اجنبی ها هم نون حلال میخورند/وفاداري غير شعاري، از والدس تا نيلسون «نان حلال»، قوت خاصي نيست كه فقط در تنورهاي شرقي و ايراني پخته شود. فاصله بين حرف و عمل، زندگي آدمها را ميسازد. در اين سوي دنيا، شهر محل محاصره آدمهايي شده است كه باورهايشان را باور ندارند، راستگوترين دروغ دوستهاي تاريخاند و با انبوهي از ادعاهاي اخلاقي، دست از هيچ ناهنجاري منعفتطلبانهاي كوتاه نميدارند. نبرد يكشنبه شب بارسلونا و والنسيا در مستايا، يك ستاره غيرمنتظره داشت. در روزي كه خيليها انتظار درخشش سوپراستارهاي بزرگ بارسلونا يا سرنوشتسازي سولدادوي كاركشته و كانالس جوان را ميكشيدند، اين ويكتور والدس بود كه نگاهها را به سمت خودش خيره كرد. شايد دو واكنش فوري او در يك صحنه و به ويژه شيرجه دومش روي شوت از راه نزديك كاپيتان والنسيا، يكي از بهيادماندنيترين «سيو»هاي اين فصل لاليگا محسوب شود. برنده پنج جايزه «زامورا» در يك دهه گذشته، در حالي خفاشها را از كسب پيروزي محروم كرد كه هفته گذشته نيز برابر اوساسونا، چند واكنش زيبا از خودش به نمايش گذاشته بود. سنگربان شماره يك بلوگرانا در اين سالها عملكرد پر فراز و نشيبي داشته و همواره هدف انتقادها يا ستايشهاي بيشماري بوده است. با اين وجود آنچه عملكرد اين روزهاي او را متمايز از هر زمان ديگري ميكند، ماجراي اعلام عدمتمديد قرارداد والدس است. او و مسوولان باشگاه اوايل ژانويه تصميم قطعيشان را براي پايان همكاري با رسانهها در ميان گذاشتند و اگرچه تلاشهايي براي اتصال دوباره آنها به هم در كار است، اما بعيد به نظر ميرسد فصل آينده والدس را در چارچوب دروازه آبياناريها ببينيم. فلاشبك؛ اواسط فصل گذشته پرسپوليسيها بعد از يك جهش مطلوب و جالب توجه با مصطفي دنيزلي، ناگهان دچار افتي وحشتناك و غيرموجه به ويژه در مسابقات ليگ شدند. در مورد علت اين نزول گفته ميشد اعلام رسمي جدايي 10 نفر در پايان فصل، انگيزههاي بازيكنان پرسپوليس را كاهش داده و باعث شده آنها ادامه فصل را چندان جدي نگيرند و در برخي موارد حتي گناه كارشكني را هم به بزه كمكاري بيفزايند. وقتي دروازه اين تيم به راحتترين شكل ممكن گشوده ميشد و شكستهاي سنگين يكي پس از ديگري از راه ميرسيدند، اين فرضيه آنقدر قوت گرفت كه مديران و مربيان نگونبخت باشگاه ناچار شدند ادعايشان را پس بگيرند و براي دلجويي(!) از ستارههاي ميليونر پا پيش بگذارند. در اين مقطع از فصل بيانگيزگيها و تنشها به اوج خودش رسيد و بهعنوان نمونه در يك مشاجره معروف و فراموش ناشدني، يكي از هافبكهاي كم فروغ اين تيم به هواداران متعصب حاضر در تمرين سركوفت زد كه «دو ماه ديگر هم ما را تحمل كنيد، از شرمان راحت ميشويد!» «نان حلال»، قوت خاصي نيست كه فقط در تنورهاي شرقي و ايراني پخته شود. فاصله بين حرف و عمل، زندگي آدمها را ميسازد. در اين سوي دنيا، شهر محل محاصره آدمهايي شده است كه باورهايشان را باور ندارند، راستگوترين دروغ دوستهاي تاريخاند و با انبوهي از ادعاهاي اخلاقي، دست از هيچ ناهنجاري منعفتطلبانهاي كوتاه نميدارند. آنقدر كه اينجا بر طبل صداقت و درستكاري كوفته ميشود، شايد در تمام طول تاريخ از اين مفاهيم زيبا بهرهبرداري نشده باشد، اما نتيجه اين همه مانور چيست؟ اينكه مسوولان قوه قضاييه مدفون زير آوار دهها هزار پرونده حقوقي بلاتكليف، مدام از كمبود وحشتناك قاضي و دادستان سخن بگويند؟ اينجا سرزمين قولهاي به فعل نرسيده است. ما قرار بود بااخلاقترينها، متعصبترينها و وفادارترينها باشيم، اما در عمل روي همه سياهكاران دنيا را سفيد كردهايم. در طول هر فصل فوتبالي آنقدر اخبار و شايعات پررنگ در مورد خيانت بازيكنان مختلف به تيمهاي خودي، خلافگويي ستارهها و باشگاهها در مورد مسايل نقل و انتقالاتي و دوپينگ و زدوبند و تباني منتشر ميشود كه بوي تعفن تمام فوتبال مملكت را پر ميكند. نكته تلختر اين است؛ اغلب ستارههاي سرشناس دنيا بهخاطر بافت خصوصي فوتبال باشگاهي در اروپا هيچگونه دين و بدهي مالي و مادي به هوادارانشان ندارند، اما تا پاي جان بهخاطر آنها ميايستند و ميجنگند، اما در ايران كه ساختار دولتي تيمداري، اهالي فوتبال را تا خرخره مقروض طرفداران كرده، سست عنصري و جفاكاري بيداد ميكند. اينجا بازيكني كه به بهانه مشكلات حاد خانوادگياش و به اسم خداحافظي از فوتبال رضايتنامهاش را از يك باشگاه اصفهاني گرفته، خيلي ريلكس سر از يك تيم ليگ برتري شمالي در ميآورد و ضربان قلب يك مربي محجوب را، مدار جغرافيايي شهر محل كارش تنظيم ميكند! چيز غريبي هم نيست البته؛ فوتبال اخلاقيمان به اقتصاد اخلاقي و فرهنگ اخلاقي و سياست اخلاقيمان ميماند... نوار ضبط شدهاش هم موجود است لابد! ويكتور والدس اسپانيايي اين روزها مصممتر و پرتلاشتر از هر زمان ديگري ايستاده است تا به تعهد اداري و عاطفياش تا آخرين روز قراردادش عمل كند. وداع قريبالوقوع او تاثيري روي عزم جزمش نگذاشته، چون يكي مثل والدس اصولا زندگي را طور ديگري ياد گرفته، در يك فضاي غيرشعاري و دور از ظاهرسازي؛ درست شبيه آسمير آودوكيچ صرب يا همين نيلسون قرمزها كه با تعصب شگفتانگيزش، طوري بازي ميكند كه انگار هفت پشتش پرسپوليسي بودهاند! منبع: روزنامه گل