7 اپيزود از بازي پيشکسوتان پرسپوليس و ميلان
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: 7 اپيزود از بازي پيشکسوتان پرسپوليس و ميلان

  1. #1


    محل سکونت
    وسط ناکجا آباد
    نام واقعی
    Ali
    استاتوس
    {--- PersPolis ---}
    شغل و حرفه
    محصل رشته ریاضی
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    279
    تشکر
    179
    تشکر شده 795 بار در 200 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    7 اپيزود از بازي پيشکسوتان پرسپوليس و ميلان

    براي اين بازي بايد تماشاگر مي شدي،مي رفتي بين مردم.آن اتاقک شيشه اي جاي خوبي براي ديدن پا به توپ شدن محسن عاشوري و مانورش در ميانه زمين نبود





    1)امروز دو بار گريه کردم،يک بار قبل از دقيقه صفر،وقتي حميد درخشان اولين نفري بود که با آن لباس نارنجي وارد زمين شد تا گرم کند.کنار دستش ممد پنجي، محسن عاشوري،آقاي شماره 20 که هميشه کارش بيست بوده ،فرشاد آقاي گل با آن موهاي سپيد که وقتي مي خواست به جايگاه 33 تعظيم کند و ماچ بفرستد همان طور کوتاه کوتاه مي دويد و مي رفت آنجايي که بعد از بارها گلزني هايش رفته بود،مرتضي فنوني زاده بمب خنده اي که هنوز روپاست و خيلي هاي ديگر از آن نسل اوورکت پوش و پيکان سوار .والبته ناصر محمدخاني که چقدر شماره 10 برازنده اش بود .آخ که چقدر پير شدن ناصر آتيش پاره را تاب نمي آوردم وقتي نمي توانست از بين مدافعان ميلان فرار کند و همه را به هم بپيچاند.


    2)بار دوم تعويض فرشاد و مهدي با آن چنج کردن 17 ها بود که قلب سرخت را تا آستانه مچاله شدن از احساس پيش مي برد تا گوشه چشم هايت تر شود.تابلوي تعويض فوق العاده بود؛يک 17 قرمز کنار 17 سبز.پسرک پشت سري با تعجب مي پرسيد:« مگر مي شود؟» و آن يکي که قديمي تر بود خاطره دربي 3- هيچ را تعريف مي کرد .مي گفت سرباز نيروي دريايي بوده و از پادگان فرار کرده بود تا خداحافظي فرشاد را ببيند.در ظل تابستان 76.«يادش بخير آن روز هم 17 فرشاد به مهدي رسيد» اما آنجا همه براي فرشاد اشک ريختند و اين بار نوبت مهدي بود که مثل يک اسطوره روي قلب هايمان استارت بزند و با فشار استوک ها روي ماهيچه هايش هر لحظه تا اوج روزهاي خوب گذشته پرت مان کند تا بعضا بي خيال جنگ ستاره هاي داخل ميدان شويم و فلاش بکي بزنيم به لحظلات استثنايي ساخت موشک.





    3)براي اين بازي بايد تماشاگر مي شدي،مي رفتي بين مردم.آن اتاقک شيشه اي جاي خوبي براي ديدن پا به توپ شدن محسن عاشوري و مانورش در ميانه زمين نبود.بايد بين مردم مي نشستي تا براي سانترهاي دقيق حميد درخشان ،تکل هاي شجاعانه و دفاع کم نقص ممد پنجي،دفع توپ آکروباتيک فنوني،پاس پشت پاي ناصر و استارت هاي انفجاري مرتضي کرماني مقام فرياد بزني.امروز روزي بود که بايد عضوي از آن موج مکزيکي مي شدي که دوباره به افتخار بزرگان پرسپوليس راه افتاده بود.امروز بايد بين آن جوان هاي پرسپوليسي بودي که بهروز سلطاني و رحيم يوسفي را نمي شناختند.بايد آنجا بودي تا برايشان بگويي قبل از اينکه آقا کريم 6 رويايي مان باشد رحيم يوسفي وسط زمين براي خودش آتش پاره اي بود يا «عقاب آسيا» را اول بار به بهروز سلطاني گفته بودند.بايد آنجا بودي،روي سکوهاي سرخ تا براي آن چند دقيقه پا به توپ شدن مجتبي محرمي راحت داد بزني و اسمش را صدا کني.بايد خودت را رها مي کردي در آن جمعيت عاشق که مانده بودند براي کي هورا بکشند و با خاطره بازي کدام شان عشق کنند.سر را که مي چرخاندي هر طرف ستاره بود ،ستاره ناب ، اورجينال .يکي مثل مرتضي کرماني مقام که با کلي فت انباشت شده در بدنش مثل تير از چله کمان رها مي شد و دنبال توپ مي دويد تا چشم هاي علي آقا بيشتر از آن سرخ نشود و سر آخر تکه بارانش نکند.





    4)يادم نرود بگويم امروز چقدر «به به » گفتيم.به آن شماره 5 ظاهرا کند و خپل که هنوز هم باشعور ترين مدافع فوتبال ايران است،براي آن شماره 6 که هنوز به خاطر خداحافظي اش حرص مي خوريم.به به گفتن هايمان تمام نمي شد،بر اي ميدانداري محسن عاشوري، بازيخواني مهدي تارتار،براي آن نمايش درخشان از عليرضا امامي فر که ماسيمو اودو را حسابي کفري کرده بود،براي استارت ادو لب خط،براي تکل هاي محکم حميد استيلي که تازه مصدوم هم بود.براي آن استايل سانتر مهرداد ميناوند ،براي به هوا پا شدن پايان همپا با روسي ،مثل يک تانک پرنده ،يک موجود عجيب.براي پژمان جمشيدي که مي خواست مالديني را به هم بپيچاند و موفق نشد تا سرانجام اسطوره از پس اسطوه برآمد و مهدي تنها پرسپوليسي بود که پائولو را جا گذاشت،او همان مهدوي کياي بزرگ بود که وقتي در آن لحظه هاي واپسين پشت ضربه کاشته مي ايستاد هزاران دست به هوا رفته بود تا از خدا تقاضاي گل شدن توپ را داشته باشد.




    5)امروز بايد روي سکوها بودي تا ببيني سلطان عرض زمين را ريلکس با اعوان و انصارش طي مي کند تا روي نيمکت بنشينيد.بايد بودي و مي ديدي کاظم سيدعليخاني که لب خط مي رفت وکار را جدي گرفته بود تا قديمي ها نبازند ،بايد بودي تا مي ديدي هر گوشه ورزشگاه براي يکي از ستاره ها سرود مي خواند و براي ديگري کف مي زد.براي ستاره اي که بلند شده بود تا گرم کند و 33 برايش سنگ تمام مي گذاشت تا گلري که آن طرف ، محبوب سکوهاي جنوبي بود.بايد بودي تا ببيني نيمکتي را که طلا بود.نيمکتي که سنگيني سلطان ها واسطوره ها کاري کرده بود کلي عکاس براي جلوس شانه به شانه شان مرتب شاتر بزنند و کنار هم قرار
    گرفتن فلان ستاره با بهمان اسطوره را ميس نکنند.





    6)من که مي گويم کار خدا بود تا بادهاي افقي و عمودي طي فقط دو يا سه ساعت هواي آلوده تهران را براي روز خداحافظي اسطوره پاک کنند.براي روز فوتبال،روز لذت بردن از پا به توپ شدن ستاره هايي که حسرت تک تک شان به دل مان مانده،براي لذت بردن از به ورزشگاه رفتن،لذت بردن از قدم زدن در راهرورهاي منتهي به سکوها ، آنگاه که به محض ديدن سکوها مثل دهه 60 مو به تنت سيخ مي شود. امروز حظ برديم از به استاديوم رفتن .کيف کرديم از کنار هم بازي کردن آن همه موجود دوست داشتني ،همان ها که کاري کردند دو ساعت بي خيال غم و غصه دنياي مان باشيم و دوباره با رنگ قرمز و فوتبال شان به اوج برسيم ،همان ها که بعد از سال ها ما را به دنياي دوست داشتني خودمان پرت کردند .ما و آن صد هزار نفري که به عشق قرمز و اسطوره هايش وقتي که رنگ پريده نبود آنقدر فرياد مي زدند تا دو روز اول هفته را با صداي گرفته سر کنند.




    7)اشک هاي مهدي ،بغض هاي آن همه چهره،سرود خداحافظي مهدي، دور افتخار به اتفاق يک فوج بزرگ نامدار ،خداحافظي با سکوهايي که هنوز خالي نشده بود،اشک و ناراحتي. اما اينها همه پايان يک روز خوش بود.يک روز بزرگ براي پرسپوليس،براي آقا مهدي ،براي غرور دوباره اي که پرسپوليس به ما مي داد،براي اين فوتبال که بزرگي را از ياد برده بود



    بارساپولیس....







  2. کاربر مقابل از ALIFCB عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Mohammadreza (29th November 2013)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا