مديرعامل سابق باشگاه ذوبآهن با نوشتن يادداشتي در وبسايت شخصياش به انتقاد از رفتارهاي مديرعامل پرسپولس در قبال مهدي مهدويکيا پرداخت.

در يادداشت سعيد آذري خطاب به مديرعامل باشگاه پرسپوليس آمده است:

شکست و پيروزي اجزاء تفکيک ناپذير مبارزه هستند ، در ميادين مختلفي که گروه ها يا افراد به رويارويي براي به دست آوردن موفقيت مي پردازند، شاهد تلاش هاي طرفين براي انجام بهترين اجرا و به دست آوردن پيروزي نهايي هستيم.

ورزش، به ويژه فوتبال نيز از اين قاعده کلي مستثني نيست ، پيروزي و شکست در اين عرصه شايد بازتابي به مراتب قدرتمندتراز ديگر فعاليت هاي رقابتي داشته باشد. امابا تمام اين ويژگي ها، شکست هاو پيروزي ها مدت زمان زيادي در اذهان نمي ماند مگر اين که بسيار به يادماندني باشند.

ولي عناصري درميادين ورزشي هستند که براي هميشه درذهن جاي دارند.حفظ حرمت ها، بي حرمتي ها، احترام ها و بزرگ منشي ها و قهرمانان و پهلوانان ، آن هايي که عوامل اصلي ايجاد پيروزي و شکست هستند ، اين ها اجزايي هستند که براي تمامي لحظات در خاطره هاي جامعه ورزش مي مانند.

آقاي رويانيان، از اصلي ترين عناصر به يادماندني حيطه ورزش ، قهرمانان مردمي هستند و شما اين را از هرکس ديگر بهتر مي دانيد . کساني که مردم با آن ها سال ها زندگي کرده اند، اشخاصي که درجامعه امروز ما جايي که تنها سرگرمي جوانان آن ،ورزش و تا حدودي هنر مي باشد شمع شادابي را روشن نگاه مي دارند.

آناني که مردم برنمي تابند که مورد بي مهري و بي حرمتي قرارگيرند و يکي از وظايف مهم، حفظ حرمت آنان مي باشد.

ما در قالب مدير يک سازمان ورزشي موظيم مهارت هاي فني ،ادراکي ، انساني را آموزش ببينيم ولي آيا کوچک ترين تلاشي براي آن کرده ايم؟

آقاي رويانيان از شروع فعاليت شما در باشگاه مردمي پرسپوليس شاهد حرکت هاي سازنده اي بوده ايم ولي به موازات آن و شايد بيش از آن که شما منشاء سازندگي در اين مدت محدود مديريت بوده باشيد ، منشاء بروز رفتارهايي بوده ايد که منجر به بي حرمتي شده است . يک روز به حاج رضايي ، يک روز به علي دايي ، يک روز به علي کريمي .

اما شاه بيت اين عملکردها را در هفته اخير مشاهده کرديم. جايي که کياي فوتبال ايران را در تنگناي خداحافظي قراردادند.

آقاي رويانيان ، شما به عنوان مديري شايسته در امور اجتماعي دراين کشور نبايد به زير مجموعه خود به ويژه کادر فني پرسپوليس اجازه مي داديد که آغازکننده بي حرمتي باشند، اين جزو مهارت هاي انساني ادراکي شماست.

ما اصفهاني ها از قهرماني دلاورمردان سپاهان يک بار ديگر به خود باليديم ولي شادي مان زياد دوام نداشت ، هنگامي که مهدي را ديديم که پس از آن شکست تلخ صحنه اي را به نمايش گذاشت که براي امثال من که سال ها درکسوت ورزشکار در صحنه ها و ميادين مختلف ورزشي حضور داشته ام درد آوربود. بسياري از هواداران فوتبال به احترام مهدي ايستادند و اشک ريختند . چون همه آن ها قدرتلاش هايي دو دهه اي مهدي را به عنوان يک قهرمان ملي درک مي کنند. او براي ما منشاء شادماني بوده است، چگونه مي توانيم به پاس اين تلاش ها برجا بنشينيم و شاهد اين همه بي مهري باشيم بايد براي اوايستاد برايش هورا کشيد و به احترام تلاش هايش اشک ريخت .

آقاي مدير شماطبق گفته خود يک پاسداريد، تلاش ها و حرکت هايتان بايد متاثر از مولايمان حضرت حسين ابن علي و سرورسرافراز سپاه کربلا حضرت ابوالفضل معروف ترين پاسدار تاريخ بشريت باشد.

آقاي سرداررويانيان، پاسداري يعني تلاش براي حفظ احترام ، حرمت ، دفاع از نواميس و تامين امنيت اجتماعي . پاسداري الگوي مردم داري، مديريت ،تکريم انسان است.

آقاي رويانيان،پاسداري از حفظ حرمت ،مربي ،سرپرست ،بازيکن و هوادارو پاسداري از اوج بلندجوانمردي و دفاع از حيثيت ورزشي زحمت کشان ورزش به ويژه دلاورمرداني که جواني خود، بزرگ ترين سرمايه همه دوران عمرشان را براي سربلندي ايران عزيز هزينه کرده اند، مهم ترين وظيفه شماست.

سردار عزيز، چون مطمئن هستم حضور شما در ورزش تدوام مي يابد به عنوان يک قهرمان سابق ملي که متعلق به طبقه ورزشکاران اين مرز وبوم مي باشد نه به عنوان مديري که تلاش چشمگيري براي ارتقاء جايگاه باشگاه مطبوعش داشته است و دسترسي به آن براي بسياري از مديران از راه رسيده آرزو مي باشد، به شما برادر بزرگوار ورزشي به عنوان کسي که مي خواهد منشاء پاکي و پاک سرشتي در فوتبال اين کشور باشد يادآوري مي کنم که حفظ حرمت يک قهرمان ملي آن هم از جنس مهدي مهدوي کيا اش از والاترين وظايف شما بوده و هست.

مديرمحترم ، باز گلي به جمال بچه هاي رسانه و هوارادان سپاهان که جور شما و مربي محترمتان و هم تيمي هايش در دور افتخارزدن با آقاي مهدي را کشيدند، پرسپوليس فقط يک جام را از دست نداد خيلي چيزهاي ماندگارترو ارزشي تررا از دست داد، شما يک دنيا احساس را جريحه دار کرديد ، نه به خاطر واگذاري نتيحه ، به خاطر واگذاري ميدان لوطي گري.

برادر عزيز بنده به عنوان عضوکوچکي از جامعه ورزشي ايران عزيز يک بار ديگر وظيفه خودمي دانم از همه تلاش هايي که شما در اين مدت براي باشگاه پرسپوليس انجام داديد قدرداني کنم ولي حق خودمي دانم که به شما يادآوري کنم که امثال مهدوي کيا ، علي دايي، علي کريمي، جواد نکونام ، فرشادپيوس ، همايون بهزادي و ديگر قهرمانان مرده و زنده اين ورزش چه خوب بروند چه بد هميشه در يادها خواهند ماند، ما زودفراموش مي شويم ولي همه مي توانيم ماندگارباشيم. چگونگي آن را شمابايد پاسخ بدهيد.

وسخن آخر، آيا بهتر نبود درسه هفته اي که تمامي هم و غم باشگاه شما صرف چگونگي رفتن مهدي مهدوي کيا از فوتبال شده بودرا به تمرکز روي وظيفه اصلي تان که کسب قهرماني بود معطوف مي کرديد. اين که مهدي دير يا زود بايد مي رفت شکي درآن نبود ولي چگونگي رفتنش مهم بود که بايد از موضوع فينال تفکيک مي شد تا همه چيز را با هم نبازيد.

يحيي مربي جوان شما که اتفاقاٌ در برهه اي از زمان مربي باشگاه تحت مديريت من نيز بوده است شايسته بهتر از اين هاست، ولي يحيي نياز به اين داشت که موضوع مهدي وفينال را ، شما برايش تفکيک مي کرديد. او همه چيز را براي بزرگ شدن دارد ولي براي بزرگ شدن نياز به بزرگ فکرکردن داشت. به هرحال آقاي رويانيان اين ها را کسي به شما يادآوري کرد که حداقل درجامعه ورزش سي سال از شمازودتررسيده است، دردکشيده ورزش است ، نماينده ملي اين مملکت درميادين بين المللي ورزش بوده است، پس براي تان زياد سنگين نخواهد بودکه نصيحت اين حقير را گوش کنيد چون مي خواهم بمانيد و خدمت کنيد.

آقاي رويانيان دل ما ورزشکاران خيلي کوچک است ، زود مي شکند و زود مي بخشد . اميدوارم مهدي هم ازا ين قاعده مستثتي نباشد و همه آن هايي را که تلاش کردند او را اين چنين از گردونه فوتبال خارج کنند ببخشد.

به هرحال مهدي رفت و پشت سرش علي کريمي، ولي علي کريمي جمله اي گفت و رفت او گفت مي رويم تا دايه هاي مهربان تراز مادري که در پرسپوليس و درفوتبال هستند جايشان باز شود .

سردار عزيز آيا شما آن دايه هاي مهربان تر از مادر را مي شناسيد؟

به هرحال: آدم هاي خوب نه خاطره اند، نه تاريخ ، بلکه حقيقت روزگارند

مهدي و مهدي ها حقيقت روزگار ورزش ما هستند.

پاسداري ازاين حقايق وظيفه ما مديران عرصه ورزش است.