از خنده عادل متوجه شدم می خواهد سوالات متفاوتی بپرسد باید نیلسون می رفت به برنامه 90 و مقابل عادل فردوس پور می نشست تا آنهایی که کمتر این گلر برزیلی را می شناسند متوجه خلق و خوی جذاب و طبع گرم او در برخورد با رسانه ها شوند.

هر بار که با نیلسون مصاحبه می کنیم، بیشتر از قبل به ا حساسات قلبی او پی می بریم و البته با منطقش بیشتر آشنا می شویم و او یک بازیکن حرفه ای و خونگرم است.

*به نظر می رسید از نشستن رو به روی دوربین خجالت می کشیدی که آنقدر عرق کرده بودی؟

نه اینطور نبود. شاید کمی به نور و گرمای استودیو حساسیت داشتم که این اتفاق برایم افتاد. دوستان از پشت دوربین چند بار با من به زبان اشاره گفتند عرق روی پیشانی ات را پاک کن ولی اول فکر کردم مقابل دوربین چندان جالب نیست که چنین کاری انجام دهم اما متوجه شدم اوضاع خیلی خوب نیست. به همین خاطر دستمالم را در آوردم و ... البته شاید به خاطر حساسیتم به تغییر فصل هم باشید. نمی دانم. *حضور در برنامه 90 در کل چطور بود؟

جالب بود. اینکه مجری برنامه اطلاعات خوبی از گذشته و کارنامه من داشت، مرا متعجب کرد و شاید منتظر نبودم چنین سوالاتی از من پرسیده شود. به خصوص در مورد تیم ملی بورکینافاسو که فکر نمی کنم کسی راجع به آن چیزی می دانست. حتی در پرتغال هم تعداد کسانی که این مسائل را می دانستند، بسیار کم بودند. *گویا عادل خیلی زود با تو رفیق و صمیمی شد!

بله به نظرم او مجری جالبی است. وقتی قرار شد به برنامه 90 بروم، متوجه شدم برنامه پرطرفداری است و مسابقه اس ام اسی آن دو میلیون نفر عضو دارد و این خیلی جالب بود. قبلا هم این برنامه را دنبال می کردم و از دوستانم می خواستم بخش هایی از آن را برایم ترجمه کنند. چنین برنامه هایی به فوتبال کمک می کند. هنگامی که نوبت مصاحبه من شد، عادل مدام می خندید و من هم از خنده او متوجه شدم می خواهد سوالات متفاوتی بپرسد.
*واقعا در آن دربی چه شد؟ بنگر می گفت باز هم خودت را زمین بیندازی و وقت بازی را بگیری؟

این قضیه مربوط به گذشته است (می خندد). بهتر است بحث را عوض کنیم، چون همه چیز را در برنامه گفتم. *در پایان برنامه گفتی در ایران بسیار راحت هستی و احساس می کنی اینجا تعداد افراد خانواده ات بیشتر شده اند. در این مورد برایمان بیشتر توضیح میدهی؟

با اینکه مدت زمان زیادی نیست که در تهران زندگی میکنم ولی به خاطر لطف مردم، حس بسیار خوبی دارم. تهران شهر شلوغ و پرترافیکی است ولی من این شهر را دوست دارم چون مردم بسیار خوبی دارد. وقتی به رستوران میروم همه مرا میشناسند و میخواهند با من عکس یادگاری داشته باشند. یا وقتی به خرید میروم همین وضعیت است. مردم به من لبخند میزنند و کاری میکنند تا با آنها احساس راحتی داشته باشم.البته خیلی وقتها ایرانیها با من به زبان فارسی صحبت میکنند که چیزی از آن سر در نمیآوردم ولی برایم جالب است که میخواهند با من احساسشان را به اشتراک بگذارند. من هفت سال در پرتغال بازی کردم و پیراهن گیمارش را به تن داشتم ولی میتوانم ادعا کنم تعداد دوستانم در ایران و آنهایی که در پرسپولیس ما را حمایت میکنند بیشتر از پرتغال است. *راستی در مورد بازی با سپاهان صحبت نکردی، بازی را چطور دیدی؟

بازی خوبی بود. ما از دقیقه اول بازی جنگیدیم و در نهایت به خواستهمان رسیدیم. من هم با بازیکنان دیگر و گلمحمدی موافقم که میتوانستیم گلهای بیشتری به سپاهان بزنیم ولی بازی با همین نتیجه تمام شد و بالاخره برددیم و این سه امتیاز برایمان مهم بود. *در دقیقه 36 نیمه اول به خاطر مصدومیت روی زمین افتادی و تصاویر تلویزیونی نشان میداد زانویت جراحت برداشته. مصدوم شده ای؟

مصدوم که شدم ولی چندان حاد نیست. با استفاده از چسبهایی که عضلات را نگه میدارد، مشکلم برای ادامه بازی رفع شد ولی حالا شرایط بسیار خوبی دارم و میتوانم برای بازی بعدی آماده شوم. روزنامه خبر ورزشی - 2 اسفند 91