<<تلنگر>>
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: <<تلنگر>>

  1. #1


    محل سکونت
    زمینی که قسمش دروغه
    نام واقعی
    bahram
    استاتوس
    Waiting For Sade
    شغل و حرفه
    فریاد
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Bayern-Munich | Germany
    نوشته ها
    791
    تشکر
    973
    تشکر شده 1,268 بار در 477 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک

    Lightbulb <<تلنگر>>

    دوستی تعریف میکرد که روزی 5 میمون را داخل قفسی قرار دادند ، سبدی پر از موز را بر روی سکوی بلندی گذاشتند و نردبانی را پایین سکو قرار دادند که میمونها بتوانند از آن بالا رفته و موز بردارند.

    هر بار که یکی از میمونها کوشش میکرد تا از نردبان بالا رود و موز بردارد ، نگهبانان از بیرون قفس بر روی 4 میمون دیگر آب سرد می پاشیدند که آنها را خیلی ناراحت میکرد. این اتفاق به طور مرتب تکرار شد به این شکل که هر بار که یکی از میمونها تلاش میکرد که از نردبان بالا برود ، بر روی 4 میمون دیگر آب سرد پاشیده میشد . به همین خاطر پس از مدتی ، هر بار که یکی از میمونها میخواست از نردبان بالا رود ، 4 میمون دیگر بر سر او هجوم میبردند و به شدت او را کتک میزدند تا کسی روی آنها آب سرد نپاشد!

    پس از مدت نسبتاً طولانی که این اتفاق تکرار شد نگهبانان یکی از میمونها را از قفس بیرون بردند و میمون جدیدی را وارد قفس کردندو دیگر کسی هم بر روی میمونها آب سرد نمیپاشید. با این حال وقتی میمون جدید تلاش کرد که از نردبان بالا رود ، 4 میمون دیگر به شدت او را کتک زدند! این اتفاق آنقدر تکرار شد تا اینکه میمون تازه وارد یاد گرفت که هر بار یکی از میمونها بخواهد از نردبان بالا برود باید او را کتک زد! بدون اینکه دلیل آن را بداند.

    مدتها گذشت و نگهبانان به تدریج هر بار یکی از میمونها را با میمون تازه واردی جایگزین می کردند تا اینکه اینبار دیگر هر 5 میمون داخل قفس تازه وارد بودند و دیگر کسی از میمونهای قدیمی که بر روی او آب سرد پاشیده شده بود باقی نمانده بود . با این حال ، هنوز هم بنا بر عادتی که میمونهای تازه واردتر یاد گرفته بودند ، هنوز هم هر بار که یکی از میمونها تلاش میکرد تا از نردبان بالا برود و موز بردارد ، دیگر میمونها به شدت او را کتک میزدند و این اتفاق پس از گذشت سالیان دراز هنوز هم ادامه دارد...

    ایا باور های شما حاصل اندیشه شماست؟
    ایا از چیزی که از ان پیروی میکنید و به ان ایمان دارید اگاه هستید؟
    ایا زمانی که کسی به باور های شما انتقاد میکند و شما با خشم او را سرکوب میکنید پاسخی منطقی برای او دارید؟
    ایا همانقدر که در ظاهر باور های خود را مقدس جلوه میدهید نزد خود شما نیز همانقدر ارزش دارند؟




    روزی دانشمندی ازمایش جالبی انجام داد
    او يک آکواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشهاى در وسط آکواريوم آن را به دو بخش تقسيم کرد.
    در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود..
    ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمىداد.
    او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي که وجود داشت برخورد مىکرد، همان ديوار شيشهاى که او را از غذاى مورد علاقهاش جدا مىکرد…
    پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!
    در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آنسوى آکواريوم نيز نرفت !!!
    ميدانيد چـــــرا ؟ ديوار شيشهاى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سختتر و بلندتر مىنمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود !


    روزی کودک خردسالی از کنار سیرکی رد میشد
    در همان حال فیل بسیار بزرگ و غول پیکری را دید که با طنابی کوچک و نازک به زمین میخ شده بود.
    کودک ازمربی ان فیل که همان نزدیکی بود پرسید: چگونه ممکن است که حیوانی با این قدرت در بند طنابی کوچک باشد. ایا نمیترسی خود را رها کند.
    مربی پاسخ داد:زمانی که این فیل کوچک بود با همین طناب او را به زمین میخ میکردیم. فیل بیچاره بارها و بار ها با سختی تلاش میکرد تا خود را از این بند رها کند. مدت ها تلاش بچه فیل برای رها کردن خود ادامه داشت تا جایی که به این باور رسید بند و طناب را نمیتوان پاره کرد. پس از گذشت سال ها فیل تنها نتوانستن را باور داشتو با اینکه قدرت پاره کردن طناب و رها شدن را دارد برای اوجا افتاده که نمیتواند خود را رها کند


    این داستان ها برای شما اشنا نیست؟





    ادامه دارد...



  2. 3 کاربر مقابل از CENSORED عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    #Navid# (7th January 2014), *ZeynaB* (7th January 2014), KhanoOmi (10th January 2014)

  3. #2


    نام واقعی
    .
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    968
    تشکر
    7,216
    تشکر شده 2,097 بار در 709 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 62 تاپیک
    واقعا؟؟؟؟
    خیلی جالب بود نشنیده بوووودمممم

  4. #3

    قهرمان Space Invaders
    محل سکونت
    ایران
    نام واقعی
    Navid
    استاتوس
    زندگی خاکستری (:
    شغل و حرفه
    آدم
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | France
    نوشته ها
    1,537
    تشکر
    1,948
    تشکر شده 2,103 بار در 839 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 62 تاپیک
    جالب بود
    ماییم و نوای بینوایی
    بسم لله اگر حریف مایی :)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا