آواي لهجه دار پرسپوليس هورا، استقلال سوراخ در بحبوبه جنگ ایران و عراق!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: آواي لهجه دار پرسپوليس هورا، استقلال سوراخ در بحبوبه جنگ ایران و عراق!

  1. #1


    محل سکونت
    Torbat-e Heydariyeh
    نام واقعی
    AMIN
    استاتوس
    only perspolis
    شغل و حرفه
    Daneshjo ♥_♥ GK
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    3,490
    تشکر
    11,760
    تشکر شده 9,829 بار در 2,754 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 48 تاپیک

    آواي لهجه دار پرسپوليس هورا، استقلال سوراخ در بحبوبه جنگ ایران و عراق!







    پرسپولیس نیوز : گزارش زير داستاني طنز و خواندني از روزهاي دفاع مقدس است.

    مجموعه داستاني "ترکشهاي ولگرد" به بيان اتفاقات طنزگونه دوران جنگ تحميلي و دفاع مقدس پرداخته است. داستان زير يکي از نمونههاي آن است.

    شهر فاو تازه فتح شده بود و سربازان دشمن گروه گروه تسلیم میشدند. من و دوستم "علی فرشباف"، از یک هفته قبل از عملیات با هم حرف نمیزدیم. شاید علتش برایتان عجیب و غریب باشد؛ سر تیمهای فوتبال استقلال و پرسپولیس دعوایمان شده بود! من استقلالی بودم و علی پرسپولیسی.

    یک هفته قبل از عملیات، طبق معمول در سنگر داشتیم با هم کرکری میخواندیم و از تیمهای مورد علاقهمان حمایت میکردیم که بحثمان جدی شد. علی زد به پررویی و یک نفس گفت: «شیش، شیش، شیش تاییهاش » .

    منظور او یادآوری بازیای بود که پرسپولیس شش تا گل به استقلال زد. من هم کم آوردم و به مربیان پرسپولیس بد و بیراه گفتم. بعد هم با هم قهر کردیم و سرسنگین شدیم.

    حالا دلم پیش علی مانده بود. از شب قبل و پس از عملیات، علی را ندیده بودم. دلم هزار راه رفته بود. هی فکر می کردم نکند شهید یا اسیر شده یا نکند بدجوری مجروح شده باشد. اگر چیزیش شده بود جواب ننه و بابایش را چی میدادم؟

    یواش یواش داشت گریهام میگرفت. توی سنگر قمبرک زده بودم و دلم داشت هزار راه میرفت که یک هو دیدم بچهها بیرون سنگر هرهر میخندند و هیاهو میکنند. زدم بیرون و اشکهایم را پاک کردم.

    یک هو شنیدم عدهای دورتر از ما، با فارسی لهجه دار شعار میدهند: « پرسپولیس هورا، استقلال سوراخ »

    سرم را چرخاندم به طرف صدا. باورم نمیشد. دهها اسیر عراقی، پابرهنه و شعارگویان به طرفمان میآمدند. پیشاپیش آنان، علی سوار شانههاي یک درجهدار سبیل کلفت عراقی بود و یک پرچم سرخ را تکان میداد و عراقیها هم به دستور او شعار میدادند: « پرسپولیس هورا، استقلال سوراخ »

    باور کنید بار اول و آخر عمرم بود که به این شعار، حسابی از ته دل خندیدم و شاد شدم! دویدم به استقبال. علی با دیدن من، از قلمدوش درجهدار عراقی پرید پایین و بغلم کرد. تندتند صورتش را بوسیدم. علی هم صورتم را بوسید و خنده کنان گفت: « میبینی اکبر، حتی عراقیها هم طرفدار پرسپولیس هستند »

    هر دو غش غش خندیدیم. عراقیها که نمیدانستند دارند چه شعاری میدهند، با ترس و لرز همچنان فریاد می زدند: « پرسپولیس هورا، استقلال سوراخ ».
    ویرایش توسط A_MI_N : 28th September 2013 در ساعت 05:44

    خداحافظ آپاچی



مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا