ملت تازه دلش را صابون زده بود که من بعد دیگر برای گرفتن دو مثقال و نیم وام (آن هم وام برای دوام)، نیازی به بردن دو تا ضامن گردن کلفت؛ که هم کارمند باشد، هم دارای فیش حقوقی و هم دستهچک داشته و ایضا بهرهمند از حساب بانکی و یکسری اموال منقول و معقول بوده باشد؛ نیست.

این قول و قرار جدید خود بانک مرکزی بود، وگرنه ما که الکی دلمان را خوش نمی کنیم. چون شدیدا به گفته های آنها از ته دل اعتماد و اطمینان داریم، روی گفته هایشان حساب جاری باز می کنیم.

اخوان جدید رسید:

«من امشب آمدستم وام بگذارم»

دو ضامن، مادر و بابام، بگذارم

اگر دادند وامم را، سپس گویم:

«حسابت را کنار جام بگذارم»!

باری؛ بگذارید کمی مستندتر صحبت کنیم. بیخود که شبکه مستند تلویزیون، این قدر بیننده ندارد. مردم، حرف های هوایی بی سند و مدرک را بسختی قبول می کنند حتی با «بگم؟... بگم؟»؛ فلذا عرایض خود را مستند می کنیم به این گفته شورای پول و اعتبار که قریب سه هفته پیش بخشنامه ای را به تصویب رساند و توی بوق رسانه ها کرد که طبق آن، بانک ها موظف مــــی شدند تا وام های قرض الحسنه تا سقف (بدون چکه) 15 میلیون تومان را فقط با یک ضامن پرداخت کنند.

ـ خب حالا مگر چی شده؟... (رفیق شفیق ما که از بیکاری، کنار دست ما نشسته بود و داشت عرایض ما را زیرچشمی دید می زد؛ الحق به نکته ظریفی اشاره کرد که به کمتر کله ای خطور می کند: حالا مگر چی شده؟!)

عرضم به حضور تمامی عزیزان مشتاق انواع وام برای قوام، خبرهای الان جراید حاکی از این است که یک ضامن و دو ضامن پیشکش؛ علی العجاله که کمبود اعتبارات بانک ها باعث شده تا حتی پرداخت وام های ضروری از قبیل وام ازدواج نیز با مشکل مواجه شود.

متقاضیان در به در وام می گویند که وامی برای دریافت وجود ندارد که بخواهند برای جفت و جور کردنش دنبال ضامن بگردند. در حالی از در بانک بیرون می آیند که آهی از دل می کشند که: «یا ضامن...»

ـ الکی و کلکی برخی بانک ها تبلیغ نمی کنند که مثلا: «بانک فلان، بانک فردا»؛ خب شاید اگر امروز نمی توانند وام بدهند، فردا بتوانند بدهند! (این بار الحق که این رفیق شفیق ما صاف زد توی خال!...گاهی اوقات، یک نفر آدم مطمئن درست و حسابی کنار دست آدم باشد، بدک نیست!)

بسته پیشنهادی: از دهک های پایین جامعه، کمتر خوشه اولی و دومی و سومی هست که محتاج وام نباشد. از ازدواج خوشکام گرفته تا تعمیر قیرگونی پشت بام. فلذا در این راستا مختصر عرضی داریم:

1ـ قفل بی ضامن: بانک ها تا اطلاع ثانوی از قفل های بدون ضامن برای گاوصندوق ها استفاده کنند. شاید راحت تر باز شوند و دادن وام برای رئیس بانک خیلی سخت و سفت نباشد. نارنجک که نیست، ضامن داشته باشد. اینجا وقتی خود جوان دست به ازدواج زده، نتواند وامش را بگیرد، منفجر می شود.

2ـ وام بانک خون: تا پایان دولت فعلی اگر بانک ها قادر به دادن وام به مردم عادی نیستند و هر چه در می آورند، به شکل یارانه به حساب همان مردم عادی و عامی می ریزند به امیدی؛ لهذا به نظرم باید« فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم». مراجعه کنیم به بانک خون، خون بدهیم، به عوضش وام بگیریم. مگر پرتقال خونی نداریم؟ خب این هم وام خونی!