وصیت نامه الکساندر
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: وصیت نامه الکساندر

  1. #1


    محل سکونت
    تهران،شهریار
    نام واقعی
    amirhossein
    استاتوس
    آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد در میان خانه گم کردیم، صاحب خانه را ...
    شغل و حرفه
    شهرداری شهریار مشغولم
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Germany
    نوشته ها
    7,487
    تشکر
    5,818
    تشکر شده 21,306 بار در 6,697 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک

    وصیت نامه الکساندر



    پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری


    گردید.
    با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر
    تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:
    من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هایم را حتماً
    انجام دهید.
    فرمانده هان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت
    کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند. الکساندر گفت:... اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.
    ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد ، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.
    سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.
    مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند. اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت. فرمانده ی مورد علاقه الکساندر دستش را بوسید و


    روی قلب خود گذاشت و گفت : پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا
    خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟ در پاسخ به این پرسش، الکساندر نفس عمیقی کشید و گفت:
    من می خواهم دنیا را آگاه سازم از سه درسی که تازه یاد گرفته ام. می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمندکه هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را


    واقعاً شفا دهد. آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند.
    بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.
    دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان،
    این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.
    سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم.


  2. کاربر مقابل از *sir amirhossein* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    *Nooria* (24th November 2013)

  3. #2


    محل سکونت
    اتاقم
    نام واقعی
    نوریا
    استاتوس
    با اسفندیا نپر لب پر میشی :))
    شغل و حرفه
    دکتر آینده
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    934
    تشکر
    4,022
    تشکر شده 2,227 بار در 711 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 48 تاپیک
    ممنون




    برگرد اسطوره ی من...


    برگرد مرد پاییزی!

    این همه درد نه بزرگ مرد لایق تو نیست

    تو برگی سرخ از وسط پاییزی ک همیشه سبزی

    تو همان خان هشتم جا مانده ی شاهنامه ی پرسپولیسی

    تو خوده عشقی وصله ب جانی

    تو را باید روی سر گذاشت جادوگر قلب ها

    تو از جنس مایی..دستت بوی مردم میدهد...دلت بوی ایران

    گویا خدایت در تو فقط کرم دمیده...کریمی ک با ما اشک میریزی...برای ما میسوزی ....برای ما میجنگی

    پاهایت را باید روی چشم گذاشت هشت مقدس من

    نبینم روزی را ک پیشانیت ب گوشه های میدان میخورد

    نبینم خدافظی ات را شیر مرد

    .


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا