سایت گل - دو روزی است که خبر انتقال روبرت لواندوفسکی به بایرن رسمی شده، انتقالی که شاید یکسال پیش تمام شده بود حتی بایرن برای اینکه او را در اختیار داشته باشد دو بار قرارداد تنظیم کرد تا اگر دورتموند مهاجم لهستانی را تا پایان قراردادش در سیگنال ایدونا نگاه دارد آن ها با به جریان انداختن قرارداد دوم او را به مونیخ بیاورند


قراردادی که یکسال پیش امضا شد

البته شواهدی هم برای این ادعا وجود دارد از سال گذشته لوتار ماتئوس این خبر را رسانه ای کرد، سپس یوپ هاینکس کبیر پس از فینال ومبلی بار دیگر خبر انتقال او به بایرن را استارت زد مطمئنا شما هم بر این عقیده هستید که آنچه از اظهار نظر در فوتبال حرفه ای و آن هم از افراد سرشناسی همچون ماتئوس و هاینکس می شناسیم با شایعه پراکنی هایی که در لیگ داخلی صورت می گیرد متفاوت است. تمامی این ها اسنادی است که براحتی می توان از قطعی بودن این خبر اطمینان خاطر داشت با این وجود باشگاه مونیخی برای اینکه آرامش تیم رقیب را از بین نبرد حتی تکذیبیه ای رسمی را در سایت خود منتشر کرد و لوا هم در صفحه ی شخصی اش در فیسبوک با پیراهن دورتموند عکس گرفت تا همچنان محبوب دیوار زرد دورتموند بماند.

با مروری از گذشته به آنچه برای حضور لوا در مونیخ گذشت؛ دریافتیم که این انتقال یک شبه صورت نگرفته، اما جوی که اکنون در رسانه های ایرانی از این انتقال به راه افتاده است حکایت از این دارد که مونیخی ها شبانه به کمپ دورتموند زده اند و مهاجم بلند بالای طلایی پوشان را درون جیب انداختند تا او را برای تست های پزشکی به مونیخ بیاورند. البته ما پارسی زبانان به دایه ی مهربان تر از مادر بودن عادت داریم و اگر اتفاقی باب میلمان نباشد آن را به مافیایی بودن و روابط زیر میزی مرتبط می کنیم تا بلکه ساعتی از اندیشه ی آنچه رخ داده است دور شویم و ناراحتی خود را با نفرین و ناله از مردانی که بیشتر از کل هواداران ایرانی فوتبال آلمان، به کشورشان تعصب دارند، تخلیه کنیم گویی توهمی عجیب ذهن شرقیمان را پر کرده است:" ما هواداران ایرانی، از مشاهیر فوتبال آلمان بیشتر می فهمیم و در جریان امور هستیم!!."


بایرن و قهرمانی های مافیایی!

بایرن بزرگترین مافیای فوتبال آلمان است ادعایی راست کار ما ایرانی ها، به تازگی از پشت پرده های بایرن در دست داشتن سران پر نفوذ آن ها در امور داوری و تخلفات گسترده ی مونیخی ها در این زمینه هم رو نمایی شد اما نکته ای جالب که در این واکنش های غضب آلود کمتر دیده شده این است که دکتر رائوبال مدت هاست ریاست سازمان لیگ فدراسیون فوتبال آلمان را عهده دار است آری رئیس دورتموندی ها شخص نخست بوندس لیگا است و پر نفوذ تر از او در این عرصه وجود ندارد مگر اینکه باواریایی ها او را هم خریداری کرده باشند!. رائوبال کسی است که به نظر می رسد هیچ آگاهی از این مافیا بازی های بایرن در عرصه فوتبال داخلی آلمان ندارد چون مطمئنن اگر داشت حداقل برای باشگاه متبوعش باید آستین بالا میزد و دفاعی جانانه می کرد بنابراین می توان به زیرمجموعه ی پرهیجان باشگاه که چنین اسناد مهمی در دست دارند پیشنهاد کنیم آن را بدست آقای رئیس برسانند.

باید در اینجا گذری هم به کمک های مالی باشگاه بایرن به دورتموندی ها داشته باشیم که تیم رقیب را از ورشکستگی نجات داد و یا در آغاز فصل گذشته برای کمک مالی به باشگاه در حال ورشکستگی اونترهاخینگ دیداری خیرخواهانه برگذار کردند و بسیاری از مثال های دیگر.


بیماری شرقی؛ لعنت به بایرن پولدار!

آنچه به این صحبت ها دامن زده است قدرت مالی وحشتناک بایرن است که نه تنها در آلمان بلکه در قاره ی سبز نیز کمتر تیمی را یارای رقابت با آن ها است. بایرن هم اکنون یکی از بزرگترین برند های جهان اقتصاد است سود 125 میلیون یورویی آن ها که تنها به هدایا ی نقدی و جوایز قهرمانی ها معطوف می شود گواه این ادعا است.مونیخی ها در فصول گذشته نشان داده اند که هر بازیکنی را نه در بوندس لیگا بلکه در جهان بخواهند در اختیار می گیرند. مانوئل نویر را از یک قدمی انگلستان راهی مونیخ کردند و خاوی مارتینس و تیاگو آلکانتارا را از چنگ یونایتد در آوردند ریبری و روبن ستاره های خود را آنچنان اغنا کرده اند که تا پایان عمر فوتبالی خواهان خدمت به بایرن هستند و ماریو گوتسه را پیش از آنکه رقبای لیگ برتری و بزرگان لا لیگا با خبر شوند به مونیخ آورد و اکنون نوبت به لوا رسید تا در قبال پیشنهاد 81 میلیونی رئال پاسخ منفی دهد.

حال نگاهی دیگر داشته باشیم به مقوله ی انتقالات اگر بایرن گوتسه، نویر و لوا را نمی خرید آن ها در باشگاه هایشان می ماندند؟ اگر منصفانه به قضایا نگاه کنیم پاسخ منفی است آن ها مانند سایر ستارگان جوان آلمانی از قبیل شورله، هولتبی، اوزیل و خدیرا به لیگ های دیگر می رفتند. بدون شک اکنون بوندس لیگا معدن استعداد های ناب است بهترین جوانان اروپا در این لیگ توپ می زنند که اگر چشم بر هم بزنی به ستاره هایی همچون اوزیل و شورله بدل می شوند. حال این پرسش مطرح است چرا بایرن باید اجازه دهد تا ستاره های بوندس لیگایی را باشگاه های بزرگ اروپا به یغما ببرند؟ همان کاری که با آرتوره ویدال صورت گرفت لجبازی های فولر او را راهی یووه کرد و اکنون یکی از ارکان باشگاه تورینی است. تفاوت ها در طرز تفکر است یوآخیم واتسکه چند ماه پیش در اظهار نظری در مورد انتقال لوا به بایرن و قدرت مند شدن رقیب مونیخی اعلام کرده بود که:" ترجیح می دهم یک آلمانی بهترین تیم جهان باشد تا تیم های لا لیگا". این جمله هیچ تفسیری باقی نمی گذارد.

این بسیار سخت است که عاشق باشی و نکات تاریک را هم ببینی ولی پیش از آنکه به بزرگترین اسطوره های فوتبال جهان اتهام های عجیب و غریب بزنیم که شاید تنها با این فاصله ی مکانی و زبان پارسی بتوان آن ها را مطرح کرد و از پیگرد های قانونی گریخت بهتر است به نقاط ضعف باشگاه محبوبی همچون دورتموند بپردازیم که با بند های عجیب و غریب در قرارداد بازیکنانش اجازه ی دست اندازی متموالان اروپایی را می دهد. چرا بوروسیا نمی تواند کاری که بایرن با روبن و ریبری کرد را انجام دهد و ستاره هایش را حفظ کند؟

در پایان نیز باید به این نکته اشاره کنیم که در همه جای دنیا فساد وجود دارد. در آلمان و در عرصه ی فوتبال هم چنین مشکلاتی را می توان یافت تبانی و داوری فاسد. اما مطئنن باواریایی ها با وجود سرمایه عظیمی که در اختیار دارند حتی اگر ذره ای پا کج بگذارند از سوی دستگاه های پر شمار و ریزبین نظارتی مورد بازخواست قرار می گیرند همانگونه که هوینس با تمام درایت مدیریتی که در بایرن نشان داد و تیم اول مونیخ را به قدرت بلامنازع فوتبال جهان بدل کرد هرگز از فرار مالیاتی جان سالم بدر نبرد.