جشن صعود تيم ملي در ارتفاع 200 متري برج ميلاد+عکس
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: جشن صعود تيم ملي در ارتفاع 200 متري برج ميلاد+عکس

  1. #1


    محل سکونت
    Perspolisfc.net/forum
    نام واقعی
    Mohammadreza
    استاتوس
    من اومدم خوب شم ولی قسمت نشد
    شغل و حرفه
    هیچی بیکار!
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    4,654
    تشکر
    5,837
    تشکر شده 10,986 بار در 3,309 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 51 تاپیک

    جشن صعود تيم ملي در ارتفاع 200 متري برج ميلاد+عکس

    در روزي که سرنوشت مقرر کرده بود، ايران به جام جهاني فوتبال صعود کند، برج ميلاد تهران، ميزبان دو تن از ملي پوشان حماسه ساز فوتبال ايران بود. نيما نکيسا و مهدي پاشازاده به همراه ده ها تن از علاقه مندان فوتبال، صعود تيم ملي به جام جهاني را در ارتفاع بيش از 200 متري برج ميلاد، جشن گرفتند.
    فوتبال ديدن دسته جمعي، لذتي دارد که مزهاش تا سالها زير زبان آدم ميماند، اگر آخرش پيروزي تيم ملي هم باشد که ديگر نور علي نور است.
    ايران، کره جنوبي را برد و به جام جهاني رفت و ما اين رويداد بزرگ و خجسته را در کنار نيما نکيسا، مهدي پاشازاده و دهها دختر و پسر فوتبال دوست ايراني تماشاگر کرديم.
    فوتبال ديدن در کنار کساني که روزگاري حماسه آفريدند و ايرانيها را شاد کردند، لذتي داشت که حد و مرزي برايش متصور نيست.
    * نماي (1)
    ساعت 15:30، لابي برج ميلاد، بلندترين سازه ايران، دهها دختر و پسر ايراني "عشق فوتبال" به اميد پيروزي ايران برابر کره جنوبي آمدهاند تا مصاف تيم ملي کشورشان را از بلندترين جاي تهران تماشا کنند.
    چشمهايشان پر از اميد بود و دستهاي مشت کردهشان آماده بلند شدن و به اهتزاز در آوردن پرچم سه رنگ ايران زمين.
    جمعيت کمکم وارد لابي ميشود تا به مرور و دسته به دسته با آسانسور B برج ميلاد ارتفاع را طي کند و به بالاي شهر برسد. مزهپرانيهاي داخل آسانسور – که با سرعت بالا ميرفت – يکي از تماشاگران که اداي ترس از ارتفاع را در ميآورد، حال و هواي جمع را به سمت شعف و سرخوشي ميبرد.
    زمزمههاي "ميبريم"،" مي ريم جام جهاني حتما" و "اي خدا چي مي شه ببريم حال سرمربي کره گرفته شه!" ، کمکم حال و هواي استاديومهاي ورزشي را به کافه ترياي بالاي برج ميلاد ميدهد.
    تماشاي ديدار حساس تيمهاي فوتبال ايران و کره جنوبي - برج ميلاد
    * نماي (2)
    داخل کافه تريا، ساعت 16، جمعيت ديگر صندليهاي سالن را پر کردهاند و منتظر شنيدن سوت شروع بازي هستند. نيما نکيسا و مهدي پاشا زاده درست وسط سالن کوچک کافه نشستهاند و با شور و شوق خاصي چشم انتظار شروع بازي هستند.
    بازي شروع شد، صداي تپش قلب تماشاگران در همهمه گزارش مزدک ميرزايي گم ميشود. صداي تلويزيون بزرگ از بلندگوهاي مختلف پخش ميشود تا صدا پژواک داشته باشد. استرس بالاست. کره فقط حمله ميکند و ايران دفاع.
    کم کم صداي تماشاگران هم شنيده ميشود که با غلبه بر استرس خود توانستهاند چيزي بگويند. " با اين بازي عمرا بريم جام جهاني!". "واقعا اگه بخوايم اين طوري بريم جام جهاني، بهتره که اصلا نريم" اين وسط هم چند نفري بودند که ساکت و آرام بازي را ميديدند، چون مطمئن بودند که ايران راهي برزيل ميشود.
    * نماي ( 3)
    دقيقه 10، چشمها خيره به تلويزيون و دلها نگران نتيجه پاياني بازي. در همان دقايق اوليه کرهايها آن قدر حمله کردند که صداي تماشاگران برج نشين هم بلند شد، "رحمان احمدي داره چه کار ميکنه؟ "و آن ديگري ميگويد " رحمان رو ولش کن، هاشمو بچسب!" اين جا بود که شوت محکم کاپيتان چشم باداميها به مدافع ايران خورد و کمانه کرد و به سمت دروازه رفت، اما رحمان احمدي آن را کنترل کرد.
    صداي جيغ يکي از دختران يخ تماشاگران را آب کرد تا يکصدا با هم تيم ملي را تشويق کنند. کمکم فضا به سمت و سوي استاديوم شدن پيش ميرود.
    تماشاي ديدار حساس تيمهاي فوتبال ايران و کره جنوبي - برج ميلاد
    * نماي (4)
    دقيقه 15، چند حمله کرهايها را مدافعان ايران دور ميکنند. نيما نکيسا، بالاخره يک چيزي ميگويد. او از اول بازي تا همين دقيقه ساکت نشسته بود و فقط تماشا ميکرد. "صادقي خيلي خوبه!"
    * نماي (5)
    يک لحظه تاريخي که بايد در کتابها ثبت شود. يک دسته ايراني از اين که شنيدند قطر گل زده به هوا پريدند! اين شايد اولين بار در تاريخ پيدايش قطر است که ايرانيها از گل زني آنها خوشحال ميشوند. يکي از پسرها فرياد ميزند:"اي خدا قطر ببره بخنديم!"
    دقيقه 25: فوتباليست هاي دهه 80 تيم ملي ديگر کاملا وارد بحث شده اند. صحبت از حماسه ملبورن است و شباهت اين بازي به آن ديدار تاريخي. آقاي پاشازاده يادت هست که در آن بازي هم تيم ملي کاملا تحت فشار بود و اين حريف بود که بارها و بارها دروازه ما را تهديد کرد؟ پاسخ کنايه آميز مهدي اما جالب بود: " آن بازي را خوب يادم است. ما در آن بازي تحت فشار بوديم اما چهار تا پاس هم به هم مي داديم! "
    دقيقه 40: مهاجم کره اي – هماني که قبل بازي گفته بود کاري مي کند که نکونام پس از بازي خون گريه کند – با رحمان احمدي تک به تک شد. دروازه بان ايران به کمک يکي از مدافعين توپ را مهار کرد اما حرکت بدجوري بوي خطا مي داد! نيما نکيسا خود بارها در چنين موقعيت هايي قرار گرفته و خيلي خوب مي دانست که مهار چنين توپي چقدر مي تواند دشوار باشد، به همين دليل او پيش از همه احمدي را تشويق مي کند و يک "ماشاءالله" هم نثارش مي کند. او با اين حال که نمي تواند خوشحالي اش را از حرکت احمدي پنهان کند مي گويد: " اگه اين کارو تو کُشتي مي کرد، بارانداز سه امتيازي براش حساب مي کردن! "
    پايان نيمه اول: همه تماشاگران متحيرند که چطور تيم ملي توانست يک نيمه برابر حمله هاي بي امان حريف – آن هم زير فشار هياهوي تماشاگران متعصب کره اي – دوام بياورد و دروازه اش باز نشود. آنها براي تغيير ذائقه هم که شده آب ميوه اي نوش جان مي کنند و قدمي مي زنند تا نيمه دوم شروع شود. در اين فرصت توانستيم با دروازه بان تيم ملي در جام جهاني 98 فرانسه چند ثانيه اي گفت و گو کنيم. نکيسا درباره نيمه اول بازي به خبرنگار ايسنا گفت: کاملا دفاعي بازي مي کنيم و اين تفکر کي روش خيلي منطقي است. در نيمه اول فقط در يک نيمه از زمين بازي کرديم و در چنين شرايطي همين کار، درست است.
    تماشاي ديدار حساس تيمهاي فوتبال ايران و کره جنوبي - برج ميلاد
    نکيسا البته از خط دفاع تيم ملي انتقادي هم داشت: تنها اشتباه بچه ها اين است که به دفاع عمق مي دهند و براي حريف موقعيت شوت زني فراهم مي کنند. بين هافبک ها و مدافعان ما فضاي زيادي هست که بايد در نيمه دوم کم شود.
    او درباره رحمان احمدي هم – که با قهر مهدي رحمتي از تيم ملي به دروازه بان اول تيم تبديل شد – گفت: رحمان خيلي خوب و منطقي بازي مي کند. کاملا معلوم است که او از نظر روحي و رواني وضعيت خوبي دارد. بهترين صحنه اي هم که رحمان در آن عمل کرد، شوتي بود که مهاجم کره زد و با برخورد به مدافع ما کمانه کرد و نزديک بود گل شود که رحمان خيلي مسلط توپ را گرفت.
    نکيسا در حماسه ملبورن، نيمکت نشين احمدرضا عابدزاده بود. با او درباره آن بازي هم حرف زديم. از او پرسيديم که مي شود اين بازي را با آن ديدار مقايسه کرد؟ و او پاسخ داد: آن بازي يک نوستالژي و خاطره فراموش نشدني است. حتي برد معروف 6 بر 2 برابر کره را هم نمي شود با آن بازي مقايسه کرد چه برسد به اين بازي!
    ولي آقاي نکيسا تيم ملي در بازي با استراليا هم خيلي تحت فشار بود و اين جا هم همين وضعيت است. امکانش هست که اين بار هم تيم ملي در نيمه دوم متفاوت باشد: " بزرگترين وجه تمايز فوتبال آن روز ما با حالا اين بود که آن روز ما با تيمي بازي کرديم که همه بازيکنانش در ليگ انگليس بازي مي کردند و ما با قراردادهاي 10 و 20 ميليوني به ملبورن رفته بوديم. حالا ملي پوشان ما هم از خارجي ها کمتر نمي گيرند و درآمدهاي ميلياردي دارند. همين که قطر شگفتي ساز شده و دارد ازبکستان را مي برد يعني فوتبال حرفه اي در همه جا رسوخ کرده و شرايطش را به همه ديکته مي کند. (تا اين لحظه قطر يک بر صفر از ازبکستان پيش است)
    دوست داشتي الآن در کره بودي: " خيلي دوست داشتم! متاسفانه کساني که بايد الآن آنجا باشند، نيستند و ديگران به جاي آنها رفته اند."
    تماشاي ديدار حساس تيمهاي فوتبال ايران و کره جنوبي - برج ميلاد
    5 دقيقه مانده به شروع نيمه دوم: حس و حال مردم ايران در اين دقايق چيزي مانند گرفتاري در برزخ است. تيم ملي با کره مساوي است و قطر از حريف ازبک پيش است و اين يعني ايران براي چهارمين بار به جام جهاني مي رود. ولي اين تنها نتيجه يک نيمه است و هنوز 45 دقيقه پر التهاب ديگر باقي مانده. در همين حال و هوا، خبرنگار يکي از شبکه هاي تلويزيوني با پاشازاده مصاحبه مي کند. سوال خبرنگار اين است: "حالا که تيم ملي به جام جهاني صعود کرده چه حسي داريد؟!" بعد هم که جواب ملي پوش اسبق تيم ملي را شنيد. دوباره از او پرسيد: " حالا که تيم ملي به جام جهاني نرفته و بايد در ديدار پلي آف شرکت کند چه حسي داريد؟!" و باز هم پاسخ ملي پوش اسبق.
    از مهدي پاشازاده مي پرسيم که چه حسي دارد وقتي هنوز سرنوشت تيم ملي معلوم نيست، از حس و حال صعود به جام جهاني گفتن؟ او به ما پاسخ داد: "خيلي سخت بود. اصلا تمرکز نداشتم که حرف بزنم. آن خبرنگار ديرش شده بود و مي خواست گزارشش آماده باشد. هنوز که اتفاقي نيفتاده اما واقعا اميدوارم که تيم ملي امروز به جام جهاني صعود کند."
    سوالي را که از نکيسا درباره بازي تاريخي با استراليا پرسيديم، از پاشازاده هم مي پرسيم و او جواب مي دهد: "شرايط ما در ملبورن خيلي سخت تر از اين بازي بود. ما در تهران يک بر يک مساوي کرده بودم و در اصل از همان اول بازي از حريف عقب بوديم. حريفان ما همه در ليگ هاي معتبر بازي مي کردند ولي ما لژيونر نداشتيم. در عوض ما اعتماد به نفس خيلي خوبي داشتيم و به همين دليل بچه ها خيلي تلاش کردند. "
    مهدي در جام جهاني فرانسه مدافع تيم ملي بود. او در بازي تاريخي با استراليا هم نقش زيادي در موفقيت تيم ملي داشت. او حالا در مقام کارشناس درباره عملکرد خط دفاع تيم ملي در نيمه نخست بازي با کره جنوبي به ايسنا مي گويد: "فشار روي بچه ها زياد است و مطمئنا اشتباه هم رخ مي دهد. اشتباه جزئي از فوتبال است. خدا را شکر که تا اين جا گل نخورده ايم."
    آيا مي شود از همين حالا برد تيم ملي را پيش بيني کرد؟: "حرف از بردن نمي شود زد چون خيلي تحت فشاريم اما مي توانيم با گرفتن يک مساوي با نتيجه بازي قطر و ازبکستان به جام جهاني برسيم. قطر هم خوب کار کرده و ما فکر مي کرديم اتفاق ديگري رخ دهد اما خوب است که جوانمردانه بازي مي کند.
    شروع نيمه دوم: بازي شروع شده و در همان ابتداي کار، مسعود شجاعي در چند موقعيت عملکرد بدي داشته است. چند پاس اشتباه و از دست دادن توپ از سوي اين بازيکن، صداي اعتراض تماشاگران برج نشين را هم بلند کرده بود. اشتباه کردن البته مختص شجاعي نبود چون يکي، دو بار هم ساير بازيکنان اشتباه کردند. در همين اثنا يکي از تماشاگرن با صداي بلندي گفت: " کاش پاشازاده در تيم ملي بود!" توجه اين تماشاگر بلافاصله از سوي هم قطارانش به جلو جلب شد تا پاشازاه را در ميان جمعيت ببيند.
    گل گل گل. رضا قوچان نژاد برج ميلاد را به لرزه درآورد. به محض اين که مهاجم تکنيکي تيم ملي توپ را از مداع کره قاپيد و به سمت دروازه حريف رفت، تماشاگران بازي از جاي خود بلند شدند و يک ضربه دقيق کافي بود تا پتانسيل صداي تماشاگران تا بالاتربن حد ممکن آزاد شود که زحمت اين کار را قوچان نژاد به خوبي کشيد. تماشاگران يک صدا فرياد مي زدند:" ايران چي کارش کرده، ..."
    پاشازاده که از اين گل حسابي خوشحال شده بود، گفت: وقتي توپ پله مي کند، گرفتنش براي مدافع خيلي سخت مي شود و اين وسط يک مهاجم باهوش مي تواند به خوبي توپ ربايي کند. قوچان نژاد عالي حرکت کرد و عالي ضربه زد. چون مرکز ثقل رضا پايين است، مي تواند قدم هاي ريز تندتري بردارد و مدافع روبرويش را جا بگذارد.
    تماشاي ديدار حساس تيمهاي فوتبال ايران و کره جنوبي - برج ميلاد
    دقيقه 63: گل خوردن هاي قطر شروع شد. دو گل پياپي که هرکدامش آه از نهاد تماشاگران بر مي آورد. هرچند تيم ملي تا اين جا برده و مستقيم به جام جهاني رفته است.
    دقيقه 75: نکيسا و پاشازاده غرق در تفکر، بازي را نگاه مي کنند و چشمشان به صفحه تلويزيون دوخته شده است. در همين حال بود که ناگهان کره اي ها حمله خطرناکي را تدارک ديدند و چيزي نمانده بود که گل مساوي را بزنند. رحمان احمدي به کمک مدافعانش، با عملکردي معجزه گونه مانع گلزني حريف شد تا نکيسا فرياد بزند:" به جون خودم الآن امام زمان تو کره جنوبيه!"
    دقيقه 80: نفس ها در سينه حبس شده و همه منتظرند که بازي تمام شود. چهار سال قبل هم در همين دقايق بود که گل مساوي را از کره خورديم و از جام جهاني باز مانديم. ايراني ها نشان داده اند که در همه حال قوه طنزپردازي دارند و هر جا و هر زمان مي توانند سفره شوخي و خنده را پهن کنند. در اين دقيقه بازيکن کره اي روي تيموريان خطاي آشکاري انجام داد ولي داور به خطا اعتقادي نداشت. اعتراض يکي از حضار، سالن را از خنده پر کرد: داور که چيني باشه همين ميشه ديگه! اصلا ديگه همه چيز چيني شده."
    هنوز 5 دقيقه مانده به پايان بازي اما يک نفر با ده ها پرچم وارد سالن شد و آن ها را بين تماشاگران تقسيم کرد. آنها هم که گويي منتظر چنين اقدامي بودند شروع کردند به رقصاندن پرچم ها. ديدن رقص پرچم سه رنگ ايران در اين دقايق خيلي لذت بخش است. فقط 5 دقيقه تا رسيدن به برزيل وقت باقي مانده است.
    ما که رفتيم برزيل! داور چيني سوت را زد و خيال همه ايراني ها را راحت کرد. ايران به عنوان تيم اول و کره جنوبي به عنوان تيم دوم راهي جام جهاني شدند و ازبک ها هم که انگار زورشان – يا شايد هم پولشان – به بيشتر از پنج گل نرسيده بود، بايد در ديدار پلي آف، ابتدا با اردن و سپس با نماينده امريکاي لاتين ديدار کنند.
    تماشاي ديدار حساس تيمهاي فوتبال ايران و کره جنوبي - برج ميلاد
    پاشازاده از پيروزي تيم ملي سر از پا نمي شناسد. به او نزديک مي شويم و مي گوييم:" واقعا به جام جهاني صعود کرديم و حالا مي توانيد از حس و حالتان بگوييد." مدافع اسبق تيم ملي هم در پاسخ ابتدا خدا را شکر کرد و سپس به خبرنگار ايسنا گفت:"خيلي خوب بود. رسيدن به جام جهاني به نفع همه کساني است که در فوتبال کار مي کنند. اميدوارم اين صعود به رشد فوتبال ايران کمک کند.
    او درباره بازي هم گفت:" کره اي ها خيلي فشار آوردند ولي بچه ها به ويژه در نيمه دوم خوب دفاع کردند و قوچان نژاد هم با گل قشنگش نتيجه بازي را به سود ما کرد. براي پاسخ حرف هاي نسنجيده سرمربي کره، اين نتيجه از هر چيزي بهتر بود."
    پس از بازي، دوباره لابي برج ميلاد: تماشاگران در حال پايين آمدن از برج، سرود "اي ايران" مي خوانند و براي ثبت اين روز تاريخي، عکسي به يادگار مي اندازند.




















  2. 4 کاربر مقابل از H!dden عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Farzandeiran (19th June 2013), NumBer1 (19th June 2013), Vampires (19th June 2013), شــب تاب کوچولو (19th June 2013)

  3. #2


    محل سکونت
    سرزمين پارس
    نام واقعی
    Farshid
    استاتوس
    تو اضطراب دستاي پر ، آرامش دستاي خالي نيست
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Italy
    نوشته ها
    3,338
    تشکر
    2,978
    تشکر شده 4,257 بار در 1,635 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک







    من و رفيقم توي پادگان، پاي تلويزيون يه همچين استرسي داشتيم...
    دقيقا اين شكلي!!!






    آن ها آزادانه وحشي اند ، ما وحشيانه آزاديم
    من به فاحشه بودن قلب بدن هاي باكره شان ايمان دارم
    من يك تار موي گنديده فرهنگ برهنگي ام را ، با برهنگي فرهنگي شان عوض نخواهم كرد
    و عادت نخواهم كرد به بلاهايي كه سرم مي آيد و به دروغ هايي كه ميشنوم
    آن ها روح ميفروشند و از تن فروشي ماهي هاي آزاد در تنگ بد ميگويند
    زندان مفهوم عميق تري از چهار ميله عمودي دارد؛
    يك در بسته است به دنيايي كه ميداني اگر بخواهي به آن وارد شوي ، نميتواني
    و چه غم انگيز است خواستني كه توانستن نيست!
    من درميان دو آينه روبروي هم ، در دو طرفم، گم نميشوم. تصوير آن ها تا ابد ادامه دارد
    اما راه مستقيم هنوز مقصد دارد...
    و تو از سر ناداني ات به من ميخندي و من براي شفايت گريه ميكنم
    تو من را نميداني. حتي خودم هم شايد خودم را نميدانم، حتي نميدانم كجايم!
    من در اين اتاق هستم يا اين اتاق در ذهن من است
    حتي نميدانم جز كساني هستم كه رفتند اما يادشان هست ، يا كساني كه هستند اما يادشان رفت كه هستند.
    اما ميدانم كه دورم از كساني كه آشنايي شان اتفاق است و جدايي شان سرنوشت...


  4. کاربر مقابل از Farzandeiran عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    H!dden (19th June 2013)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا