نمي دانم چرا همه من را به خاطر آن گل به خودي به ياد دارند
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: نمي دانم چرا همه من را به خاطر آن گل به خودي به ياد دارند

  1. #1


    محل سکونت
    کرج
    نام واقعی
    hamidreza
    استاتوس
    only zinedine zidane
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | France
    نوشته ها
    3,497
    تشکر
    1,772
    تشکر شده 5,256 بار در 1,980 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 46 تاپیک

    نمي دانم چرا همه من را به خاطر آن گل به خودي به ياد دارند

    «عجيب است! يحيي گلمحمدي گل به خودي زد؛ گلش هم پذيرفته شد اما کسي او را به خاطر آن گل به خاطر نميآورد اما من گل به خودي زدم و داور هم حساب نکرد اما همه من را به خاطر آن گل به ياد ميآورند! خودم هم ماندهام!» اينها بخشي از گپ 45 دقيقهاي با علياکبر استاداسدي بود؛ بازيکن باصفاي تيم ملي در پايان دهه 90 ميلادي، با همان طنز و نمک دوران بازياش و دل پري که از زمانه دارد و البته بغضي که فرو خورد آن هنگام که حرف از ناصر حجازي به ميان آمد: «در خاکسپاري ناصرخان شرکت کردم اما هيچ کس من را نشناخت و من را نديد. من هم به خانهاش نرفتم.»

    علياکبر استاداسدي در گفتوگويش با ايسنا، به مرور روزهاي دور و نزديک فوتبالش پرداخت. گردش روزگار اندک موي مانده به سرش را سپيد کرده است؛ چنانکه وقتي به او نگاه ميکني، از خودت ميپرسي، مگر چند سال از جام ملتهاي آسياي 1996 امارات و جامجهاني 1998 فرانسه ميگذرد؟ چند ثانيهاي نميگذرد که به ياد ميآوري که سه جامجهاني گذشته و تو براي رسيدن به تصاوير آن سالها ناگزيي ذهنت را حسابي بتکاني.

    ذهنت را که ميجويي به جام ملتهاي آسيا ميرسي؛ به اشکهاي سرمربي کرهجنوبي پس از باخت شش بر دو. به بردن عربستان با محمد الدعايه؛ آن هم با سه گل اختلاف، به جمال قندور، داور مصري که در نيمهنهايي سر تيم جوان مايليکهن را بريد و ... جلوتر که بيايي به انتخابي جامجهاني 98 فرانسه ميرسي. به فرياد اللهاکبر اسکندر کوتي در بازي با عربستان؛ زماني که کريم باقري ما را از شکست خانگي رهاند، به شکست قطر و سيلي بازيکن قطري به گوش ستارهمان، به بوسه نيما نکيسا بر سر و روي احمدرضا عابدزاده که آسيب ديده بود ولي از زمين دل نميکند و به خودش اجازه نميداد زمين بازي با ژاپن را ترک کند و به استراليا؛ استرالياي خاطرهانگيز. يادش به خير. انگار همين ديروز بود.



    آقاي استاداسدي، ميگفتند با محمد مايليکهن فاميل هستيد...


    فاميل؟ نه. او شمالي است و من ترک. بله ميگفتند که پارتي بازي شده ولي پارتي بازي، يک بازي، دو بازي نه 51 بازي. حتي يکي از بازيکنان اين را يک بار به خودم هم گفت. من هم به او گفتم، حالا که ايويچ آمده و ديگر مايليکهن سرمربي تيم ملي نيست، پس چرا باز هم به تيم ملي دعوت ميشوم و بازي ميکنم؟ من لياقتش را داشتم و در تيم ملي ماندم. اردويي در بروجرد برگزار شد که 60 بازيکن در آن حضور داشتند. آنجا مثل کماندوها بايد تلاش ميکردي تا خودت را نشان دهي. من همه کار کردم و باز هم به تيم ملي دعوت شدم و به جام جهاني 1998 فرانسه رفتم.

    تيم 96 يک تيم تکرارنشدني بود؟


    بله. در آن زمان تعصب خيلي بيشتر از الان بود. پيراهن تيم ملي ارزش بيشتري داشت.
    در بازيهاي جام ملتهاي آسيا سال 96 حاضر بوديد. کمي از آن روزها صحبت کنيد.
    بازي اول را به عراق باختيم. خود حاج آقا مايليکهن بعد از باخت به عراق به ما گفت، فکر کنيد که اين يک ديدار تدارکاتي بود؛ چرا که بدون بازي تدارکاتي به اين رقابتها رفته بوديم. 20 دقيقه در آن ديدار به عنوان دفاع چپ به ميدان رفتم. مايليکهن به من گفت ميتواني در دفاع چپ حضور خوبي داشته باشي. جز بازي با عراق در ساير بازيها به طور کامل بازي کردم. در آن دوره تيم بسيار قدرتمندي داشتيم. همه يکدل بودند. اگر کسي روي پاي علي دايي ميرفت، ما حمله ميکرديم و نميگذاشتيم، ديگر بازيکنان حريف به او ضربه بزنند. مهم نبود من بازي ميکنم يا ديگري. روي نيمکت همه توانايي بازي داشتند. بدنهاي بازيکنان در آن دوره از رقابتها خيلي آماده بود. در تمام پستها نفرات خوبي داشتيم. آن روزها از پول زياد خبري نبود و تعصب به پيراهن حرف اول را ميزد.

    ضربه سر علي دايي به کويت در ديدار ردهبندي را به ياد داريد؟

    کاملا. فکر کردم گردن علي دايي در آن صحنه شکست. انحراف بدني اضافهاي به خودش داد. مانده بودم. علي دايي آذري است و آذريها يک رگ ديگر هم دارند؛ رگ غيرت و تعصب. دايي تعصب ويژهاي داشت و آن تعصب ويژه را هم به تيم ملي انتقال ميداد.

    الان با هم در ارتباط هستيد؟ شنيده ميشد سال گذشته به عنوان دستيار دايي به راهآهن ميرويد.


    بله ارتباط داريم. صحبتي هم براي راهآهن سال گذشته کرديم اما 6 سالي بود که در گسترش فولاد دستيار بودم. آقاي زنوزي هم به من علاقه زيادي داشت. من در گسترش ماندم.



    چرا اين فصل در گسترش فولاد نمانديد؟


    رسول خطيبي به گسترش فولاد تبريز آمد و ديگر نخواست در اين تيم بمانم. سالها در گسترش فولاد با فيرات، کاظمي، کريمي و ضيايي کار کردم. نميدانم شايد رسول فکر ميکرد، خيلي اسم بزرگي دارم و او کوچک است. شايد او فکر ميکرد، هرجا برويم، بقيه فکر کنند، من سرمربي هستم و او دستيار. در اين فکرها نبودم. به خود او هم گفته بودم اما ترجيح داد در گسترش نمانم!


    استاداسدي همه را به ياد گل به خودي برابر ژاپن مياندازد...

    بله. من را با آن گل ميشناسند. عجيب است! گلمحمدي گل به خودي زد؛ گلش هم پذيرفته شد اما کسي او را به خاطر آن گل به خاطر نميآورد اما من گل به خودي زدم و داور هم حساب نکرد اما همه آن گل را به خاطر ميآورند! خودم هم ماندهام چطور آن توپ وارد دروازه شد. قبل از آن بازي دو تا سه روز بود که در مالزي باران ميآمد. ميخواستم دفع توپ کنم و ديدم که کمک داور پرچم آفسايد را بالا برده بود اما شيرجهام را زده بودم و ديگر کاري نميشد، کرد. بعدها بازيکنان تيم ملي با من شوخي ميکردند و ميگفتند، استاد چگونه آن توپ را وارد دروازه کردي؟ من هم گفتم خواستم احمدرضا را امتحان کنم.


    واکنش عابدزاده را يادتان ميآيد؟


    نه. صحبتي نکرد، تشويقم هم کرد. چيز خاصي به من نگفت.

    دروازهبان بداخلاقي بود؟

    نه بداخلاق نبود. اخلاقهاي خاصي داشت. در دلش چيزي نبود. يک پشتيباني قوي در تيم بود و بسيار به تيم روحيه ميداد. مثل بازي با استراليا که خيلي هواي تيم را داشت.


    بازي با استراليا. فکر ميکرديد که در آن ديدار موفق شويم؟

    راستش را بخواهيد، نه. بازي که شروع شد، من و نامجومطلق و ميناوند روي نيمکت نشسته بوديم. به مهرداد گفتم، بلند شو برويم! با اين بازي که آنها شروع کردهاند، فکر کنم بالاي 15 گل به ما بزنند. به من گفت: "نه، بشين داداش!" فکرش را بکنيد، سعداوي، خاکپور و مهدويکيا بازيکنان سرعتي ما بودند. بازيکن استراليا 5 متر پيش از آنها بود و استارت ميزد و آنها را جا ميگذاشت. مانده بودم آنها چه شُشي دارند؟ ايويچ يک بار سيستم 3 – 5 – 2 را براي ما تشريح کرد و گفت: بايد در آن ديدار 5 گل ميخورديد؛ چرا که اين سيستم به گونهاي است که اگر حريف 4 – 4 – 2 بازي کند، تقريبا با 4 نفر روي دروازه شما حاضر ميشود. اين در حالي است که شما تنها 3 مدافع داريد. در بازي با استراليا فشار زيادي روي ما بود. من در 15 دقيقه به ميدان رفتم. اينقدر در آن دقايق دويدم که فکر کردم 90 دقيقه دويدهام.

    به جاي ابراهيم تهامي وارد بازي شديد که خود او هم به عنوان بازيکن جانشين روانه ميدان شده بود...


    بله. به جاي تهامي به ميدان رفتم. نميخواست از بازي بيرون بيايد. حميد استيلي به او گفت، بند کفشت را باز کن و وقت را تلف کن! تهامي هم بند کفشش را باز کرد تا وقتکشي کند. دايي از راه رسيد و سرش داد زد و گفت: "برو بيرون! الان کارت قرمز ميگيري و استاد هم نميتونه زمين بياد!" تهامي وقتي که از زمين خارج ميشد، به من گفت: "وُلک من که تازه اومدم تو، منو چرا کشيدين بيرون؟ ميخوام تيم رو ببرم جامجهاني!" من هم به او گفتم: "بيا بيرون بابا! کُشتي ما رو!" به هر حال خدا با ما بود و توانستيم استراليا را شکست دهيم. آن ديوانه که تور را پاره کرد، خيلي به ما کمک کرد. واقعا استرس داشتيم و دعاي 70 ميليون ايراني را حس ميکرديم. وقتي دايي توپ را نديده پاس داد، و زمين بازي هم صافصاف بود، نميدانم چگونه خداداد بغل پا زد و توپ پله و وارد دروازه شد. زمين بازي خيلي صاف بود و اصلا منطقي نبود که توپ پله شود. خود خداداد هم دو، سه بار به اين مسئله اشاره کرده است. گل کريم هم که آفسايد بود. فکر کنم داور براي اين آفسايد نگرفت که براي اولين بار روي دروازه استراليا ميرفتيم! داور گفت، زشت است، يک بار آمدهاند و همان را هم آفسايد بگيرم؟!! بعد از پيروزي همه ميخنديدند اما بچههاي ما گريه ميکردند. اين گريه به خاطر تعصب و غيرتشان بود.

    وقتي که ساندرو پل، داور مجارستاني سوت پايان را زد، ميدانستيد در ايران چه خبر است؟

    آن لحظه نه. تلفني البته صحبتهايي با تهران شده بود اما شنيدن با ديدن متفاوت است. بعدها فيلم جشنها را ديديم.

    گفته ميشود آن خوشحالي تنها يک بار در زمان آزادسازي خرمشهر افتاده بود. آيا بازخورد آن خوشحالي به خودتان بازگشته و در زندگي شخصيتان هم بازتابي داشته است؟

    نه، الان که فکر ميکنم، ميگويم کاش به سمت فوتبال نميرفتم. اين همه زحمتي که کشيدم، ارزشش را نداشت. نميشود کسي با داشتن 51 بازي ملي بيکار بماند.

    چند بار مصدوم شديد؟

    هيچوقت مصدوم نشدم. در 22 سالگي فوتبال را شروع کردم ولي به کارهاي رزمي بسيار علاقمند بودم. الان هم بدنم آماده است اما چه فايده؟ کساني هستند که آدم اسمشان را هم نشنيده اما ميلياردي يا چند صد ميليوني از باشگاهها حقوق ميگيرند. فوتبال ما همهاش شده رابطه. خدا پدر زنوزي را حفظ کند. 6 سال به من سمت داد تا در گسترش فولاد باشم. ميگفت: "تنها يک استاد داريم. براي کساني مثل استاداسدي ارزش قائليم." يحيي گلمحمدي در تيم ملي ذخيره من بود و سرمربي پرسپوليس شد اما حتي يک تيم دسته دويي را هم به من پيشنهاد نميدهند يا مثلا در گسترش فولاد که بعد از اين همه سال واقعا نميدانم چرا خطيبي من را کنار گذاشت. درست است، حق هر مربي انتخاب دستيارانش است. اما فرق ميکند که يک نفر بچه تبريز باشد و با سرمربي رفتوآمد خانوادگي داشته باشد. سرمربي او را بشناسد و بداند دو دختر بزرگ دارد و همين طور بداند که او بيکار است و درآمدي هم ندارد ولي آن فرد همه چيز را به امان خدا رها کند تا به تهران بيايد تا براي خودش يک تيم دستوپا کند.


    در حال حاضر چه کار ميکنيد؟


    فعلا آمدهام تا کلاسهاي مربيگري را طي کنم. اين کلاسها B آسياست و مدرسش دکتر جهاني.


    برگرديم به بازي با استراليا و اتفاقات پس از آن. ويرا چه شخصيتي داشت و چگونه مربياي بود؟

    ويرا شناخت زيادي از فوتبال ايران نداشت. نميدانم او را چگونه سرمربي کردند. شايد به خاطر برزيلي بودنش، او را آوردند يا چون اسمش شبيه برزيليها بود، او را آوردند. او آمد و گفت، شناختي از فوتبال ايران ندارد. بچهها به او کمک کردند تا ترکيب را شناخت. البته دستيارانش هم به او کمک زيادي ميکردند مثل دکتر ذوالفقارنسب. دکتر بود که عملا ترکيب را ميچيد ولي ويرا زرنگ بود. او مسائل ديگر فوتبال را به ما ياد داد. مثلا چگونه وقت را تلف کنيم، چون نميتوانست به ما تاکتيکي ياد دهد. شايد دليلش کمبود وقت بود. خودش هم ميگفت، کار زيادي از دستش برنميآيد. در بين دو نيمه بازي با استراليا گفت، هر کاري ميخواهيد بکنيد. علي دايي و احمدرضا عابدزاده صحبتهاي ديگري کردند. گفتند 45 دقيقه زمان داريم و هنوز هيچ چيز تمام نشده. توانتان را براي اين 45 دقيقه بگذاريد.



    بعد از ويرا هم حتما خاطرتان هست که محسن صفاييفراهاني در فدراسيون فوتبال جانشين داريوش مصطفوي شد و ويرا را کنار گذاشت و ايويچ را سرمربي کرد. آيا واقعا عليه ايويچ کودتا شد؟

    کودتا را نميدانم اما ترکيبي که ايويچ برابر رم گذاشت، کمي عجيب بود. مانده بودم که چطور 7 دفاع جلو را در ميدان گذاشت. خاکپور، محمدخاني، سعداوي و خيليها ديگر را در ترکيب گذاشته بود. نميدانم چه کسي اين ترکيب را به او داده بود اما به هر حال نتيجهاش اين شد که به ازاي هر يک دفاع جلو زن يک گل خورديم. البته ايويچ همواره ميگفت، که طالبي را آوردهاند که جاي او بگذارند. خودش يک بار به ما گفت که "ژيان آوردهاند، جاي بنز بگذارند" ولي ما باورمان نميشد. بعد از برکناري ايويچ در بازي با اينتر ترکيب اصلي را گذاشتند. اينتريها هم با ترکيبي از جوانانشان به ميدان آمدند و ما هم 4 گل به آنها زديم و گفتيم، بهبه چقدر وضعيتمان خوب است. فکر نميکنم اتفاقي که براي ايويچ افتاد، کار بازيکنان باشد. اکثر بازيکنان ايويچ را دوست داشتند. البته بازيکناني بودند که قبلا با آقاي طالبي کار کرده بودند. آنها را نميشناختم گويا طالبي مدتي در بهمن سرمربي بود. ايويچ در کار بدنسازي فوتبال حرف نداشت و نتايج و بازيهاي خوب ما در جامجهاني مديون کارهاي بدنسازي او بود. طالبي تمرين نميداد. ميآمد و ميگفت، تمرين کنيد و بچهها ميگفتند، حال نداريم و او هم ميگفت، هر کاري دوست داريد، بکنيد. او ترکيب خاصي هم نميچيد.

    ولي قبول کنيد که طالبي هم در بازيهاي لبنان تيم خوبي را روانه رقابتها کرد ولي با بدشانسي حذف شد. حتما خاطرتان هست که قيچي علي دايي نگرفت و همان توپ تبديل به گل کره و حذف ايران شد...

    براي آقاي طالبي احترام قائلم. او مربي خوبي بود ولي او چشمش به همان يازده بازيکن اصلي بود. کجاي دنيا ميديديد که در رختکن زماني که سرمربي حرف ميزند، بازيکن با موبايلش حرف بزند؟ در محلات هم اين اتفاق نميافتد. در جامجهاني بازيهاي خوبي را انجام داديم اما همه را مديون ايويچ بوديم. او به ما مسال زيادي را گفته بود. مثلا اين که کلينزمن سبک بازياش فلان است يا بيرهف اينگونه بازي ميکند. مثلا براي بازي با يوگسلاوي گفته بود که تحت هيچ شرايطي پشت محوطه به آنها خطا ندهيد. آنها يک بازيکن دارند به نام پردراگ مياتوويچ که از هر دو کاشته، يکي را گل ميکند. براي بازي با آلمان در تمرينها ما را به گوشهها هدايت ميکرد و ميگفت، نبايد بگذاريد آنها سانتر بکنند. ياد بگيريد چگونه کنارهها را ببنديد. او حتي به ما گفته بود، خيلي راحت آمريکا را ميبريد و دقيقا همه حرفهايش درست از آب درآمد. اگر ايويچ سرمربي ميماند، حتما بين 8 تيم نهايي حاضر ميشديم.

    اگر بازي ايران و آمريکا بازي اول ما بود، فکر ميکنيد، ميتوانستيم نتيجه بهتري بگيريم؟

    نه، فکر ميکنم بازي با آمريکا متفاوت بود. همه ميخواستيم، برنده شويم. اصلا کل جامجهاني را براي آن بازي آمده بوديم.

    از آن فيلم معروفتان اطلاع داريد که در رختکن در حال رقصيدن از شما فيلمي ضبط شده است؟

    فکر ميکنم کس ديگري آن پيراهن را پوشيده بود؛ چرا که پيراهن همه بازيکنان را تماشاگران از آنها گرفته بودند.

    يعني تکذيب ميکنيد و ميگوييد آن شخص شما نبوديد؟


    پايش بيفتد، عربي و هندي هم بلدم، برقصم. ولي خدايياش درست يادم نميآيد که رقصيده باشم. شايد هم من بودم ولي واقعا يادم نميآيد.

    از بحث فوتبال ملي خارج شويم. مدتي در ذوبآهن زير نظر مرحوم ناصر حجازي بازي کرديد. او چگونه شخصيتي بود؟

    غير از ذوبآهن در ماشينسازي هم شاگرد ناصر خان بودم. حرف نداشت. از نظر فوتبالي و شخصيتي آدم ديگري بود. زماني که در ذوبآهن بود، او را به تمرين ميبردم. خودش پشت فرمان نمينشست، من بودم که او را به تمرين ميبردم و برميگرداندم. اصلا ناصرخان به من کمک کرد، به تيم ملي برسم. حتي چندين بار به کساني مثل مصطفوي ميگفت که چرا استاد اسدي را به تيم ملي دعوت نميکنيد؟ ناصرخان در ماشينسازي من را در پست هافبک دفاعي گذاشته بود ولي 17 گل زدم. هر بار تيم عقب ميافتاد، به من اشاره ميکرد که "برو جلو!" ناصرخان در تمرينها به بازيکنان هيچ وقت "تو" نميگفت و آنها را با لفظ شما خطاب ميکرد. از شخصيت او خيلي خوشم ميآمد.

    در مراسم خاکسپاري او شرکت کرديد؟

    بله اما هيچ کس من را نميشناخت و هيچ کس هم من را نديد ولي به خانهاش نرفتم.

    بزرگترين آرزوي شما چيست؟

    سلامتي دو دخترم.

    تيم مورد علاقه و ترکيب مورد علاقه استاد اسدي چيست؟

    کاملترين تيم تاريخ ايران يعني تيمهاي سال 96 و 98 ترکيب مورد علاقه من است. از عابدزاده بگيريد تا نوک حمله که علي دايي و خداداد عزيزي بودند.

    ولي در تيم 96 و 98 تفاوتهايي وجود دارد. مثلا مهدي پاشازاده در تيم 98 بود ولي در تيم 96 حضور نداشت.

    من 98 را انتخاب ميکنم. چون مهدي زياد مصدوم ميشد، در تيم 96 حضور نداشت. او بازيکن خوبي بود. مهدي مگر چند سالش بود که فوتبال را کنار گذاشت؟ او بدنش را خوب نگه نميداشت. 10 سال فوتبال بازي کردم و يک بار هم مصدوم نشدم. اين به خاطر وزنههايي بود که ميزدم. الان 49 سالم است ولي حاضرم جلوي شما 50 تا شنا روي سه انگشت بروم. الان بازيکن 25 ساله هم نميتواند اين کار را بکند. اين ادامه همان بدنسازيهاست.

    بيشترين رقم قراردادهايتان در فوتبال چقدر بود؟


    پنج ميليون تومان از باشگاه ذوبآهن براي يک سال دريافت کردم.
    با اين پول چه کار کرديد؟

    آن زمان يک پرايد 3 و نيم ميليون تومان بود. با اين پول يک خانه 70 متري در خود تبريز ميشد خريد ولي الان بازيکن 50 ميليوني، 700 ميليون ميگيرد. زمان ما چنين پولهايي نبود. الان بعضي باشگاهها بودجه دولتي دارند و از جيب دولت خرجهاي ميلياردي ميکنند.

    راستي پاداش رفتن به جامجهاني 1998 چقدر بود؟

    آن زمان مبالغي کمي ميگرفتيم. درباره پاداش هم بايد بگويم 3 ميليون فرانک به تيم ملي دادند و گفتند آن را خرج ساخت کمپ تيم ملي کردند اما الان پاداشها جوري است که حواله ماشين ميگيرند يا با وجود قرارداد ميلياردي، 50 ميليون تومان پاداش صعود ميدهند. ميخواستند زمين هم به ما بدهند که ندادند. دروغ نگويم 5 يا 6 ميليون تومان به ما براي صعود به جامجهاني پاداش دادند. دستشان هم درد نکند. غير از آن چيزي به من داده نشد.

    راستي شما طرفدار کدام تيم هستيد؟


    همه تبريزيها طرفدار تراکتورسازي هستند اما بعد از تراکتور به عشق اميرخان، استقلالي هستم.


    چرا به استقلال نرفتي؟


    از 22 – 23 سالگي بود که فوتبال را شروع کردم. 29 ساله بودم که پورحيدري به من گفت، به استقلال بيا. نميدانم استقلال به من پيشنهاد 4 يا 7 ميليوني داده بود. با عدهاي مشورت کردم. گفتند اگر بروي استقلال به خاطر سن و سالت اذيتت ميکنند. اگر بروي استقلال، دو سال بازي کني، 31 ساله ميشوي و از بيرون داد ميزنند که "پير شدهاي، پير شدهاي!" به همين دليل ترجيح دادم به ذوبآهن بروم.

    بهترين بازيکن آن سالها را چه کسي ميدانيد؟

    علي دايي، خداداد عزيزي و کريم باقري را بهترين ميدانم اما اگر يک انتخاب باشد، گزينه نخستم کريم باقري خواهد بود. او بهترين بازيکن آن سالها بود.

    غیرت ، تعصب ، مردانگی همه در یک کلمه = رونالدو





  2. 3 کاربر مقابل از cr7&zizi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    NumBer1 (30th June 2013), SEYEDHAMED (30th June 2013), ShAh!N (30th June 2013)

  3. #2


    محل سکونت
    کرج
    نام واقعی
    سیدحامد
    استاتوس
    *
    شغل و حرفه
    کارمند/الکترونیک
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Brazil
    نوشته ها
    5,443
    تشکر
    5,733
    تشکر شده 3,381 بار در 1,968 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 42 تاپیک
    دیگه تیمی همچون تیم ملی سال 1998 بوجود نمیاد
    پول نبود ولی تیم سرشار از تعصب بود
    کسی زیرآب کسی رو نمیزد
    اتحاد و همدلی برگ برندشون بود
    حرف،حرف سرمربی بود
    برا تماشاگر احترام میذاشتن
    پشت سر سرمربی حرفی نمیزدن و الی آخر...
    یادش بخیر علی دایی و عابدزاده با اون مصدومیت چجوری بازی میکردن





  4. 3 کاربر مقابل از SEYEDHAMED عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    aryan3 (30th June 2013), cr7&zizi (30th June 2013), ShAh!N (30th June 2013)

  5. #3


    نام واقعی
    ShAhIN
    استاتوس
    .........
    بازیکن محبوب
    Sheys Rezaie
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    17,351
    تشکر شده 2,787 بار در 1,158 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 42 تاپیک
    سن من قد نمیده,ولی تعریفشو زیاد شنیدم.
    راستم میگه از همه فقط شنیدم گل به خودی زده!

  6. #4


    محل سکونت
    کرمان
    نام واقعی
    آرین
    استاتوس
    پرسپولیس
    شغل و حرفه
    درس میخونم
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    89
    تشکر
    20
    تشکر شده 82 بار در 30 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    بدبخت
    آهای علی کریمی****تو تک ستاره ی فوتبال ماییییییی***آهای علی کریمی*** تو سالار تمام اسیاییییییییییییی*** آهای علی کریمی*** تو اندوه تمام تاجیاییییییییییییی*** آهای علی کریمی *** تو افسوس همه 6 تاییهاییییییییییییی*** آهای علی کریمی***تو کابوس دسته سومیاییییییییییی***آهای علی کریمی***تو بهترین بازیکن تاریخ مایییییییییییییییییییی***آ ای علی کریمی ****تو تکنیکی ترین تاریخ آسیایییییییییییی **** آهای علی کریمی ***

  7. #5


    محل سکونت
    کرمان
    نام واقعی
    آرین
    استاتوس
    پرسپولیس
    شغل و حرفه
    درس میخونم
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    89
    تشکر
    20
    تشکر شده 82 بار در 30 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    بدبخت
    آهای علی کریمی****تو تک ستاره ی فوتبال ماییییییی***آهای علی کریمی*** تو سالار تمام اسیاییییییییییییی*** آهای علی کریمی*** تو اندوه تمام تاجیاییییییییییییی*** آهای علی کریمی *** تو افسوس همه 6 تاییهاییییییییییییی*** آهای علی کریمی***تو کابوس دسته سومیاییییییییییی***آهای علی کریمی***تو بهترین بازیکن تاریخ مایییییییییییییییییییی***آ ای علی کریمی ****تو تکنیکی ترین تاریخ آسیایییییییییییی **** آهای علی کریمی ***

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا