شاعرا واسه پیغام گیرشون چه متنی رو میذاشتن؟!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: شاعرا واسه پیغام گیرشون چه متنی رو میذاشتن؟!

  1. #1


    محل سکونت
    بلند اسمان جایگاه من است
    نام واقعی
    R@MiN
    استاتوس
    چقدر زود دیر میشود
    شغل و حرفه
    کارم رنگه تخصصم موبایل فوتبال
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    4,836
    تشکر
    18,749
    تشکر شده 16,554 بار در 3,918 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 59 تاپیک

    شاعرا واسه پیغام گیرشون چه متنی رو میذاشتن؟!


    زنگ زدن توی این روزها فقط برای مسائل کاری نیست و در اکثر مواقع از سر دلتنگیه و به نوعی یاد کردن از دوستان و رفقا به حساب میاد.
    هرچند بعضی وقت ها با صدای پیغام گیر مواجه می شیم که میگه : لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید ...
    اما تا حالا هیچ فكر كردید اگه زمان شاعرای قدیمی تلفن و پیغام گیر وجود داشت،
    شاعرا واسه پیغام گیرشون چه متنی رو میذاشتن؟!


    پیغام گیر تلفن حافظ :


    رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
    تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
    بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
    زان زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


    پیغام گیر تلفن سعدی :

    از آوای دل انگیز تو مستم

    نباشم خانه و شرمنده هستم
    به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
    فلک را گر فرصتی دادی به دستم





    پیغام گیر تلفن فردوسی :

    نمی باشم امروز اندر سرای
    که رسم ادب را بیارم به جای
    به پیغامت ای دوست گویم جواب
    چو فردا بر آید بلند آفتاب




    پیغام گیر تلفن خیام :
    این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
    ممنون توام که کرده ای از من یاد
    رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
    آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!





    پیغام گیر تلفن مولانا :

    بهر سماع از خانه ام رفتم برون، رقصان شوم!
    شوری برانگیزم به پا، خندان شوم شادان شوم !
    برگو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود
    فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم!





    پیغام گیر تلفن بابا طاهر :

    تلیفون کرده ای جانم فدایت!
    الهی مو به قوربون صدایت!
    چو از صحرا بیایم نازنینم
    فرستم پاسخی از دل برایت !





    پیغام گیر تلفن منوچهری دامغانی :

    از شرم به رنگ باده باشد رویم
    در خانه نباشم که سلامی گویم
    بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت

    زان پیش که همچو برف گردد رویم!




    پیغام گیر تلفن نیما (در خانه ای که در یوش بود) :

    چون صداهایی که می آید
    شباهنگام از جنگل
    از شغالی دور
    گر شنیدی بوق
    بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
    در فضایی عاری از تزویر
    ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه

    پاسخی گیرد ز من از دره های یوش





    پیغام گیر تلفن نیما (در زمانی که در تهران زندگی می کرد) :

    آی آدم ها!
    كه اندرپشت خط

    در انتظار پاسخی هستید !
    یك نفر هم، اینك اندر خانه ی ما نیست!
    كه پاسخ گوی الطاف شما باشد.
    اگر با دست و پای دائم از چنگ فضای سرخ ناامنی
    و این دریای تندوتیره و سنگین كه می دانید
    رها گشتم
    و سوی خانه برگشتم
    سلامی گرم خواهم داد در پاسخ
    محبت های بسیار عزیزان را...





    پیغام گیر تلفن شاملو :

    بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
    سنگواره ای از دستان آدمیت
    آتشی و چرخی که آفرید
    تا کلید واژه ای از دور شنوا
    در آن با من سخن بگو
    که با همان جوابی گویم
    تانگاه که توانستن سرودی است





    پیغام گیر تلفن سایه :

    ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
    دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
    گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
    به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان





    پیغام گیر تلفن فروغ :

    نیستم... نیستم... اما می آیم... می آیم... می آیم
    با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم. می آیم. می آیم
    و آستانه پر از عشق می شود
    و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
    سلامی دوباره خواهم داد ...

    پیغام گیر تلفن شاعران شعر نو :

    افسوس می خورم
    چون زنگ میزنی
    من خانه نیستم که دهم پاسخ تو را
    بعد از صدای بوق
    برگو پیام خود
    من زود می رسم
    چشم انتظار باش ...





    یاد سهراب سپهری بخیر آنکه تا لحظه خاموشی گفت :

    تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم، آرزویم همه سرسبزی توست ...
    دهانم را بستید پاهایم را به زنجیر کشیدید

    با افکارم چه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. 2 کاربر مقابل از RaMiN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ...Niko_Red... (20th January 2013), The Lone Red (20th January 2013)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا