چرا نخواستی در هلند پاسخی به صحبتها بدهی؟

    من از زمان رفتنم به فکر بازگشت به تیم بودم. اگر من هم به این صحبتها پاسخ میدادم وضع خرابتر میشد.

    اما مسئولان باشگاه گفته بودند که از تو شکایت کردهاند؟

    چرا باشگاه از من شکایت کند؟ آنها مطالبات مرا نداده بودند.
    اکنون این مشکلات حل شده؟

    قرار شده که حل شود. برادرم در تبریز بود و طبق توافقی که انجام گرفت قرار شد که من به تیم برگردم.

    در هلند که بودی تمرین کردی؟

    بله. سه هفته اول را با تیم قبلیام تمرین کردم. اما به خاطر تعطیلات سال نوي میلادی تمرینات در باشگاهها انجام نشد و انفرادی تمرین میکردم.
    زمانی که در هلند بودید با هواداران در ارتباط بودی؟

    از طریق اینترنت پیغام میدادند و با هم گفتگو میکردیم.

    در حال حاضر دو رقیب جدی داری. نظرت چیست؟

    هر دوي آنها دوستان من هستند و همه در خدمت تيم هستيم. فرد مهم نیست و موفقیت تیم مهم است.

    بازیهای آسیایی را هم پیش رو داریم. نظرت درباره همگروههای تراکتورسازی چیست؟

    من سابقه بازی بینالمللی را در تیم سابق خودم دارم و در یوفاکاپ بازی کردهام. لیگ قهرمانان آسیا نیز همانند لیگ اروپاست و جذابیتهای خاص خود را دارد. به نظر من ميتوانیم از گروه خود صعود کنیم زیرا تیم خوبی داریم.
    خبر داری که الجزیره (رقیب تراکتورسازی) فرانکفورت را برده است؟

    بله، خبردار شدم. ولی به نظر من بازی در ورزشگاه یادگار امام (ره) کار سادهای نیست و جوی که هواداران به وجود میآورند حتما آنها را گیج خواهد کرد.
    بهترین خاطرهات از دوران بازی در تراکتور چیست؟

    بهترین خاطره من به بازی استقلال برمیگردد و به صحنهای که توانستم موقعیت تکبهتک را از برهانی بگیرم و مهمتر از آن برتری تراکتور در این دیدار بود.

    چرا این برد این همه مهم بود؟

    اهمیت و حساسیت یک دیدار را هواداران مشخص میکنند و این دیدار نیز کلکل هواداران بالا بود و ما مقابل مربی فصل قبل بازی میکردیم. قبل از بازی در خیابان که راه میرفتم هواداران جز بردن استقلال خواسته دیگری نداشتند و برای من نیز اهمیت ویژهای پیدا کرده بود. با این برد هواداران ما خوشحال شدند و من نیز از خوشحالی این هواداران خوشحال بودم تا برایم تبدیل به یک روز خاطرهانگیز شود.
    حرف پایانی؟

    من ابتدا نمیخواستم صحبت کنم و از وقتی که به ایران برگشتم تصمیم گرفته بودم دیگر مصاحبه نکنم. ولی به یکباره تصمیم برای این یک بار عوض شد و هدف از این صحبتها این بود که دلایل رفتنم شفافسازی شود. همانطور که گفتم تبریز خانه من است و دوست دارم در تراکتورسازی بازی کنم. امیدوارم بتوانم در تراکتورسازی عملکرد خوبی داشته و به این تیم کمک کنم تا این تیم را به جایگاه اصلی آن برسانیم. از مردم عزیزی که در این مدت مرا حمایت کردند تشکر میکنم و دست تکتک آنها را میبوسم. بعد از این مصاحبه به مدت چهار ماه مصاحبهای انجام نخواهم داد و ممنون از شما که وقت خود را به من اختصاص دادید.
    ویرایش توسط SaEeD_ReD : 12th January 2013 در ساعت 00:25




    میدونی بن بست| زندگی کجاست؟؟؟
    جایی که...
    نه حق خواستن داری
    نه توانایی فراموش کردن


  2. کاربر مقابل از SaEeD_ReD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Milad criska (12th January 2013)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا