يادداشت ويژه: هویت گمشده فوتبال ما | چه داريم و به كجا ميرويم؟!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: يادداشت ويژه: هویت گمشده فوتبال ما | چه داريم و به كجا ميرويم؟!

  1. #1


    محل سکونت
    ...
    نام واقعی
    مـــحـــMـــد Rـــضـــا
    استاتوس
    ...::|||Just Real & Perspolis|||::...
    شغل و حرفه
    ....
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    8,844
    تشکر
    8,999
    تشکر شده 19,298 بار در 5,901 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 62 تاپیک

    يادداشت ويژه: هویت گمشده فوتبال ما | چه داريم و به كجا ميرويم؟!

    آنچه امروزه باید مدنظر باشد هویت بخشی مدیریتی و برنامهدار به ورزش و به ویژه فوتبال است که اگر از کنار آن مثل همه سالها ساده بگذریم، چیزی عاید ما نخواهد شد.رضا سالار

    | خبرگزاري فوتبال ايران پارس فوتبال دات كام


    هویت در فرهنگ عامه به معنای مشخصهای معلوم و هویدا از گروه یا دستهای است؛ برگرفته از ذات و شخصیت.

    هویت ورزشی کشورهای پیشرو در امر ورزش، تا حدودی مشخص است. در آلمان روند مشخص و مبتنی بر نظم مینای مدیریت یکپارچه الگویی زبانزد است. در روسیه یا همان شوروی سابق نخبهپروری ورزشی و قهرمانسازی با تمرین وممارست، هویت ورزش انها را مشخص کرده. درکشوری مثل هلند مدارس ورزشی و توجه به کودکان و نوجوانان الگو بوده ودر امریکا حمایت از قهرمانان مهمترین هدف است. چند کشور دیگر هم هستند که در بخش های مختلف برای خود هویتی مشخص را نمایان کردهاند. حتی کشورهای افریقايی مبنا را بر قدرت بدنی گذاشتهاند و با این عنوان در ورزش شناخته میشوند.

    حال اگر همین هویت را در فوتبال ملی و باشگاهی مد نظر داشته باشیم، باز هم الگوهای مشخصی را پیدا خواهیم کرد..

    در فوتبال انگلیس واسپانیا، همیشه باشگاهها در اولویت بودهاند و یکی از دلایل موفق نبودن این تیمها در ساليان متمادی(مانند برزیل وآلمان) همین بوده. چرا که آنها فوتبال باشگاهی را با تمام رویکردهای اجتماعی و اقتصادی آن میسنجند و موفقیت را در پیروزیهای ملی خلاصه نمیکنند.

    از سویی دیگر کشورهایی نظير برزیل و ایتالیا برای بردهای ملی بسیار اهمیت قایل هستند، که این امر از فرهنگ اجتماعی آنان سرچشمه ميگيرد. اگر تیم ملی برزیل ببازد یک عزای عمومی بر پاخواهد شد یا در ایتالیا چنین رویکردی با فشار عجیب رسانهها مواجه ميشود.

    تنها در آلمان است که تناسبی بین موفقیتهای ملی و باشگاهی وجود دارد. با این تفاوت که در این کشور همه امکانات در اختیار یک باشگاه است و دلیل عمده عدم استقبال از لیگ این کشور در خارج از آلمان هم همین نکته است. اگرچه مدتیست فوتبال آلمان در راه جدایی از این اتهام است.

    در زمینه باشگاهی هم اگر به هویت تیمها نگاه کنیم، همیشه مواردی هستند که علیرغم تغیيرات در مدیریت و مربی و مرور سالها بازهم هویت خود را حفظ کردهاند. بهعنوان نمونه آرسنال در عین اینکه از کمترین بازیکن انگلیسی در تیم خود بهره میبرد و حتی در دورهای اصلا بازیکن انگلیسی در ترکیب 11 نفره خود نداشت، اما از هويتی خاص و مشخص بهره میبرد. هویتی که مدیران آن در حمایت از ونگر و برنامههای او میکنند. استفاده ار نیروهای جوان و آیندهدار. در همين انگلیس تیمی مثل منچستریونایتد را داریم که در طول دو دهه، با هویتی برآمده از برنامههای مشخص به مدیریت فرگوسن است موفق بوده، و حتی فروش ستارههایش نيز در اين مسير سد راه نشده و نمایشی ویژه را ترتیب دادند. لیورپول و تماشاگرانش از شهری ساحلی و استفاده از بازیکنان ردههای پایه خود و ترکیبی از ستارههای جوان دیگر کشور ها نیز همین روند هویت بخشی را ادامه دادند. در آلمان اگرچه بایرن مونیخ طلایهدار باشگاهداری و مدیریت یكپارچه است اما تیمی مثل دورتموند نشان داده که برای موفقیتها برنامهریزی میکند و مربیان استعدادیاب آن در کشورهای مختلف به دنبال بازیکن هستند.

    همین روند را در هلند و در مدارس بازیکنسازی میبینم. مدرسهای که سالهاست بازیکنان هلندیِ با استعداد و حتی خارجی را در خود پرورش داده و به دنیا صادر میکند.


    * ... و اما فوتبال ايران!

    اين مقدمهچيني نسبتا طولاني براي آن بود كه نگاهي به خود بياندازيم؛ به فوتبال ايران.

    در زمینه فوتبال ملی ما مشخص نیست از کدام الگو پیروی میکنیم. تنها الگوي مشخص این است که در تمام این سالها منتظر نخبههایی بودیم که خودشان رشد کردهاند. در زمینه تیمهای ملی همیشه عِرق ملی را چنان برانگیختهایم که تفاوت یک مسابقه ورزشی و جنگ گلادیاتوری را ندانستهایم. در فوتبال باشگاهی هر جا که نشانی از هویت بود را به دلایل مختلف به باد فراموشی دادیم. باشگاههایی مثل بانک ملی، بهمن و آرارات را داشتیم که هنوز در خاطرهها حس نوستالژیک دهه 40، 50 و شصتيها را زنده ميكنند.

    امروزه از هویت باشگاهی ایران چیزی جز تماشاگران آن باقی نمانده. یعنی وقتی از تراکتورسازی نام میبری نمیدانی هویت را در روش تیمداری آنها بايد سنجيد يا هیجان بیش از انداره تماشاگرانش .نمیدانی هویت ملوان به مربیانی است که همه از باشگاه ملوان بودند -البته امسال این رکود هم به تاریخ پیوست- یا تماشاگرانی یکدست سپید پوش. نمیدانی ابومسلم و صنعت نفت و ساير تيمهايي از اين دست به کدام هويت خود -بهجز طرفدارانشان- مینازند.

    اما در همین بیهویتی هستند تیمهایی که مدرسه بازیکنسازیاند. یکی مثل فولاد خوزستان که به پشتوانه منابع مالی توان حفظ بازیکنان خود را دارد و يکی مثل فجر شیراز که حتي نميتواند بازیکنان خود را حفظ کند.

    در روبروی این شرایط تیمی مثل سپاهان است؛ که معنای جدیدی از باشگاه داریست. با سبك مديريتي شاید چیزی شبیه رئال مادرید. خرید و نگهداری ستارهها. در تمام این سالها منابع مالی هنگفت، این شرایط را برای این تیم به وجود آورده که بتواند بهترینها را خریداری کند و از آنطرف مدیریت خوبی هم در این زمینه داشته باشد. کمتر شنیدیم که مشکلات مدیریتی در روند این تیم تاثیر بگذارد. اما مهمترین مشکل چنین تیمی این است که تماشاگران انبوهی ندارد و انگار اصفهانیها از خانه تیم خود را حمایت میکنند!!

    تيمهاي همیشه مطرح استقلال و پرسپولیس هم چیزی جز قدمت و سابقه خود را نماینده هویت خود نمیدانند. اگر به شعار خستهکننده مدیران این دو تيم که هر دم میگویند 30 ميلیون طرفدار داریم بسنده کنیم، خب باید پرسید برای این تعداد طرفدار و نیروی بالقوه تاكنون چه کردهاید؟ یعنی تنها قهرمانی آن هم با خون جگر کفایت میکند؟!

    دغدغه مدیرانی که به امضایی میآیند و با امضایی میروند و نمیدانند که سال بعد هستند، بلای جان این دو تیم شده است. قراردادهای یکساله و ناز بازیکنان، هویت این دو تیم شده. از آخرین بازیکنانی که در مدرسه استقلال رشد کردهاند یک دهه میگذرد و این تیم به همینها وابسته است. طالبلو، قربانی، صادقی، حیدری، جباری و تیموریان که همگی در تیم امیدهای استقلال به رهبری مرفاوی رشد کردند. حالا بماند بازیکنان درجه دو هم که در لیگ پخش هستند. امروز استقلال به کدام بازیکن وابسته است؟ آنها که پارسال فقط تمرین کردند وامسال رفتند. اما شرایط پرسپولیس بدتر است. این تیم سالهاست به دلیل نبود مدیریت مناسب هیچ بازیکنی را خودش نساخته و امسال هم دایی با خرید بازیکنان جوان دیگر تیمها قدمی در این راه برداشته که شمشیر دولبه است.

    همه این موارد را گفتیم تا یادآوری کنیم هویت تیمها جدا از تماشاگران، به مدیریت و اداره و آیندهنگری مدیران آنها بستگی دارد... که البته در اينجا آنچه به جایی نرسد «فریاد» است!!

    آنچه امروزه باید مدنظر باشد هویت بخشی مدیریتی و برنامهدار به ورزش و به ویژه فوتبال است که اگر از کنار آن مثل همه سالها ساده بگذریم، چیزی عاید ما نخواهد شد.

    ویرایش توسط Mohammadreza : 31st July 2013 در ساعت 01:20


    Say something new

    I have nothing left
    I can't face the dark without you
    There's nothing left to lose
    The fighting never ends
    I can't face the dark without you

  2. کاربر مقابل از Mohammadreza عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    reza_emis (31st July 2013)

  3. #2


    محل سکونت
    ایران زمین
    نام واقعی
    علیرضا
    استاتوس
    قرمز رنگه عشقه
    شغل و حرفه
    *مدرس دانشگاه *ارشد مهندسی مکانیک
    بازیکن محبوب
    daie
    تیم های محبوب خارجی
    Arsenal | Germany
    نوشته ها
    2,183
    تشکر
    2,251
    تشکر شده 2,514 بار در 1,120 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 4 تاپیک
    تا تو فوتبال ایران ثبات نباشه راه به جایی نمیبریم

  4. کاربر مقابل از reza_emis عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    bahareh88 (31st July 2013)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا