سندرم استکهلم:


سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان گیر پیدا کرده، و در مواقعی حتی این حس وفاداری تا حدی است که از کسی که جان، مال، و آزادی اش را تهدید می کند، دفاع نموده و به صورت اختياري و با علاقه خود را تسليمش می کند.
این نشانههای مهربانی و همدردی تا آنجا میتواند پیش برود كه گروگان با وجود تمام خطرهایی كه ممكن است تهدیدش كند با اختیار كامل خود را تسلیم گروگانگیر میكند. علت این عارضه روانی، عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی دانسته می شود. لازم به ذكر است كه این سندرم برای همه گروگانگیرها و گروگانها پیش نمیآید.



سندرم استكهلم چیست؟
سندرم استكهلم نامی است كه برای توصیف این موقعیت به كار می رود: وقتی بین گروگان و گروگانگیر حالتی عاطفی به وجود می آید. در این حالت گروگان ها ممكن است با گروگانگیرها حس همدردی پیدا كنند و خود را تسلیم گروگانگیرها كنند.
در اصل این سندرم، پاسخ فیزیولوژیك گروگان های ربوده شده است. این نشانه های مهربانی و همدردی تا آنجا می تواند پیش برود كه گروگان با وجود تمام خطرهایی كه ممكن است تهدیدش كند با اختیار كامل خود را تسلیم گروگانگیر می كند.
این سندرم در موارد دیگری مثل همسرآزاری، تجاوز یا سوء استفاده از اطفال هم ممكن است دیده شود.


ویژگیهای این سندرم چیست؟
هر سندرمی علائم و مشخصاتی دارد و سندرم استكهلم هم از این قاعده مستثنی نیست. در حالی كه با توجه به نظرات متفاوت محققان، فهرست روشنی در این مورد وجود ندارد اما میتوان برخی از آنها را برشمرد:
- احساسات مثبت قربانی به گروگانگیر یا زندانبان
- احساسات منفی قربانی نسبت به خانواده، دوستان و مقاماتی كه سعی در نجات آنها دارند و موفق هم میشوند.
- پشتیبانی از دلایل و رفتارهای گروگانگیر
- احساسات مثبت زندانبان یا گروگانگیر نسبت به قربانی
- رفتارهای حمایتی قربانی در زمانی كمك به زندانبان.



چیزی شبیه شست و شوی مغز
اگــر چیزی دربـــاره شست​وشوی مغز شنیده باشید متوجه شباهت روند آن با سندرم استكهلم خواهید شد. هر دوی اینها تحت*تأثیر روابط ناشی از قدرت هستند. در این حالت گروگانگیر مدام توهم توطئه دارد و فكر می كند پلیس یا زندانی در حال طرح نقشه ای برای خلاصی هستند و می خواهند او را از آنچه حالا برای او قدرت خوانده می شود، خلا كنند.


روند همدردی چگونه شكل می گیرد؟
در وضعیت های تهدید و بقا همه به دنبال روزنه امید هستند؛ نشانه ای هر چند كوچك برای اثبات امید. وقتی گروگانگیر به قربانی كمی محبت نشان می دهد حتی اگر به نفع گروگانگیر باشد، قربانی آنها را به عنوان صفات مثبت زندانبان درك می كند. اجازه استفاده از حمام و خوردن و نوشیدن كافی است تا علائم سندرم بروز كند. در رابطه بین گروگانگیر و گروگان ممكن است هر كدام از آنها درباره گذشته شان صحبت كنند اینكه چگونه درباره آنها بدرفتاری شده، مورد آزار قرار گرفته اند یا به آنها ظلم شده است. در این حالت همدردی نسبت به گروگانگیر اتفاق می افتد و به همین دلیل بیشتر اوقات قربانیان سندرم استكهلم اغلب از گروگانگیر دفاع می كنند. با جملاتی مثل «می دانم او فك من را خرد كرده است اما او دوران كودكی بدی داشته است.»


مواردی که این سندرم در آنها به وفور مشهود است عبارتند از:
در برخی از موارد مربوط به کودک آزاری و همسر آزاری که کودک یا همسری که مورد اذیت و آزار قرار گرفته است از آزاردهنده خود حمایت میکند و یا به او علاقمند میشود. همچنین در برخی از زندانیان نیز این رفتار به کرات دیده شده است.
برخی از پژوهشگران نیز معتقدند که این سندرم به صورت نهفته و در حالتی فراگیر در سطح جوامع استبدادی و در رابطه بین مردم و حکومت، خود را نشان می دهد.
از برجسته ترین فیلم های هالیوودی ساخته شده بر اساس سندرم استکهلم می توان به فیلم سینمایی "جان کیو" (John Q)، "شکار" (The Chase)، "تله" (Hook)، انیمیشن "ماشین ها" (Cars) و "جانور کور"- محصول 1969 (Blind Beast) اشاره کرد.


مطلب خلاصه شده
منبع:migna.ir