..
بارسلونا مقابل میلان دو بر صفر شکست خورد. اما این باخت مسالهای را پیش کشیده که برای بارسا در سالهای اخیر مطرح بوده.
سایت گل – بارسلونا دیشب باخت. بدون آن که بازیکنان این تیم بتوانند از سد مدافعان میلان بگذرند. آنها قدرت بدنی لازم را برای غلبه بر بازیکنان قدرتمند حریف نداشتند. حضور الکسیس سانچس در میدان از یک سو به دلیل این بود که آندرس اینیستا جای سسک فابرگاس ضعیف را در خط میانی بگیرد، ولی از سوی دیگر برای این بود که الکسیس که تجربه عبور از مدافعان ایتالیایی را دارد بتواند به کار بارسا بیاید.
این مشکلی است که بارسا همیشه با آن روبرو بوده، اما تکنیک بسیار بالای بازیکنان این تیم اغلب مقابل تیمهای فیزیکی به کار این تیم میآمده. آنها در بازی فصل گذشته مرحله یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان مقابل همین میلان در سنسیرو به این مشکل برخوردند اما در آن بازی گلی هم دریافت نکردند و بازی با تساوی به پایان رسید و این پرسش فراموش شد.
بارسا در زمان فرانک ریکارد نیز مقابل لیورپول و چلسی و دفاع سرسختانه آنها به مشکل برمیخورد. راه حلی که ریکارد اندیشید خرید مهاجمی بود تنومند، با قدرت بدنی بسیار بالا و توان سرزنی عالی. مهاجمی با نام ماکسی لوپس که اتفاقا همین سال گذشته برای میلان هم بازی کرد.
بهیادماندنیترین بازی لوپس دیدار رفت مرحله یکهشتم نهایی فصل 05-2004 لیگ قهرمانان بود. او در حالی که بارسا در خانه مقابل چلسی یک بر صفر عقب بود به میدان رفت و بهراحتی توانست مشکل کمبود قدرت بدنی تیمش را جبران کند و یک گل بزند و یک پاس گل هم بدهد. البته بارسا در نهایت با باخت در بازی برگشت از دور رقابتها کنار رفت. اما ریکارد با این کار از فلسفه همیشگی تیکی-تاکای بارسلونا فاصله گرفته بود و این دوراهی بزرگی برای این تیم بود.
زمانی که پپ گواردیولا به بارسلونا آمد با همین پرسش روبرو شد: این که آیا خط حمله ظریف و تکنیکی بارسلونا میتواند به مدافعان تنومند تیمهای دیگر چیره شود؟ آیا خوب نیست بازیکنی در تیم باشد که در هنگام گره خوردن کار و نرسیدن پاسها به مقصد بتوان به سانتر از جناحین و ضربات سر او دل بست؟ بازیکنی که در نبردهای تن به تن با قدرت بدنی خود بازیکنان حریف را جا بگذارد؟
همین شد که او زلاتان ایبراهیموویچ را خرید تا وزن قدرتی خط حملهاش را بالا ببرد. اما زلاتان با وجود آمار خوب گلزنی در سیستم تاکتیکی بارسا جا نمیگرفت. تیکی-تاکا با رسیدن توپ به زلاتان مختل میشد و در نهایت با رفتن زلاتان هم خود او راحت شد و هم بارسا!
بارسلونا توانست با درخشش فوقالعاده خط حملهاش در فصلهای بعدی این پرسش بنیادی را موقتا فراموش کند. آنها با جادوی اینیستا و مسی، و ذکاوت پدرو و داوید ویا توانستند هر خط دفاعیای که مقابلشان قرار گرفته بود را باز کنند. اما پارسال دوباره این پرسش مطرح شد؛ آن هم بعد از بازی با میلان در سنسیرو. میلان اما به روال سالهای اخیر قدرت ذهنی لازم را نداشت و همانگونه که مقابل دپورتیوو لاکرونیا در فصل 04-2003 با وجود برد چهار بر یک در بازی رفت در نهایت حذف شد و در فینال فصل بعد هم علیرغم برتری سه بر صفر مقابل لیورپول در نهایت قهرمان نشد، در بازی برگشت در نوکمپ هم برخلاف دیدار رفت متزلزل ظاهر شد و با دریافت اولین گل فروپاشید. همین باز هم پاسخ به این پرسش را به تعویق انداخت.
اما این سوال دوباره مطرح شده؛ اگر تیم حریف با لایههای فشرده دفاعی و مدافعان با قدرت بدنی بالا و با بازی بینقص بتواند با تیکی-تاکا مقابله کند و مانع از ارسال پاس بُرّنده نهایی شود، آیا خط حمله بارسلونا توان لازم برای گذر از آنها را دارد؟ اگر بارسلونا از پس میلان برآید و در دورهای بعدی به یوونتوس برخورد کند چه خواهد شد؟