گزارش ویژه: و حجازی اینگونه رفت...
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: گزارش ویژه: و حجازی اینگونه رفت...

  1. #1


    محل سکونت
    بلند اسمان جایگاه من است
    نام واقعی
    R@MiN
    استاتوس
    چقدر زود دیر میشود
    شغل و حرفه
    کارم رنگه تخصصم موبایل فوتبال
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    4,836
    تشکر
    18,749
    تشکر شده 16,554 بار در 3,918 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 59 تاپیک

    گزارش ویژه: و حجازی اینگونه رفت...







    گزارش ویژه: و حجازی اینگونه رفت...


    وقتی برای بستن در بطری آب از تهرانی (کارمند باشگاه) کمک خواست, طاقت نیاوردم. از اتاق زدم بیرون. ...

    ناصر حجازی در اسلواکی به عنوان سرمربی دی استرادا مشغول به کار بود که دردی عجیب در پای چپش او را به دکتر کشاند. آدمی نبود که با هر کسالتی سراغ دکتر را بگیرد و زبان به گله و شکایت بگشاید.
    اما دردی که از لگن شروع میشد و به پایین تیر میکشید، امانش را بریده بود. پزشکان در همان اسلواکی تشخیص خود را داده بودند و به اطرافیانش گفته بودند، اما خودش هنوز نمی دانست.

    به توصیه آنها و با اصرار خشایار محسنی (مالک دی استرادا) به ایران آمد تا معاینات دقیق تری روی پایش بشود. میگفت: از سرمای اسلواکیه. این زمستان خیلی سرد بود. در زمین تمرین هم که باد میاد و به سرما زدگی پهلویم بی توجهی کردم. گاهی از درد شبها خوابم نمیبره و گاهی درد پایم رو فلج می کند. میگفت سیگارهم اذیتش میکند. دیگر نمیتواند دودش را تحمل کند و مدتی است آن را کنار گذاشته.
    وقتی اینها را میگفت، چیزی پشت چشمهای آتیلا میلرزید، اما هرگز حرفی نمیزد. خشایار خیلی خصوصی ماجرا را به من گفت. حقیقت خیلی وحشتناک تر آن چیزی بود که تصورش را بشود، کرد. مردی که سالها با کت بلیزر، دست نیمه در جیب شلوار و نگاه سربالا به افق های دور، شکست ناپذیر و غرورانگیز جلوه میکرد، حالا در برابر دردی کهنه و زخمی «تازه سر باز کرده»، قامت خم میکرد.
    چین های عمود بر ابروهایش، کم کم جای خود را به چین های موازی روی پیشانی اش داده بودند. هرگز نمیخواست سرش را خم کند و درد به ناچار کمرش را خم کرده بود.

    وقتی در تهران روی تخت معاینه دراز کشید،دکتر خیلی زود همان چیزی را فهمید که همکاران اسلواکش تشخیص داده بودند. کبودی که از پشت قسمت چپ لگن شروع شده بود و به بالا و پایین گسترش یافته بود. پزشکان بستری شدن را تجویز کردند برای معاینات دقیق تر. اما خوابیدن برای اویی که سالها ایستاده بود، کاری دشوار می نمود.
    وقتی که تشخیص ها جایی برای شبهه نگذاشت، خودش هم فهمیده بود که این دردِ جانکُش و قدیمی در پایش، آمده که از پای درآوردش.
    تلفن «توفان» دوست قدیمی ناصرخان و بغضی که در گلویش بود روزها را غیرقابل تحملتر میکرد.
    بیمارستان کسری... اولین بستری شدنش. آتیلا بیرون اشک میریخت و قبل از رفتن به اتاق آنها را پاک می کرد. آن روز وقتی آتیلا برای فرهاد تعریف کرد که دکترها حتی امید به زنده ماندنش تا 6 ماه آینده نمیدهند، چشمهایمان خیره به لب های او مانده بود. باورمان نمیشد که چه میگوید.
    گفت که سرطان – این سرطان لعنتی – مدتهاست که در دلش جا خوش کرده. از تهران تا مشهد و تبریز و دونایسکا استردا همه جا با او بوده و ذره ذره در سکوت جانش را خورده است.

    علی جباری، جواد قراب و اکبر کارگرجم هم خودشان را رساندند. باورشان نمیشد کسی که روزی پشت سرشان مثل شیر می ایستاد و نعره اش تا 18 قدم حریف همه را میلرزاند، حالا روی تخت سفید نای بلند شدن ندارد.

    قلعه نویی از طریق دوستان مشترک تماس گرفت. میدانست حضورش میتواند باعث تنش هایی شود که برای حال حجازی خوب نیست.
    باشگاه دی استرادا به او اطمینان داد که منتظر سلامتی اش می مانند. خشایار محسنی که خود در وین پزشکی خوانده، میدانست که تنها حفظ روحیه میتواند حجازی را بیشتر سرپا نگه دارد. بازیکنان و شاگردان اسلواکیایی و ایرانی اش برای پیام فرستادند و برای سلامتی اش دعا کردند. نامه سرآلکس فرگوسن که به کوشش جاوید فراهانی – یک خبرنگار ایرانی در لندن - از بیماری حجازی مطلع شد هم به او روحیه ای مضاعف بخشید.
    توصیه به شیمی درمانی بود. بعدها گفت که اگر به خودش بود، تن به شیمی درمانی هم نمیداد فقط بخاطر خانواده اش این کار را میکند و بعد تا مدتها به هیچ عکاسی اجازه نداد عکسش را بگیرد. میگفت دلش نمیخواهد چهره ی ای که دوستدارانش همواره از او را دیده اند، شکسته شود. میدانست که صلابت گذشته از تصویرش دور شده، از این رو آینه های خانه از او قایم میکردند.

    اما ناصر دوباره بلند شد. دوباره کمر راست کرد. روحیه اش برگشت. چند دقیقه ای تا شروع بازی با الجزیره مانده بود به شدت درگیر مقدمات بازی بودیم. سایه اش در تاریک و روشن تونل پدیدار شد. آرام آرام از پیچ تونل پیچید. نحیف از رنج و درد شیمی درمانی. کلاه لبه دارپشمی به سرگذاشته بود و با کاپشن نیم تنه ای که هر دو مشکی بودند، یادآوری میکرد که هنوز خوشپوش ترین فوتبالی است که میشناسیم. انگار دلش برای روزهایی تنگ شده بود که در همین تونل خودش را گرم میکرد تا به زمین برود. تا آن 30 متر تا درِ رختکن را بیاید, حجازی جوان 4 بار رفت و برگشت این مسیر را استارت زده بود. ولی حالا سخت بود...
    آمد تا یک بار دیگر روی نیمکت های چوبی توی آن رختکن های نمناک و کم نور بنشیند. دلش میخواست یک بار دیگر بوی نمی را که با بوی عرق تن بازیکن ها و عطر چمن تازه مخلوط شده به ریه های زخم خورده اش بکشد. یک بار دیگر... یا شاید آخرین بار...

    آخرین بار که به باشگاه آمد موهای سرش درآمده بودند. کم پشت و کوتاه. دایم عطش داشت. بطری آب معدنی کوچکی که همراهش بود را به سختی حمل میکرد. میگفت این دستم بالا نمی آد. خیلی اذیتم میکنه. به دکتر گفتم حتی اگه شد عصبشو قطع کنه، قطع کنه که اقلا شبا بتونم بخوابم.
    یاد اون صحنه افتادم که تو جام جهانی آرژانتین از درد کتف اخمهایش توی هم میرود. اما باز هم ادامه میدهد...
    در تمام این سالها که از نزدیک میشناختمش حجازی برای من اسطوره نبود، چون اسطوره ها دست نیافتنی هستند؛ او انسانی بود مثل ما که روح سرکش و بزرگی داشت.

    وقتی برای بستن در بطری آب از تهرانی (کارمند باشگاه) کمک خواست, طاقت نیاوردم. از اتاق زدم بیرون. باورم نمیشد. این همون ناصر خانه که با ضرب دستش توپ پشت خط وسط زمین پایین میومد، حالا حتی در پلاستیکی بطری آب هم براش بد قلقی میکنه؟
    دیوانه کننده بود، اما نمیشد چیزی گفت. وقتی خودش گفت: «من که میدونم امروز فردا رفتنی ام، گفتم اقلا حرف دل مردم رو بزنم و برم...» حتی سکوت بی انتهای حاضرین هم نمیتوانست از سنگینی فضا کم کند.

    خودش سکوت را شکست و گفت: میخوام برم بالا، اگه میشه بیاین در این آسانسور رو باز کنین که خیلی سنگینه.
    یکی از همکاران پیشقدم شد تا همراهیش کند. آخرین بار بود که دیدمش، خداحافظی کردیم در را بستم و آسانسور بالا رفت... بالای بالای بالا...
    ویرایش توسط RaMiN : 23rd May 2013 در ساعت 20:06
    دهانم را بستید پاهایم را به زنجیر کشیدید

    با افکارم چه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. 11 کاربر مقابل از RaMiN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Aliparsa (23rd May 2013), emrah20062007 (23rd May 2013), IMAN (25th May 2013), Milad criska (25th May 2013), Mohammadreza (23rd May 2013), San Iker (23rd May 2013), SaRa-MoHsEn (23rd May 2013), Terminator2731 (25th May 2013), Vampires (23rd May 2013), شــب تاب کوچولو (23rd May 2013), عشقه سرخ (25th May 2013)

  3. #2


    محل سکونت
    بلند اسمان جایگاه من است
    نام واقعی
    R@MiN
    استاتوس
    چقدر زود دیر میشود
    شغل و حرفه
    کارم رنگه تخصصم موبایل فوتبال
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    4,836
    تشکر
    18,749
    تشکر شده 16,554 بار در 3,918 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 59 تاپیک
    وقتی این مطلبو رو خوندم چشمام پر اشک شد حیف ناصر خان حیف که قدرتو ندونستن بالهای تو تاب پرواز تا اوج رو داشتن اما حیف که پرهاتو چیدن بهت توهین کردن از پشت بهت خنجر زدن بدبختی ما ایرانی ها اینه که مرده پرستیم بعد از دست دادن عزیزانموم قدرشو میدونیم وقتی اون عزیز تو باشی که بدتر تو اسطوره همه ایران بودی بی لیاقتهای نمک نشناس ابی ها قدرتو ندونستن دلتو شکستن ولی روح تو خیلی بزرگتر از وجود بی وجود این به اصطلاح ادمهاست به قول خودت بلند اسمان جایگاه من است
    دهانم را بستید پاهایم را به زنجیر کشیدید

    با افکارم چه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. 3 کاربر مقابل از RaMiN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Aliparsa (23rd May 2013), Terminator2731 (25th May 2013), شــب تاب کوچولو (23rd May 2013)

  5. #3


    محل سکونت
    اصفهان
    نام واقعی
    shadi
    استاتوس
    همه تو قدره مطلق ها اسیریم بیاین از حده دل مشتق بگیریم
    شغل و حرفه
    شاعر... :دی
    تیم های محبوب خارجی
    Arsenal | France
    نوشته ها
    2,048
    تشکر
    7,129
    تشکر شده 5,139 بار در 1,705 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 56 تاپیک
    من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
    ولی با ذلت و خواری پی شبنم نمیگردم

    به نظر من زندگی ناصرخان خیلی شبیه این بیت شعره

  6. 2 کاربر مقابل از Vampires عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    RaMiN (23rd May 2013), شــب تاب کوچولو (23rd May 2013)

  7. #4


    محل سکونت
    ...
    نام واقعی
    مـــحـــMـــد Rـــضـــا
    استاتوس
    ...::|||Just Real & Perspolis|||::...
    شغل و حرفه
    ....
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    8,844
    تشکر
    8,999
    تشکر شده 19,298 بار در 5,901 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 62 تاپیک
    داش دستت درد نکنه!! خعلی عالی بود!

    ناصر خان روحت شاد


    Say something new

    I have nothing left
    I can't face the dark without you
    There's nothing left to lose
    The fighting never ends
    I can't face the dark without you

  8. 2 کاربر مقابل از Mohammadreza عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    RaMiN (23rd May 2013), شــب تاب کوچولو (23rd May 2013)

  9. #5


    محل سکونت
    رشت
    نام واقعی
    هستـــی
    استاتوس
    :)
    شغل و حرفه
    ترولیست
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    1,511
    تشکر
    13,593
    تشکر شده 5,985 بار در 1,556 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 63 تاپیک
    بد کردن باهاش
    یاد مــن بـاشـــــد
    فــردا دم صبــح جـور دیـگر بـاشــم
    بـد نگــویـم بـه هــوا,آب,زمیـن...مهـربان باشم با مـــردم شــهر
    خــانه دل بتـکانم از غــم و بـــه دستمـالی از جنــس گــذشــــت
    بـزدایــم دگـــر تـار کــدورت از دل,مشــت را بـاز کنــم تا کــه دسـتی گـردد
    و به لبـخندی خــوش
    دســت در دســـت زمــان بگـــذارم
    یــاد مـــن بـاشـــد
    ...


  10. کاربر مقابل از شــب تاب کوچولو عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    RaMiN (23rd May 2013)

  11. #6


    محل سکونت
    بلند اسمان جایگاه من است
    نام واقعی
    R@MiN
    استاتوس
    چقدر زود دیر میشود
    شغل و حرفه
    کارم رنگه تخصصم موبایل فوتبال
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    4,836
    تشکر
    18,749
    تشکر شده 16,554 بار در 3,918 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 59 تاپیک
    حرفهای پسرش خیلی جالبه میگه ناصر خان پرسپولیسیه نه استفی بد بختا دیروز نرفتن سر مزارش اینم قاطی کرده
    دهانم را بستید پاهایم را به زنجیر کشیدید

    با افکارم چه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  12. کاربر مقابل از RaMiN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شــب تاب کوچولو (25th May 2013)

  13. #7


    محل سکونت
    خاكـــــ وطـــــــن
    نام واقعی
    هانيه
    استاتوس
    تنهـــــــــــا..
    شغل و حرفه
    دانشجو
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    27
    تشکر
    22
    تشکر شده 33 بار در 17 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    درسته قرمزم اما..قلبم براي تو جاداره..جايگاه توتنهاقسمت آبي رنگ قلبمه..دوستت دارم..
    ...........توو قلب من یه امپراطوره.................تسلیم میشه چون که مجبوره.....
    ..................برو نباید مال من باشی
    ................. خواهش نکردم ، این یه دستوره.....

  14. 2 کاربر مقابل از هانيه عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    RaMiN (25th May 2013), شــب تاب کوچولو (25th May 2013)

  15. #8


    محل سکونت
    esf
    نام واقعی
    safura
    استاتوس
    آخه پرسپولیس همه ی عشقمه،حتی جونمم بدمم بش کمه..
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    1,202
    تشکر
    2,664
    تشکر شده 1,889 بار در 730 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 5 تاپیک
    حیف ناصر خان ک اس تق لالی بود..

  16. #9


    محل سکونت
    ♥Shahsavar♥
    نام واقعی
    Mila Dam
    استاتوس
    Hey khanoomy faze asheqoone nagir...be salamaat ..khodafeziii
    شغل و حرفه
    دانشجو عمران
    بازیکن محبوب
    Karim Bagheri
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Brazil
    نوشته ها
    4,685
    تشکر
    6,728
    تشکر شده 6,652 بار در 2,494 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک
    خدارحمتش کنه



    soltan cr7


  17. #10


    نام واقعی
    hadi
    استاتوس
    یا علی مدد
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    387
    تشکر
    277
    تشکر شده 153 بار در 104 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    جات تو بهشته مرد

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا