رسوایی فقر زیر پوست زیبای شهر
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: رسوایی فقر زیر پوست زیبای شهر

  1. #1


    محل سکونت
    تیفوسی خونه
    نام واقعی
    majid
    استاتوس
    فضولو بردن زیر زمین...پله نداشت خورد زمین
    شغل و حرفه
    تنهایی
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Liverpool | Germany
    نوشته ها
    3,550
    تشکر
    3,935
    تشکر شده 9,141 بار در 2,352 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 44 تاپیک

    رسوایی فقر زیر پوست زیبای شهر

    توی شهری که صحبت از مهمونی چند نفره به صرف قهوه اسپرسو و سفر به فلان کشور خارجی و سواری با ماشینهای پلاک موقت، حرف داغ روزشه، دیوارهای سیاه و یه پرده بلند صورتی چرکین، شده خونه سه دیواری یه خانواده سه نفره...

    عطر گرم شیرینی های کافه قنادی و آدم های رنگ و وارنگ متمولی که برای سفارش کیک تولد و مراسم دورهمی آخر شب حوالی مرکز شهر جمع شدن، اصلا اجازه نمیده توجه کسی به این زندگی تلخ سه نفره که 50 متر پایین تر، توی یه پستوی دو متری در یکی از خیابانهای فرعی انقلاب شبهای سرد و استخوان سوز پایتختش رو صبح میکنن، جلب بشه.

    به گزارش ایسنا، خانوادهای سه نفره که چند ماه قبل به دلیل ندادن 200 هزار تومن اجاره خونشون توی دروازه غار، صاحبخونه وسایلشون رو بیرون ریخته تا آواره کوچه خیابونای شهری بشن که 200 هزار تومن پول توجیبی یه روز زندگی نمایشی بچه های بعضی از خانواده ها است.

    مجبور میشن خرت و پرتهاشون رو جمع کنن و خونشون میشه یه چادر توی پارک، پارکی که حوالی همون دروازه غاره، دروازه غاری که شده دروازه ورود معتادا و خانواده های ندار به زندگی فلاکتبارتر، محلی که تنها سهمش از رسیدگی مسئولان، شبیخون گاه و بیگاه ماموران نیروی انتظامی و شهرداریه.

    مأمورای نیروی انتظامی میریزن برای پاکسازی محل میگیرن و جمع میکنن و میبرن؛ محلی که سالهاست پاک شده از پاکی و آلوده است به آلودگی، دو بار وسایلشون رو جمع میکنن، دوبار هم آتیش میزنن، تا جایی که دیگه حتی اونجا هم شرایط ادامه دادن واسشون وجود نداره، شرایطی که روز به روز براشون سختتر از روزهای سخت گذشته شده.

    پدر خانواده، پیرمرد شصت سالهایه که قبلا توی بازار میوه و تره بار کار میکرده و چرخ زندگی رو میچرخونده تا اینکه با یه موتوری تصادف میکنه و لگنش میشکنه و دیگه نمیتونه کارای سخت انجام بده، پیرمردی که آسم داره و با اسپری نفس نفس میکنه، پیرمردی که کنار آلونک سیاه و کثیف و سردش واسه خودش بساط جوراب فروشی پهن کرده تا شاید بتونه خرج خورد و خوراک این خانواده سه نفره رو به هر قیمتی که شده جور کنه.

    اما پیرزن حال و روزش بدتر از این حرفهاست، بدتر از سیاهی این دیوارها، بدتر از ذره ای توان برای راه رفتن، حتی نشستن و حتی رمقی برای حرف زدن...هرسه تاشون دوماهی میشه حموم نرفتن، بیماری و سرما و بیچارگی و بی پناهی با زندگی این سه نفر خو گرفته، شاید حتی خیلیها ابا دارن از نزدیک شدن بهشون...

    پسرک 20 سالشون هم از نظر ذهنی حال و روز خوشی نداره، تا اول ابتدایی بیشتر درس نخونده و سواد خوندن نوشتن نداره، سه ساله دختروشون رو گذاشتن پیش مادربزرگش توی قوچان و هرگز توی این مدت ندیدنش، ازش میپرسم چرا خواهرت رو نیاوردین با خودتون؟ میگه بیاریمش که چی بشه، میگم چرا برنمیگردید؟ میگه ما شرمنده و بدبخت برگردیم که چی بشه.

    میگه مادرم حالش اصلا خوب نیست، پیرزن کاملا مریض احواله، ناتوان و بیمار، تنها کارش شده دراز کشیدن زیر این پتوهای کثیف، لرزیدن از سرما و تب کردن از بیماری. حتی حوصله حرف زدن نداره، میگه همه فقط میان و میگن میخوان کمک کنن، ما داریم از سرما اینجا جون میدیم ولی کسی نیست به دادمون برسه، دوباره حالش بد میشه و شروع به لرزیدن میکنه و دوباره دراز میکشه.

    خورد و خوراکشون هم یا از طریق پول ناچیز فروش همین جورابها جور میشه، یا اهالی بعضی روزها چیزی رو برای خوردن بهشون میدن. غذاشون شده خیار و ماست و نون و کالباس سرد و همه اون چیزایی که برای درست شدن نیازی به هیچ وسیله ای ندارن، چون اونها هیچ وسیله ای حتی برای درست و گرم کردن غذا ندارن.

    پسرک میگه شبها به حدی سرد میشه که حتی یه لحظه خوابش نمیبره، میگه در طول شبانه روز فقط میتونه یک یا نهایتا دو ساعت اونم زمانی که حوالی ظهر هوا کمی گرم میشه بخوابه.

    سرما خیلی بی رحمه، بیرحمتر از همه مردم و مسئولایی که هر روز این دسته آدمها رو توی گوشه گوشه این شهر میبینن و از کنارشون راحت رد میشن. رد میشیم از کنار لحظه لحظه های آدمهایی که سهمی از لحظه های زنده بودن و زندگی کردن ندارن.

    پسرک میگه چند وقته پیش مامورای شهرداری به دلیل اعتراض همسایه ها اومده بودن تا جل و پلاسشون رو جمع کنن و ببرن گرمخونه اما اونا حتی حاضر نمیشن به گرمخونه برن، چون انجا اعضای خانواده ها رو از هم جدا میکنن، میترسیدن از هم جدا شن و دیگه نتونن همدیگرو پیدا کنن، اونا حتی میترسیدن فردا که قراره دوباره از گرمخونه رهاشون کنن یه بی خانمان دیگه اومده باشه و همین پستو رو هم از شون بگیره.

    نکته جالب اینه که تا امروز فقط مامورای شهرداری برای جمع کردن بساط پهن شده اونا بهشون سرزده بودن و خبری از مسئولان بهزیستی و کمیته امداد برای سرو سامان دادن به این زندگی نیست.

    مهدی 20 ساله میگه اگه خودت تونستی شبها یک ساعت بیای همین جا و بدون اینکه کاری کنی، دووم بیاری، اگه حتی تونستی روی این سنگها یک ساعت بشینی، نه اینکه حتی بخوای بخوابی، مطمئن باش بلند میشی و میری...میگه هیچکس جز آدمهای بدبختی مثل ما نمیتونه توی این هوا زنده بمونه...









    ویرایش توسط s A r A : 26th December 2013 در ساعت 21:51
    ...


  2. کاربر مقابل از Majid:62 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    *mehra* (26th December 2013)

  3. #2


    محل سکونت
    تهران،شهریار
    نام واقعی
    amirhossein
    استاتوس
    آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد در میان خانه گم کردیم، صاحب خانه را ...
    شغل و حرفه
    شهرداری شهریار مشغولم
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Germany
    نوشته ها
    7,487
    تشکر
    5,818
    تشکر شده 21,306 بار در 6,697 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک
    هان چی؟چی شد؟حوصله نداشتم بخونم نظری ندارم


  4. #3


    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    نام واقعی
    mehra
    استاتوس
    من کیستم من چیستم؟؟؟؟افسانه ای خموش در آغوش صد فریب
    شغل و حرفه
    مهندس آینده
    بازیکن محبوب
    misagh memarzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    106
    تشکر
    508
    تشکر شده 1,155 بار در 264 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 14 تاپیک
    عالی بود
    بهت گفته بودم اگه لب تر کنی میمیرم برات!!!
    ولی حالا که لبات با لبای یکی دیگه تر شد...
    پس بهتر که بری بمیری...

  5. #4


    محل سکونت
    تیفوسی خونه
    نام واقعی
    majid
    استاتوس
    فضولو بردن زیر زمین...پله نداشت خورد زمین
    شغل و حرفه
    تنهایی
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Liverpool | Germany
    نوشته ها
    3,550
    تشکر
    3,935
    تشکر شده 9,141 بار در 2,352 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 44 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehra نمایش پست ها
    عالی بود
    معذرت میخواما داستان ننوشتم که میگی عالی بود
    اون نوشته های بالا واقعی هستش یعنی اتفاق افتاده
    ویرایش توسط Majid:62 : 26th December 2013 در ساعت 21:56
    ...


  6. #5


    محل سکونت
    خراسان رضوی
    نام واقعی
    مجتبی
    استاتوس
    شاید وقتی دیگر
    شغل و حرفه
    آزاد
    بازیکن محبوب
    mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Brazil
    نوشته ها
    4
    تشکر
    1
    تشکر شده 3 بار در 3 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    خاطراتمو زنده کردی خودم 1مدتی این درد بی خانمانی رو کشیدم کاملان درک میکنم اونها چه میکشن
    الان خودم صاحبخانه هستم واقعان برای اون صاحبخانه وامسال اون متاسفم واقعان به دور از انسانیته
    به امید خانه دار شدن همه بی خانمانها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا