وحيد هاشميان مهاجم پيشين تيم ملي فوتبال ايران که اين روزها به مربيگري در آلمان مشغول است معتقد است براي مقابله با تباني در فوتبال بايد يک عزم ملي وجود داشته باشد.

وحيد هاشميان در گفتوگو با سايت شخصي خود(Worldandsports.com) گفت که بايد از تيم ملي ايران و کيروش حمايت شود و نتايج آبرومندانه در جام جهاني نيز مي تواند براي فوتبال ايران اميدوارکننده باشد. او در اين گفتوگو به سوالاتي پاسخ داده که توسط هواداران از او پرسيده شده است.

وضعيت تيمتان چگونه است و در رتبه چندم قرار داريد؟

تيم ما در ليگ اوبرليگا آلمان حضور دارد و هم اکنون در رده دهم جدول رده بندي قرار داريم که نسبت به سال گذشته پيشرفت مناسبي داشتهايم. تيم ما در سال گذشته با 17 باخت و 63 گل خورده به کار خود پايان داد اما امسال تا پايان هفته يازدهم با 4 برد، 4 تساوي و 3 شکست در رده دهم قرار داريم. تيم ما در هفتههاي سپري شده در مقابل تيمهاي ضعيف نتايج مناسبي کسب نکرد اما در مقابل تيمهاي صدرنشين به پيروزي دست پيدا کرده است. ما مقابل تيم هجدهم به تساوي يک بر يک و برابر تيم پانزدهم با نتيجه دو بر يک مغلوب شديم اما تاکنون تيمهاي صدرنشين را شکست دادهايم که بايد اين مشکل را حل کنيم. خط دفاعي ما يکي از بهترين خط دفاعيهاي ليگ است اما خط حمله ما عملکرد مناسبي ندارد و بايد در نيم فصل فکري برايش کنيم اما در مجموع فکر ميکنم هدايت اين تيم تجربه مناسبي برايم باشد.

اگر از ايران پيشنهاد مربيگري داشته باشيد قبول ميکنيد؟

فعلا با توجه به شرايط خانوادگي و دختر 15 ماههام سعي ميکنم در آلمان حضور داشته باشم و کلاسها و دورههاي مربيگريام را کامل کنم اما شرايط و آينده را نميشود پيشبيني کرد و اگر پيشنهاد مناسبي باشد بررسي خواهم کرد.

اگر پيشنهاد مربيگري از باشگاه استقلال باشد ميپذيريد؟

اين سوالي است که نمي توانم به آن پاسخ مناسبي بدهم و بايد اتفاق بيفتد تا بتوانم با شرايط موجود تصميم بگيرم.

هنوز به اين اعتقاد داريد که تو دوران بازيگري زياد در خدمت تيم بوديد و از خودگذشتگي مي کرديد و همين باعث شد تا خيلي ضربه بخوريد؟

بله اين مسئله را قبول دارم و من بيشتر به فکر تيم بودم و الان هم همين اعتقاد را دارم و تمام بازيکنها بايد در خدمت تيم باشند و براي موفقيت تيم تلاش کنند. بعضي مربيان اين سبک بازي را مي پسنديدند و برخي ديگر تنها از مهاجم طلب گل ميکنند. اين خصوصيت من باعث شد تا من در بوندسليگا در طي يک فصل 23 پاس گل را براي همبازيان خود ايجاد کنم که براي يک مهاجم آمار مناسبي در يک فصل محسوب مي شود.

بزرگترين حسرت فوتبالي هاشميان در دوران بازي کردن؟

بزرگترين حسرت فوتبالي من مربوط مي شود به جام جهاني که دوست داشتم در اين تورنمنت گلزني کنم و حتي در ديدار با مکزيک با يک ضربه سر تا آستانه گلزني پيش رفتم اما واکنش زيباي دروازهبان مانع از گلزنيام شد. در بايرن مونيخ نيز با توجه به تمرينات و تلاشهاي فراوان نتوانستم به خواستههاي خود برسم و شرايط طوري پيش رفت که دلسرد شدم اما در سالهاي بعد توانستم به دوران اوج بازگردم.

سقف آرزوها در دوران مربيگري؟

همانند دوران بازيگري تلاش ميکنم تا در زمان مناسب و فرصت، موفقيتهاي فراواني را کسب کنم و مثل دوران بازيگري براي موفقيت دست به کارهاي غير اخلاقي نخواهم زد و پاک کار خواهم کرد.

بهترين گلي که در دوران فوتبالي زده ايد؟

گلهاي فراواني به ثمر رساندهام که مورد علاقهام است. بهترين گل باشگاهي ضربه شيرجهاي به دورتمند بود. گل به بايرلورکوزن و همچنين گل به هامبورگ با پيراهن بوخوم که موجب شد تا بوخوم از خطر سقوط فاصله بگيرد نيز از ديگر گلهاي مورد علاقهام بود.

از گلهاي ملي نيز گلهايي که به قطر و ژاپن در مقدماتي جام جهاني 2006 به ثمر رسانده ام و همچنين گل دقيقه 90 به کره جنوبي در خاک کره برايم با ارزش و به يادماندني هستند.

پاس تهران يا پرسپوليس تهران کدام يک را بيشتر دوست داريد و خودتان را پاسي مي دانيد يا پرسپوليسي؟

در هر تيمي که بازي کرده ام سعي کردمام نسبت به قراردادم پايبند باشم و تا آخرين روز قراردادم براي موفقيت تيم تلاش کنم. حتي زمانهايي که تنها 10 دقيقه در ميدان حضور پيدا ميکردم با تمام تلاش براي موفقيت تلاش ميکردم. پرسپوليس و پاس تهران هر دو تيم از تاريخيترين و پر افتخارترين تيمهاي ليگ ايران هستند و بودند که پاس با ناشيگري و اشتباهات روساي فوتبال و مسئولان ورزش ايران از بين رفت. باشگاه ريشه دار پاس که هم در زمينه پرورش بازيکن و هم در پرورش مربي موفق عمل مي کرد. خدا را شکر من موفق به حضور در هر دو باشگاه بزرگ شدم و توانستم با پيراهن هر دو باشگاه به ميدان بروم.

چرا در جام جهاني 2006 مهدوي کيا و کريمي و نکونام فقط به شما پاس مي دادند و به علي دايي پاس نمي دادند آيا اين سه نفر به دنبال پايان دادن حکومت دايي در تيم ملي بودند؟

(خنده)اين سوال کمي با واقعيت فاصله دارد. تيم ملي ايران قبل از حضور در جام جهاني 2006 درگير حاشيههاي فراواني شد و اختلاف سازمان تربيت بدني و رئيس فدراسيون فوتبال باعث شد تا تيم ملي اسير حاشيه هاي فراواني شود تا اتحاد و آرامش خود را از دست بدهد. در ديدار اول نيز تنها دو موقعيت گلزني مناسب در نيمه اول به وجود آمد که يکي از آنها توسط گل محمدي به گل تبديل شد. در ديدار دوم علي دايي اصلا در ميدان حضور نداشت و در ديدار سوم نيز کريمي و نکونام در ميدان حضور نداشتند و من نيز در ديدار سوم به دليل مصدوميت در دقيقه 35 از ميدان خارج شدم و در کل فکر مي کنم چنين اتفاقاتي در تيم ملي رخ نداد.

هدف نهايي تان چيست؟ و آيا در خودتان اين توانايي را مي بينيد که به آن هدف برسيد؟

در فوتبال آلمان راه خيلي سختي را در پيش دارم چرا که بايد تمام مراحل را طي کنم. در فوتبال ايران لياقتها معيار نيستند و رابطهها ضابطه هستند اما تلاشام را مي کنم تا بتوانم همچون گذشته راه خودم را ادامه بدهم و بقيهاش به تقدير بستگي دارد.

پيش بيني هاشميان در مورد وضعيت فوتبال ايران در جام جهاني، سرمربيگري کيروش و اينکه کي روش را براي جام ملتهاي 2015 بايد حفظ کرد يا خير؟

از نظر انساني و اخلاقي محکوم به حفظ کيروش هستيم. او تيم ملي ايران را در شرايط سخت به جام جهاني رساند و در 2 ديدار خارج از خانه موفق به پيروزي شديم آن هم در حالي که دژاگه يکي از مهرههاي کليدي تيم ملي به دليل مصدوميت حضور نداشت. نتايج آبرومندانه در جام جهاني مي تواند براي فوتبال ايران راضي کننده باشد و به نظر من حفظ کيروش براي جام ملتهاي آسيا ميتواند خوب و مفيد باشد.

خيليها به کي روش و دعوت از بازيکناني که نمي توانند فارسي صحبت کنند انتقاد دارند نظر شما چيست؟

شايد چند بازيکن نتوانند به خوبي فارسي صحبت کنند اما آنها نژاد ايراني دارند و کاملا ايراني هستند. آنها ميتوانند در آينده به فوتبال ايران کمک کنند و با کمک و تلاش خودشان ميتوانند مشکل زباني خود را برطرف کنند. اين اتفاقات در کشورهاي ديگر مانند فرانسه نيز وجود دارد که بازيکنان با نژادهاي ديگر بازي مي کنند.

وضعيت فوتبال ايران در مقايسه با فوتبال آلمان به خصوص در سطح پايه و کشف استعداد به چه صورتي است؟

در فوتبال آلمان تلاش فراواني ميشود تا استعدادها را به خوبي کشف کنند اما در ايران با توجه به حضور استعدادهاي ناب و فراوان استعداد يابي افتضاح است و خيلي بازيکنان نميتوانند خود را به فوتبال معرفي کنند.

نظر وحيد هاشميان در مورد تباني و مافيا فوتبال ايران چيست؟ به نظر شما حداقل مجازات براي عاملان شناخته شده چه مي تواند باشد؟ اگر اين اتفاقات در در بوندسليگا رخ ميداد چه برخوردي صورت ميگرفت؟

در مدتي که در پرسپوليس حضور داشتم نه تباني ديدم و نه شنيدم و تمام نتايج در خود زمين مسابقات رقم خورد اما هم اکنون به دليل اينکه در ايران حضور ندارم اطلاعات دقيقي ندارم. اما اين اتفاقات در تمام کشورها وجود دارد و شايد در ايران نيز وجود داشته باشد. مثلا در کشور آلمان در سال 2004 يا 2005 هامبورگ در جام حذفي شکست خورد. پس از آن وقتي با مهدويکيا صحبت ميکردم مهدي اعتقاد داشت داور پنالتي و اخراجهاي بيهودهاي انجام داد و داور باعث شکستشان شده است. پس از گذشت پنج سال مشخص شد آن داور به دليل همکاري با يک گروه شرطبندي در آن ديدار سوتهاي جهت دار زده است و تباني صورت گرفته است تا اينکه مسئولان آلمان به شدت ماجرا را پيگيري کردند و پس از چهار و پنج سال هم شرط بندها را گرفتند و هم داور را محروم کردند.

نمونه ديگر کشور ايتالياست. ايتاليا مهد مافياست و جزو کشورهاي برتر در رشته فوتبال به شمار ميروند اما پس از اتفاقات سال 2006 و مشخص شدن تباني در نتايج يکي از محبوبترين و پرافتخارترين تيمهاي خود را به دسته دوم فرستادند و حتي رئيس باشگاه خودکشي کرد. در کشورهاي مالزي و به تازگي يونان نيز اين اتفاقات رخ داده است.

دقيقا نميدانم که آيا در ايران اين اتفاقات رقم خورده است يا خير اما اگر وجود دارد بايد قاطعانه برخورد کرد. من در اين مدت اخبار را از طريق رسانهها پيگيري کردم و ديدم همه روي داور متمرکز شدهاند اما براي رسيدگي به تخلفات و تباني بايد عوامل زيادي را مورد بررسي قرار داد.

در تباني اولين مورد رئيس باشگاهها ميتواند نقش داشته باشند و با هزينه باعث تغيير نتيجه شوند. مربيان عامل ديگر هستند که ميتوانند در تبانيها تاثير گذار باشند. داوري مسئله ديگر است که ميتواند در قهرماني تيمها تاثيرگذار باشند. نکته بعدي کميته داوران هستند که بايد تمامي داوريها را پيگيري و رسيدگي کنند تا هيچ کدام تخلفي نداشته باشند. شايد اشتباهي صورت بگيرد اما نبايد اشتباهات مکرر و سهوي باشند. بازيکن مورد بعدي است که امکان دارد پول بگيرد و بد بازي کند. گل به خودي يا پاس بد بدهد. شرط بنديها و دلالها ميتوانند سر اولين کرنر يا اولين کارت زرد اين کارها را انجام دهند و ميليونها تومان پول را جابجا کنند.

فشار رسانهها نبايد فراموش شود. نبايد به داورها فشار بياوريم تا فشار بيش از حد باعث اشتباه نشود. آيا نبايد همه اينها را پيگيري کرد؟ به نظر من براي رسيدگي به تمام اين اتفاقات يک عزم ملي خيلي قوي ميخواهد تا با يک عدالت بدون رحم و ملاحظه، افراد مجازات شوند. رسيدگي نکردن به چنين اتفاقاتي تبعات خيلي سنگيني براي فوتبال ايران خواهد داشت و باعث ميشود تا فوتبال ايران نابود شود.

مواردي که گفتم دليل بر ناپاک بودن فوتبال ايران و افراد آن نيست و نخواهد بود اما براي رسيدگي و رخ ندادن اتفاقهاي نامناسب بايد تمامي عوامل فوتبال را مورد بررسي قرار داد تا نتوانند نتايج بازيهاي فوتبال را بيرون از زمين مسابقه رقم بزنند.