درس چيه بابا؟ ازدواج كن..
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: درس چيه بابا؟ ازدواج كن..

  1. #1


    محل سکونت
    تهران
    نام واقعی
    اميد
    استاتوس
    عشق، مرگ احساس وظیفه است
    شغل و حرفه
    دانشجو(كامپيوتر-نرم افزار)
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,923
    تشکر
    1,211
    تشکر شده 2,496 بار در 847 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک

    درس چيه بابا؟ ازدواج كن..

    درس چيه بابا؟ ازدواج كن.. در راستای اینکه اخیرا رئیس آموزش و پرورش شهر تهران گفته است:«ازدواج دختران دانشآموز را توصیه میکنیم.»، پیشنهاد می شود برای ایجاد فرهنگ سازی در این زمینه در برخی از داستان های کتاب های درسی دانش آموزان تغییراتی بدین صورت انجام گیرد: .................................................. .................................................. .................................................. ...................... تصمیم کبری کبری دختری شلخته و نامنظم بود و هیچ وقت اتاقش رو مرتب نمی کرد، به همین خاطر همیشه وسایلش هاش رو گم می کرد، یه روز جورابش رو نمی دونست کجا گذاشته، یه روز دنبال عروسکش می گشت ... تا اینکه یه شب که خیلی بارون می یومد و فرداش هم امتحان داشت هر چی گشت نتونست کتابش رو پیدا کنه، نن جون کبری که دید کبری از پیدا نشدن کتاب درسی اش خیلی ناراحته بهش گفت:«اَه! اعصابمو خورد کردی، چیه دو ساعته دنبال کتابت می گردی؟! می خوای پیداش کنی که چی بشه؟! مگه اون هایی که ادامه تحصیل دادن چی شدن؟! شوهر گیرشون اومد؟! همین دختر ِ خاله شمسی ات! فوق لیسانس خونده اما هنوز یه خواستگار هم براش نیومده، به جای این مزخرفات برو کتاب آشپزی و مردهای زمینی، زن های ونوسی رو بخر بخون، مطمئن باش این کتاب ها بیشتر به درد آینده ات می خورن تا کتاب های درسی!» کبری با شنیدن صحبت های نن جونش دچار تحول های اساسی شد و تصمیم گرفت از این به بعد دختر خوبی باشه و به جای عروسک بازی، خونه داری یاد بگیره تا هر چه زودتر عروس بشه! ما از این داستان نتیجه می گیریم ازدواج چیز خیلی خوبی است، حتی اگر باعث بشود با ازدواج کردن از مدرسه مان اخراج شده و برای ادامه ی تحصیل مجبور به رفتن به مدارس بزرگسالان شویم! .................................................. .................................................. .................................................. ...................... چوپان دروغگو یه پسری بود که به دلیل نبودن استادیوم فوتبال، فرهنگ سرا و این گونه موارد در روستاشون نمی دونست چطوری اوقات فراغتش رو پر کنه، به همین دلیل فرت و فرت به همه دروغ می گفت و اون ها رو سر کار می ذاشت، تا اینکه یه روز اهالی روستا که حسابی از دست کارهای چوپان دروغگو کلافه شده بودن دور هم جمع شدن تا یه جوری چوپان دروغگو رو ادب کنن، هر کس چیزی گفت تا اینکه کدخدا بعد از تفکرات بسیار گفت:«باید این جوون رو به اشد مجازات برسونیم.»، همه فکر کردند که کدخدا داره شوخی می کنه، اما کدخدا جمله اش رو تکمیل کرد و گفت:«باید زنش بدیم!»، با شنیدن این جمله همه فهمیدن اینبار دیگه کدخدا شوخی نداره، اونها با خواهش و التماس از کدخدا خواستن در تصمیمش تجدید نظر کنه و چوپان دروغگو رو ببخشه، اما کدخدا گفت:«همینه که هست! می خواین بخواین، نمی خواین هم باید بخواین!!» چوپان دروغگو با یکی همکلاسی خواهرِ دانش آموزش که اتفاقا دختر کدخدا بود(!) ازدواج کرد، از اون روز به بعد دیگه هیچ کسی در روستا دروغی از چوپان نشنید و دیگه کسی اون رو به نام «چوپان دروغگو» صدا نمی زدند، از اون به بعد همه اون رو در روستا به اسم «چوپان زن ذلیل» می شناختند! ما از این داستان نتیجه می گیریم به دلیل نقش ارزشمند ازدواج در کاهش جرایم جامعه هر چی زودتر ازدواج کنیم بهتره!! .................................................. .................................................. .................................................. ...................... لاک پشت و مرغابی ها لاک پشت دوست داشت بره اون بالا بالاها، روی ابرها، چون فکر می کرد لاک پشت آرزوهاش روی یکی از اون ابرها سوار بر اسب سفید منتظرشه تا اون رو به قصر آرزوهاش ببره، به همین دلیل سال های سال به خواستگارهاش که عمدتا از لاک پشت های برکه بودن پیشنهاد رد داده بود، البته چند سالی می شد که دیگه حتی از برکه هم براش خواستگار نمی یومد، به همین دلیل تصمیم گرفت هر طوری شده خودش رو به بالای ابرها برسونه، اما لاک پشت داستان ما پر نداشت، اون یه روز به دو تا مرغابی پیشنهاد عجیبی داد، بهشون گفت دو سر یک چوب رو با پاهاشون بگیرن و خود لاک پشت هم با دهنش خودش رو از چوب آویزون کنه، مرغابی ها در ابتدا از خطر پروازهای هوایی برای لاک پشت گفتن و آمار حوادث هوایی رو براش متذکر شدن، اما بعد از شنیدن اصرارهای خیلی زیاد لاک پشت قبول کردن این کار رو انجام بدن، البته اونها به لاک پشت هشدار دادن که در طول پرواز علاوه بر خاموش کردن گوشی همراهش اصلا حرف نزنه، چون در اینصورت سقوط می کنه!، روز موعود فرا رسید، مرغابی ها با پاهاشون دو سر چوب رو گرفتن و لاک پشت هم با دهنش، مرغابی ها پرواز کردن، مرغابی ها تا بالای برج میلاد پرواز کرده بودن که یکی از مرغابی ها به مرغابی دیگه گفت: «امروز از یکی از قورباغه های برکه شنیدم یکی از مامان لاک پشت ها برای پسرش دنبال یه همسر می گرده، تو کسی رو می شناسی که بهش پیشنهاد بدیم؟!» در همین لحظه لاک پشت داستان ما خواست یه چیزی بگه ... اما تا دهنش رو باز کرد ... با مخ سقوط کرد و لاکش فرو شد توی آتنی که بالای برج میلاده و مُرد!! ما از این داستان نتیجه می گیریم کلا چیزی به اسم شاهزاده و اسبی به رنگ سفید وجود نداره، و کلا باید به اولین خواستگارمون جواب مثبت بدیم وگرنه شاید دیگه خواستگار گیرمون نیاد و سقوط کنیم و میله بالای برج میلاد بره تو شکممون!! .................................................. .................................................. .................................................. ...................... حسنک کجایی؟! چند ساعتی از زمان ناهار گذشته بود اما حسنک نیومده بود تا به حیوون ها غذا بده؛ مرغ گفت: قد قد! یعنی حسنک کجایی که دلم ضعف رفت؟! پس این آب و دون ما چی شد؟! گاو گفت: مو مو! یعنی این حسنک عجب الاغیه ها! مردیم از گرسنگی! چرا نمی یاد بهمون غذا بده؟! خر گفت: عر عر! یعنی آره! واقعا این حسنک خیلی الاغه! دارم از گرسنگی می میمیرم. در همین لحظه هد هد دانا وارد طویله شد و گفت: چرا دارین به صاحبتون بد و بیراه می گین؟! حسنک امروز خواهرش عروس شده و الان هم توی مراسم عروسیش داره حرکات موزون انجام میده و به همین دلیل نمی تونه بیاد بهتون غذا بده! مرغ و گاو و الاغ با تعجب گفتن: اما خواهرش که هنوز کلاس دوم راهنمایی بود. هدهد دانا نگاهی عاقل اندر سفیه به حیوون های طویله کرد و گفت: درسته! اما ایشون به توصیه ی رئیس آموزش و پرورش تهران عمل کردن! ما از این داستان نتیجه می گیریم هر حرفی که مسئولین زدن کارشناسی شده است و بایستی سریعا بهش عمل کنیم!!

  2. 4 کاربر مقابل از omid27 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    aliperspolisy (25th January 2012), hosna (25th January 2012), IMAN (25th January 2012), Vahide (25th January 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    ایــرانــ16
    نام واقعی
    ناصر
    استاتوس
    زیباست یادت ، اگر خودت بودی چه غوغایی میکردی !
    شغل و حرفه
    کامپیوتر
    بازیکن محبوب
    Mohsen Khalili
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    1,163
    تشکر
    2,555
    تشکر شده 2,600 بار در 760 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 49 تاپیک
    داداش یه کم متناتو MP3 کـــــــــن !


  4. کاربر مقابل از NA3R عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    IMAN (25th January 2012)

  5. #3


    محل سکونت
    تهران
    نام واقعی
    اميد
    استاتوس
    عشق، مرگ احساس وظیفه است
    شغل و حرفه
    دانشجو(كامپيوتر-نرم افزار)
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,923
    تشکر
    1,211
    تشکر شده 2,496 بار در 847 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک
    دلم نيومد mp3 كنم چون جالبه
    ویرایش توسط omid27 : 25th January 2012 در ساعت 12:44

  6. #4


    محل سکونت
    ایران زمین
    نام واقعی
    IMAN
    استاتوس
    هنو اولشه...
    شغل و حرفه
    در ره طبابت
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Brazil
    نوشته ها
    6,990
    تشکر
    9,458
    تشکر شده 7,998 بار در 3,141 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 27 تاپیک
    واقعا آموزنده بود.من تصمیم گرفتم درسو ول کنم ازدواج کنم.کسی هست که بخواد با من ازدواج کنه؟
    برای ثبت نام یک پیام بدون متن به صفحه بازدید کنندگان من بگذارید
    نه...!نه...!نه...!



  7. #5


    محل سکونت
    ایران زمین
    نام واقعی
    IMAN
    استاتوس
    هنو اولشه...
    شغل و حرفه
    در ره طبابت
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Brazil
    نوشته ها
    6,990
    تشکر
    9,458
    تشکر شده 7,998 بار در 3,141 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 27 تاپیک
    ای بابا یکی یکی.....به همتون میرسه بابا صندوقم پر شد
    نه...!نه...!نه...!



مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا