یادداشت پژمان راهبر برای علی دایی: قهرمان نسل ما
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: یادداشت پژمان راهبر برای علی دایی: قهرمان نسل ما

  1. #1


    محل سکونت
    بلند اسمان جایگاه من است
    نام واقعی
    R@MiN
    استاتوس
    چقدر زود دیر میشود
    شغل و حرفه
    کارم رنگه تخصصم موبایل فوتبال
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    4,836
    تشکر
    18,749
    تشکر شده 16,554 بار در 3,918 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 59 تاپیک

    یادداشت پژمان راهبر برای علی دایی: قهرمان نسل ما

    درباره علی دایی ، بهترین گلزن ملی تاریخ فوتبال ، سد شکنی که یک دهه فوتبال ایران را روی شانه های خود حمل کرد


    یادداشت ویژه | پژمان راهبر | مدیر بخش فارسی سایت گل

    سایت گل – هیچ وقت با هم به صلح نرسیدیم . حتی در آن جلسه معروف دانشگاه شریف ، که دانشجوها برایش کف و سوت می زدند و لذت می بردند از محضر آقای گل جهان ، افتخار دانشکده متالورژی . او ، حالا در سال های آخر فوتبال بود و هنوز مانده بود تا سرمربی تیم ملی و پرسپولیس بشود . کمی مانده به نفرت عمومی بعد از جام جهانی2006 و البته دو سال پیش از آن که ، کورواغلو وار برگردد و در یک بعد ازظهر نارنجی سایپا را قهرمان ایران کند.


    یکهو احساس کردیم دوستش داریم . یک روز سیمانی داغ بود ، طبقه دوم ورزشگاه آزادی . به دروازه عمان مسلط بودیم ، علی پروین صمد مرفاوی را کشید بیرون تا شاید علی دایی ، آقای گل باشگاههای تهران ، با آن قیافه جواد شهرستانی ، چیزی را عوض کند . او رو به دروازه جنوبی بود که توپی در افق ظاهر شد. یکی از همان سانترهای دروازه بان گرم کن برای نهایی شدن گندزدن به بعد از ظهر بدون گل هشتادهزار تماشاچی عصبی تابستان سال 71. اما سرنوشت ما را نگه داشته بود تا لحظه بعد را ببینیم. وقتی توپ با شتابی وحشتناک تیر دروازه را لرزاند. دایی یک متری به هوا پریده بود تا از فاصله 14-15 متری سرش را بزند . توپ در یک لحظه دردناک دو ضربه را تحمل کرد اما از خط نگذشت .این یک سزارین تمام عیار بود. جنینی با سختی تمام وارد دنیای جدید می شد تا همه رکوردها را جابه جا کند. یک مهاجم جنگنده 190 سانتی که مثل جنگجوهای اشکانی ،بندنافش را با دست کند . ما از آن بالا صحنه را دیدیم و تساوی صفر – صفر را فراموش کردیم.


    علی دایی یک نام چهار سیلابی بود . اسمی برای یک دایناسور. موجودی که یکسال بعد بهترین بازیکن ایران بود . هفته نامه ها عکس اش را با پیکان قهوه ای منتشر می کردند. د ر بازیها سروکله اش زخمی می شد و می توانست مثل یک سنجاقک انسان نما جفت بپرد . در بازی با عراق جوری روی دست گلر حریف سر زد که فکر کردیم زمین لحظه ای سرطان جاذبه گرفته. دو سال بعد در بازی کویت ، سانتر میناوند را با شیرجه ای تبدیل به گل کرد که ارتوپدها ، سمینار فوق العاده ای برگزار کردند تا به مهره های کمراو سرسلامتی بدهند. در همان مسابقات ، بازی کره جنوبی... وقتی گل چهارمش را زد، میلیون ها نفر شب را لای لوستر خانه گذراندند. او سال های سال باعث الودگی صوتی جهان بود. بس که ایرانی ها با گلهایش عربده زدند.


    او بخشی از زندگی دهه پنجاهی هاست ،همه آنها که می خواستند چیزی باشند . وقتی از السد به آلمان رفت ، به دروازه دنیا رسیده بودیم . در آن روزهای امیدواری نیمه دوم دهه 70، حضور او در بایرن مونیخ شکستن یک سد بود . اگرچه دایی تندخو و زودرنج هم شده بود اما در فینال معروف سال 99 ، مادربزرگها تسبیح می چرخاندند تا به زمین بیاید. در این سالها با پاس های او دو گل مهم به استرالیا و آمریکا زده بودیم. دایی مردسال آسیا هم شد .


    اما بعدها ... شکست ها. لبنان 2000 و آن قیچی برگردان عجیب و حذف تیم ملی. مصاحبه ها . جام جهانی 2002. پایان کار در بوندس لیگا . بازگشت به ایران. پرسپولیس ، ناکامی . دایی البته رکورد آقای گلی جهان را شکست اما فریادها دیگر دنیا را نمی لرزاند. شاید این حضور 13 ساله ، خسته مان کرده بود. دایی . جام جهانی . پیامک ها ؛ کامیونیتی های نفرت . ملت رو از فرزند شان برمی گرداندند. دایی رفت تا با قهرمانی سایپا برگردد . تا بعد از جام ملتها، بعد از تساوی تیم منصور ابراهیم زاده مقابل سوریه که دوباره صدایش کردند. او یکی دوسال بعد دوباره همان جا بود که بود. قهر، بعد از اخراج . و دوباره بازگشت ، با پرسپولیس و باز پرسپولیس...امروز، روز امضای محکم ترین محکم بود . سه ساله ، به امید پیروزی.


    جنگ و صلح ما ، داستان دارد . به اندازه همه چیزهایی که فکر می کردیم و می خواستیم بشود و نشد . به قدر همه امیدوار کننده گی ها و ناامیدهایی که به خوردمان داد. به مقدارلرزش تارهای صوتی اش وقتی بهادر عبدی به پرسپولیس گل می زد تا او رو به اسمان ، از ته حنجره تیرهوایی در کند. ما ، دایی بزرگمنش تر ، افتاده تر ، سرمربی تر ، مدرن تر و باهوش تری را اانتظار داشته ایم . بی تسبیح چرخانی ، متفکر و مهندس ... اما لابد نمی شود . اگرچه ، به قول شاعر"همین هم خوبه ".
    اما این ها ، همه بهانه بود . شاید می خواستیم ، در گرامیداشتش بنویسیم که شد این . یحتمل به خاطر همان جنگ درونی ؛ که شعله اش ، علاقه و انتظار شدید بود نسبت به کسی که ما را روی سکو از جا بلند می کرد. قهرمان نسل ما. علی دایی...
    دهانم را بستید پاهایم را به زنجیر کشیدید

    با افکارم چه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. 5 کاربر مقابل از RaMiN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    888 (23rd May 2013), Aliparsa (23rd May 2013), ★قلب سرخ★ (24th May 2013), Milad criska (24th May 2013), SaEeD_ReD (24th May 2013)

  3. #2


    نام واقعی
    محمدحسین
    استاتوس
    پرسپولیس همیشه قهرمان
    بازیکن محبوب
    mohsen khalili
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    53
    تشکر
    1
    تشکر شده 118 بار در 34 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    زنده بادشهریار

    يكي اينجا با تعصب، بي خيال آب و نونه
    يكي با صد ناز و عشوه، تيام رو كرده بهونه

    يكي اينجا توي غيرت، به خدا لنگه نداره
    يكي تيمش رو فروخته، به سه چار تا پول پاره

    يكي اينجا رو لباسِش، يه امضاء واسه شهيده
    يكي با عكس عرب ها، دست از غيرتش كشيده

    يكي لوطي، مثل قيصر، واسه قرمزها يه همراه
    يكي هم با صد تا حقه، آبي ها رو كرده گمراه

    يكي داش عليه، مَرده، يه دونه ست رغيب نداره
    يكي فرهاده و شيرين، واسه اون فقط دلاره......

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا