داستان زیبای راز گل سرخ
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: داستان زیبای راز گل سرخ

  1. #1


    محل سکونت
    PersPolisFc.Net - PasdaraN
    نام واقعی
    کوروش رضایی
    شغل و حرفه
    نوازنده
    نوشته ها
    3,440
    تشکر
    651
    تشکر شده 2,249 بار در 952 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    داستان زیبای راز گل سرخ

    گل از اون بالا منطقهای رو دید زرد رنگ، سرزمین وسیع و پهناوری بود پیش خودش گفت من همینجا میمونم رو به خدا کرد و گفت: خدایا منو همینجا قرار بده خدا گفت گل من اینجا مناسب تو نیست؛گل گفت خدایا خودت به من گفتی انتخاب کن و من هم اینجا رو انتخاب کردم خدا گفت: نه همین که گفتم.
    گل نالید که خدایا تو دل منو آزردی چرا با من این کار رو کردی... .
    کره زمین میچرخید و گل نظاره گر زمین بود ناگهان گل منطقهای رو دید آبی رنگ آبی که از بالا برق زیبایی داشت زیبایی و برق رنگ آبی دل گل رو با خودش برد گل گفت خدایا من اینجا رو میخوام خدایا من و همینجا پایین بزار خدا گفت گل من اینجا هم مناسب تو نیست گل گفت خدایا چرا منو اذیت میکنی چرا به من سخت میگیری تو دل منو گل آفریدی شکننده و عاشق و حالا مدام دل عاشق منو میشکنی چرا اون چیزی که بهش علاقهمند میشم و عاشق رو از من دور میکنی خدا گفت همین که گفتم.
    و کره زمین همچنان میچرخید گل گریه میکرد و با چشمان گریان به زمین نگاه میکرد دلش گرفته بود خسته شده بود دوری اون دوتا سرزمین خیلی اذیتش میکرد به طوری که از خدا آرزوی مرگ میکرد. دوست داشت زود منزلگاهی رو پیدا کنه دیگه براش هیچی مهم نبود عشق مهم نبود، فقط یه چیز مهم بود دیگه خسته شده بود دوست داشت سریع جایی رو پیدا کنه و توش منزل کنه.
    ناگهان چشم گل به سرزمینی افتاد سبز و زیبا گل پیش خودش فکر کرد و گفت عجب جایی چقدر اینجا سبزه سبز مثل برگهام مثل ساقه ام حتما اینجا جای منه خدا میخواسته من اینجا باشم که نگذاشته او دو مکان قبلی بمونم آره بابا جای من اینجاست گل عاشق و دل دادهتر از گذشته شده بودعاشقتر از گذشته رو به خدا کرد و گفت خدایا فهمیدم چقدر دوستم داری تو همین رو میخواستی خدایا منو اینجا قرارم بده زود باش دیگه طاقت ندارم خدا گفت گل من اینجا هم مناسب تو نیست جای دیگهای رو انتخاب کن.
    گل گریه کرد و گفت:خدایا چرا با من اینکار رو میکنی من گلم دل منو نشکن خدایا من با تو قهر میکنم خودت برام جایی پیدا کن تو برای خواستههای من اهمیتی قایل نیستی خدا گفت: به من توکل می کنی؟ گل گفت: هر کاری دوست داری بکن. خدا دست گل رو گرفت و در تاریکی شب او را در جایی گذاشت.
    گل از بس گریه کرده بود خوابش گرفت و ندید که خدا او را کجا گذاشت.گل خواب بود که نوری ملایم به چشمش خورد آروم چشماش رو باز کرد تا چشماش رو باز کرد دونه دونههای آبی خنک ریخت روی صورتش گل خیلی تشنه بود تشنه تشنه.
    با قطرههای آب تشنگیش رو بر طرف کرد با آب چشماشو شست وقتی چشماش بازتر شد دید پیر مردی مهربان با وجدی که توی چشماش فریاد میزد داره گل رو نگاه میکنه
    گل اطرافشو نگاه کرد خدا اونو گذاشته بود توی یه باغچه کوچک توی خونه یه پیرمرد تنها پیر مرد خدا رو شکر کرد که گلی زیبا توی خونش در اومده گلهای دیگه به گل تازه وارد سلام گفتن و از اون استقبال کردن.
    گل عاشق رو به آسمون کرد و به خدا گفت:خدایا منو توی این باغچه کوچک گذاشتی من لیاقتم این بود یا اون سرزمینهای قشنگی که دیدم این بود اون سرزمینی که به من وعده داده بودی؟
    خدا گفت:اولین جایی رو که دیدی اسمش بیابان بود جایی که توش آب نیست و خاکش داغه داغه تو اونجا بیش از چند دقیقه طاقت نمیآوردی و میمردی.
    گل گفت:خوب اون سرزمین آبی چی بود
    خدا گفت:اون قسمت دریا بود دریا پر آبه،آب شور تو اونجا خفه میشدی و می مردی.
    گل گفت خدایا اون سرزمین سبز رنگ که هم جنس و رنگ خودم بود چی؟
    خدا گفت:اسم اون سرزمین جنگله جنگل پر از درختهای بلند و تو هم رفته هست تو گلی هستی کوچک که احتیاج به آفتاب داری وجود اون درختهای بلند به تو اجازه نمیداد که آفتاب بخوری تو بدون آفتاب خشک میشدی و میمردی.
    گل گفت:اینجا کجاست؟
    خدا گفت:اینجا باغچه کوچک پیرمردیه که به تو میرسه آبت میده، کود برات میریزه، مواظب حشرههای موذی روت نشینه …
    گل گفت: خدایا پس چرا تو منو آنقدر عاشق کردی چرا اونجاها رو به من نشون دادی؟
    خدا گفت:همه اینها بخاطر این بود که بفهمی و کاملاً درک کنی که من چقدر تو رو دوست دارم اگر از اول میآوردمت اینجا این قدر که الآن میدونی دوست دارم اون موقع نمیفهمیدی من تو رو اونقدر دوست دارم که دلم نمیخواد تو سختی بکشی .
    اگر توی صحرا میمردی صحرا هم از مرگ تو غمگین میشد و دل مرده میشدمن هم به خاطر تو هم بخاطر صحرا این کار رو نکردم صحرای منم قشنگه پر از زیباییهاست اگر تو توی دریا میمردی هم دریا ناراحت میشد هم ماهیهای توی دریا تو خودت میدونی چقدر دریا قشنگه و زیبا اگر توی جنگل میمردی جنگل از قصه دق میکرد و خشک میشد اونوقت تمام حیوانها هم میمردن حالا میبینی من همه شما رو دوست دارم گل و دریا و صحرا و هر چیزی که توی دنیاست همتون زیبا هستین و زیبا گل گفت خدایا منو ببخش تو چقدر مهربون هستی و ما چقدر نادون اما یه چیزی روی گل مونده بود رنگ گل از داغ عشق سرخ سرخ شده بود.
    سرخ سرخ
    کد:
    درد يعني ، سرت به همون سنگي بخوره كه يه عمري به سينت ميزدي !!!

  2. 6 کاربر مقابل از Kurosh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    devil_boy (15th November 2011), hamidreza_red (15th November 2011), RAINY GIRL (15th November 2011), وانیا پرسپولیسی (16th November 2011), Vahide (15th November 2011)

  3. #2


    محل سکونت
    کرمان
    نام واقعی
    محمدرسول
    شغل و حرفه
    خبرنگار پانا - دانش آموز
    نوشته ها
    21
    تشکر
    2
    تشکر شده 11 بار در 8 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    خیلی باحال بود مر30
    زنده باد پرسپولیس
    زنده باد کوروش کبیر
    زنده باد داریوش کبیر
    زنده باد ایران

  4. #3


    محل سکونت
    کرمان
    نام واقعی
    محمدرسول
    شغل و حرفه
    خبرنگار پانا - دانش آموز
    نوشته ها
    21
    تشکر
    2
    تشکر شده 11 بار در 8 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    یک تشکر هم ازت کردم
    زنده باد پرسپولیس
    زنده باد کوروش کبیر
    زنده باد داریوش کبیر
    زنده باد ایران

  5. #4


    نام واقعی
    مونا
    شغل و حرفه
    محصل
    نوشته ها
    42
    تشکر
    0
    تشکر شده 8 بار در 6 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    عالی بود

  6. #5


    نام واقعی
    vahide
    استاتوس
    misagh
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    1,430
    تشکر
    1,301
    تشکر شده 753 بار در 405 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    مرسی علی جان !


    گـرگــها خوب بداننــد درایـن ایـل غریــب
    گر پـدر مرد, تفنـگ پـدری هست هنوز
    گرچه مردان قبيله همگي کشته شدند...
    توي گهواره چوبي پسري هست هنوز
    آب اگر نیست نترسید که در قافله مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز


  7. #6


    محل سکونت
    PersPolisFc.Net - PasdaraN
    نام واقعی
    کوروش رضایی
    شغل و حرفه
    نوازنده
    نوشته ها
    3,440
    تشکر
    651
    تشکر شده 2,249 بار در 952 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    خواهش
    کد:
    درد يعني ، سرت به همون سنگي بخوره كه يه عمري به سينت ميزدي !!!

  8. #7


    محل سکونت
    ایران / شهرک تیفوسی ها / واحد23
    نام واقعی
    وانیا
    استاتوس
    هر چه بگندد نمکش میزنند!! وای به روزی که بگندد نمک...
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    774
    تشکر
    835
    تشکر شده 508 بار در 293 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    ممنون خیلی قشنگ بود ...


    " دلتنگی همیشه بد نیست... یادگاریست از انانکه دوستشان داریم یا از ما دورند... "

  9. #8


    نام واقعی
    زهرا
    استاتوس
    این نیز بگذرد........
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    mohsen khalili
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Germany
    نوشته ها
    1,029
    تشکر
    2,029
    تشکر شده 647 بار در 363 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    راستش زیاد بود نخوندم
    آنقدر رشد خواهم کرد که تمام پرنده ها در حسرت نشستن روی شاخ و برگم به کلاس پرواز بروند.....

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا