با حسین عبدی درباره فلسفه فراموش شده پرسپولیس
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

موضوع: با حسین عبدی درباره فلسفه فراموش شده پرسپولیس

  1. #1


    محل سکونت
    ...
    نام واقعی
    24 ابدی
    استاتوس
    24 ابدی
    شغل و حرفه
    .
    بازیکن محبوب
    Mahdi Mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | Germany
    نوشته ها
    7,935
    تشکر
    24,878
    تشکر شده 17,577 بار در 6,034 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 52 تاپیک

    با حسین عبدی درباره فلسفه فراموش شده پرسپولیس

    حسین عبدی یکی از باسابقه ترین بازیکنان تاریخ باشگاه پرسپولیس و مربی سابق این تیم بحث ویژهای را در برنامه ورزش از نگاه دو باز کرد که به تبع وقت کم نتوانست آن را باز کند و جامعتر به آن بپردازد. به همین بهانه دیروز با او تماس گرفتیم تا عبدی در این خصوص حرف بزند. عبدی گفت: «همیشه فلسفه خاصی بر باشگاه حاکم بود. فلسفهای که در آن هم احترام بود، هم افتخار. احترام به بزرگتر. برد هم بود اما نه برد به هر قیمتی و به هر ترتیبی. خیلی از مسائل فرهنگی بیشتر اتفاق میافتاد. احترام به همبازی، افتخار و خیلی از مسائل دیگر. اصلا شادیهای بعد از گل آن زمان هم رگ و ریشه در فرهنگ اسلامی و ایرانی خودمان داشت. حالا من نمیخواهم جلوتر از پیش نماز حرکت کنم اما اینها را ما از تیم نوجوانان تا بزرگسالان پرسپولیس میدیدیم. قبل از آن در بین بزرگترهای خودمان هم دیده بودیم اما الان به صورت افسانه درآمده و از شرایط آن زمان به شکل افسانه برای دیگران تعریف میکنند. مثلا شاید برخی بگویند لنگه کفشی که فرگوسن به سمت بکام پرتاب کرد شاید برای تربیت این بازیکن لازم بوده اما ما لزوما نیازی به این کارها نداشتیم و همه تمام مسائل را رعایت میکردند.

    من در تیم نوجوانان تا بزرگسالان پرسپولیس و تا سال 80 برای پرسپولیس بازی کردم و به بازوبند کاپیتانی این تیم هم رسیدم اما همیشه مسائل انضباطی و تمام موارد مربوط به فلسفه باشگاه را رعایت میکردم. درست است که یک اتفاقاتی هم میافتاد. اتفاقاتی که در هر خانوادهای میافتد و از آن گریزی نیست اما ما نباید به خاطر رسیدن به پیشرفت به هر ترتیبی چیزهای خوبمان را از بین ببریم. نباید مسائلی که بر اعتقاد و ارزشهای مان استوار شده بود را فراموش کنیم یا به خاطر پیشرفت بیشتر به بیراهه برویم.

    ما باید بدانیم فلسفه بودن در هر تیمی چیست. اگر عرق به پیراهن است که جای تقدیر دارد. اگر در تیمی احترام به همبازی و مربی رکن است این کار جای تقدیر دارد. اگر به تیمی میروید که به لحاظ فنی پیشرفت کنید این هم خوب است اما شما باید مسائل اجتماعی، فرهنگی، عاطفی و... را هم ببینید. اگر اینها و مجموعهای از این فاکتورها به عنوان هنجار اجتماعی جزیی از فلسفه باشد جای خوشبختی است اما اگر جای اینها پول بیاید و پیشرفت به هر ترتیبی و توسل جستن به مسائل اینچنینی در راس کار باشد میتواند استرس زا و مشکل ساز شود. جابجایی این مسائل میتواند نگرانیهایی به وجود بیاورد و مایه تاسف است.
    ما باید بدانیم در تعاریف حرفهای فلسفه باشگاه در کجا قرار میگیرد. مثلا نباید به واسطه چیزهای دیگر تمام مسائل و انگیزههای طرفداران مان را به چالش بکشانیم. درباره فلسفه میشود خیلی صحبت کرد. من در کلاسهایی که در انگلستان داشتم این چیزها را میدیدم. می دیدم که آنجا به این مساله خیلی بال و پر میدهند. آنها میخواهند روابط انسانی را بر باشگاههایشان حاکم کنند و در «تیم بیلدینگ» این مسائل را ترویج میکنند. در استادیومها شعار احترام گسترش یافته بدون اینکه پلیس و فنسی باشد. هر کسی تیم خودش را تشویق میکند. آنها هم دنبال برد و فوتبال زیبا هستند و از تمام ابزار برای رسیدن به برد تلاش میکنند. آنها فوتبال را موازی با این کارها جلو میبرند و فلسفه تیم، هواداران و باشگاه را ارتقا میدهند یا روی این مسائل بنا میگذارند. حالا ما میخواهیم از آنها یاد بگیریم اما فقط فلسفه پول را بر باشگاهمان حاکم میکنیم آن هم به صورت غیرحرفهای. بعد از آن هم پراکندگی در این پرداخت پول وجود دارد و نحوه توزیع آن درست نیست. مثلا تیم اول یا همان تیم بزرگسالان باشگاه 5/99 درصد بودجه را به خود اختصاص میدهد. عجیب اینجاست که این اتفاق در سال بعد و سالهای بعدتر هم تکرار میشود اما به این فکر نمیکنیم که کارمان را درست انجام بدهیم و کاری کنیم تا بعدتر با تربیت بازیکن خودمان، خودمان را ساپورت کنیم.
    من همین انگلستانی که خودم بودم را مثال میزنم. آنجا وقتی میخواهند مربی جدیدی را بیاورند دقیقا به همین فلسفه توجه میکنند و دنبال گزینهای میروند که هم از لحاظ فنی، هم تجربی بتواند روند کار را به درستی ادامه بدهد. همین دیوید مویس که به منچستر یونایتد آمد را مثال میزنم و کاری به نتایج فصل اولش ندارم. آنهایی که ایشان را انتخاب کردند دقیقا به فلسفه باشگاه فکر میکردند و دیدند که خصوصیات ایشان با فلسفه باشگاه همخوانی دارد. یک مدل دیگر هم در باشگاههای بزرگ رفتار میشود.

    مثلا در باشگاهی فلسفه رو به زوال رفته و نتوانستهاند با آن فلسفه کارهای درستی را انجام بدهند. در این صورت باشگاه دنبال کسی میرود که بتواند فلسفه جدید را در باشگاه پایه گذاری کند. مثل آرسن ونگر در آرسنال که نوع بازی و بازیکنان تیم را متحول کرده و رو به تربیت بازیکنانی با فلسفه مد نظر خودش آورده. تربیت این بازیکنان چه به لحاظ فنی و چه اخلاقی، هم باعث پایین آمدن هزینههای باشگاه میشود هم اینکه از لحاظ فوتبالی تیم پیشرفت پیدا میکند. از ولخرجی هم خبری نیست چون فلسفه باشگاه تغییر کرده است.

    حالا باید این سوال را مطرح کنم که ما چه فلسفهای داریم؟اینکه با وجود بی پولی دنبال هزینه زیاد هستیم و میخواهیم با قیمتهای گزاف بازیکن بیاوریم. در این صورت حتما از تیممان قهرمانی میخواهیم اما چون فونداسیون درستی نداریم هر از گاهی باشگاه بالانس خود را از دست میدهد و اتفاقات تنش زایی به وجود خواهد آمد. مثلا در همین لیگ برتر خودمان میبینیم در یک باشگاه قبل از اینکه بخواهند روی یک مربی هزینه کنند دچار تنش میشوند و فلسفه خود را فراموش میکنند. اینها فقط دنبال این بودند که ببرند اما چون از فلسفه خودشان فاصله گرفتند به مشکل برخوردند و شعارها بعد از هدر دادن موقعیتها تغییر کرد و این فصل ندیدیم کسی آن شعارهای معروف که جزو فلسفه باشگاه بود را تکرار کند.

    داشتن فلسفه برای باشگاه از اهمیت زیادی برخوردار است اما از آن مهمتر این است که توازن و تعادل را فراموش نکنیم. مثلا فقط به اخلاق نپردازیم یا صرفا روی فیزیک، درآمدزایی، ساخت و ساز، روابط انسانی، اعتماد به نفس، مسائل خانوادگی و... نرویم. تمام اینها باید به صورت یکسان پیشرفت کند و به طور موازی جلو برود تا پیشرفت حاصل شود. پیشرفت هم فقط بردن نیست. پیشرفت مجموعهای از این مسائل است. حالا هرچه بیشتر، بهتر. این هم درست نیست که فقط روی اقتصاد تکیه کنیم و اگر فلسفه فقط مسائل اقتصادی باشد پیشرفتی حاصل نخواهد شد.

    روزی برای فرزندان خود تعریف میکردم که وقتی میخواستم به تمرین تیم بروم فقط دو تا بلیت اتوبوس داشتم برای اینکه بعد از مدرسه بروم سر تمرین و بعد از تمرین با اتوبوس برگردم. آن زمان تمرین ما در میدان آرژانتین برگزار میشد ما آن زمان با بچههای جوانان تمرین میکردیم و پولی هم نداشتیم. من به همراه جمشید شاه محمدی و دو سه نفر دیگر که بعدا به فوتبال ادامه ندادند مسیرمان یکی بود. ما با هم تا میدان انقلاب میآمدیم. شاه محمدی با اتوبوس میرفت خیابان مرتضوی و من هم پیاده میرفتم خیابان جمهوری. حتی بعضی وقتها که پول نداشتیم و بلیتی هم نبود تمام این مسیر را پیاده میآمدیم اما اینها را که برای بچه هایم تعریف میکنم برای آنها مثل یک افسانه میماند.

    اصلا نمیشد ما نرویم سر تمرین. اینکه راه دور بود، ناهار نخورده بودیم یا شب قبل از تمرین شام نخورده بودیم دلیلی نمیشد سر تمرین نرویم. ما فوتبال را به خاطر خود فوتبالدوست داشتیم نه اینکه به خاطر مسائل دیگر به فوتبال عشق بورزیم. البته که شهرت را همه دوست داشتند اما در تیمهایی مثل اکباتان یا نیروی زمینی که شهرتی هم نبود اینطور نبود که بگویند چون شهرتی هم در کار نیست سر تمرین نمیرویم. آنجا شهرتی نبود اما وقتی وارد پرسپولیس میشدی که آرزوی هر بازیکنی بود شهرت ات صدبرابر میشد. آن وقت شما اگر میبردی یا میباختی تاثیرش را در جامعه میدیدی. هیچ کس نمیتوانست در آپارتمان میلیاردی اش مخفی شود. هیچ کس نمیتوانست در ماشین میلیاردی اش مخفی شود. چون همه سر کار می رفتند نمیشد از جامعه فرار کرد. همه با وسایل نقلیه عمومی تردد میکردند و نمیشد از مردم فرار کرد. اشکها و رفتار مردم با نتایج ما گره خورده بود. از طرفی حتی لباس پوشیدن و مدل موی ما هم زیر ذره بین بود. خیلی خوب یادم میآید که همین آقای پروین مدل موی بازیکنان را کنترل میکرد. می گفت فلان مدل مو هم برای خودت خوب نیست هم برای تیم. آن زمان اگر اتفاقی برای یک بازیکن میافتاد باعث سرشکستگی کل باشگاه بود اما از سوی دیگر همه دست به دست هم میدادند تا مشکل آن فرد را حل کنند. الان اما ناهنجاریها خیلی زیاد شده و خیلی از این ناهنجاریها برای فوتبالیستها عادی شده است. هیچ کس هم دربارهاش صحبتی نمیکند. در صورتی که این ناهنجاریها باید در خانواده حل شود. شما باید بتوانید در داخل همین خانواده ناهنجاری را به هنجار تبدیل کنید تا تبدیل به آسیب اجتماعی نشود و کسی هم آسیب نبیند.

    من از سال 66 هر از گاهی با تیم بزرگسالان بازی میکردم. یادم میآید سال 68 اولین بازی فصل مان را مقابل آرارات انجام دادیم که بازی مساوی شد اما این نتیجه آنچنان روی من اثر گذاشت که دو روز از خانه بیرون نمیرفتم و مدام به این فکر میکردم که شاید من کارم یا وظیفهام در قبال این پیراهن را به درستی انجام نداده ام. واقعا کلافه بودم و حتی به تمرین هم نرفتم. آن زمان هم خبری از موبایل نبود و ارتباطی وجود نداشت. بعد که سر تمرین رفتم پروین گفت چرا تمرین نیامدی که گفتم رویم نمیشد. این فلسفه در کل باشگاه حاکم بود نه برای من بلکه برای بقیه هم همین مساله وجود داشت. این فلسفه درست بنا شده بود و نتیجه گرفتن در کنار حفظ هنجارهای اجتماعی برای بهتر زیستن تیمی قدرتمند را تشکیل داده بود که برای 10 سال قدرت اول فوتبال مملکت بود.

    الان هم هر تیمی بتواند این فاکتورها را پررنگ کند و عرق به پیراهن، عرق به باشگاه، به تک تک هواداران در سرلوحه کار باشد از خیلی از مسائلی که به تیم ضربه میزند دور خواهد شد. چه آن بازیکنانی که از تیمهای دیگر به پرسپولیس آمدهاند چه آنهایی که در این باشگاه پرورش یافتهاند با این فلسفه آشنا یا با آن تربیت میشوند. ما باید با همان افتخار و احترام گذشته زنگارها و زرق و برق را از فلسفه باشگاه مان پاک کنیم و پیشرفت را ببینیم و جلو برویم. الان آرسنال و یونایتد این کار را انجام میدهند. آنها به معنای واقعی حرفهای هستند، بسیار حرفهایتر از ما اما اینقدر استرسهای بیخودی آنها را درگیر نمیکند و گریبان شان را نمیگیرد. آنجا هر کسی مسوول کار خودش است و این نیست که چون باختهایم حتما داستانی وجود دارد. فلسفه آن باشگاهها براساس پیشرفت است و البته تاثیرات اجتماعی اش در نظر گرفته میشود.
    در دهه 60 و اوایل دهه 70 اگر اتفاقی برای بازیکنی میافتاد همه در آن شریک میشدند و همه به دنبال هم و با هم زندگی میکردند. هر کس کار شخصی خودش را داشت و البته فوتبالش را بازی میکرد. مثلا اگر کسی تاکسی داشت و آدم پولدارتری بود از اینکه کار شرافتمندانهای انجام بدهد و فوتبال هم بازی کند ابایی نداشت. مثلا مایلی کهن همزمان با حضور در پرسپولیس کارمند سازمان تربیت بدنی هم بود اما نمیگفت چون من در پرسپولیس بازی میکنم و آدم معروفی هستم نباید کار کنم. میخواهم بپرسم الان کدام یک از فوتبالیستهای ما کار میکنند؟همه میدانیم که بالاخره این فوتبال تمام میشود و هر چقدر هم که الان از نظر مالی قوی باشند شاید آخر سر سلامت به مقصد نرسند. زمان ما بازیکنانی بودند که شاید 10 یا 100 برابر ما از فوتبال پول درآوردند اما الان زندگی هایشان آنقدر روبراه نیست و در تنگنا قرار گرفتهاند به همین خاطر میگویم که فوتبالیست نباید تک بعدی جلو برود. اگر الان زیاد پول میگیری باید از خود رفتار مناسبی در جامعه بر جای بگذاری و باید خودت را با شرایط جامعه آداپته کنی. این فوتبال بالاخره تمام میشود و آن وقت باید مثل یک شهروند در اجتماع زندگی کنی. آن وقت این سوال پیش میآید که آیا این بازیکنان میتوانند در کنار مردم عادی زندگی کنند یا نه؟

    آن زمان محمد حسن انصاری فرد، فنونی زاده، قلیچ و... همه کار میکردند اما در زمان تمرین حتی محمود خوردبین هم میآمد با ما فوتبال بازی میکرد. در این فوتبال درون تیمی آنقدر گرم میشدیم و لذت میبردیم که حد نداشت. هیچ وقت هم کسی غیبت نمیکرد و این سوال برای خودمان هم پیش میآمد که چرا هیچ کس غیبت نمیکند؟دلیلش را میدانید؟چون تمرین انگیزه بود نه کار اجباری. ما فوتبال بازی میکردیم و کلی هم فشار وارد میکردیم اما لذت میبردیم. در تمرین خود پروین همیشه یک ساعت جلوتر از ما در محل تمرین بود و خیلیها زودتر به محل تمرین میرسیدند. این از عادت حرفهای نبود. همه میآمدند چون تمرین را دوست داشتند. آن وقت بود که میدانستیم اگر کسی دیر کرده حتما مشکلی برایش پیش آمده. من یک بار ماشین نداشتم و زود رفتم تا زود برسم به تمرین. 45 دقیقه قبل از تمرین به محل رسیدم اما دیدم پروین و خیلیهای دیگر زودتر از من به محل تمرین آمده اند. الان هم شاید این باشد اما از روی اجبار است نه علاقه. ما اینها را داشتهایم و الان هم انتظار نداریم تا دیدگاه هایمان پیشرفت کند و همین که برگردیم به گذشته کافی است.

    ما فوتبال بازی میکردیم و کلی هم فشار وارد میکردیم اما لذت میبردیم. در تمرین خود پروین همیشه یک ساعت جلوتر از ما در محل تمرین بود و خیلیها زودتر به محل تمرین میرسیدند. این از عادت حرفهای نبود. همه میآمدند چون تمرین را دوست داشتند. آن وقت بود که میدانستیم اگر کسی دیر کرده حتما مشکلی برایش پیش آمده. من یک بار ماشین نداشتم و زود رفتم تا زود برسم به تمرین. 45 دقیقه قبل از تمرین به محل رسیدم اما دیدم پروین و خیلیهای دیگر زودتر از من به محل تمرین آمده اند. الان هم شاید این باشد اما از روی اجبار است نه علاقه. ما اینها را داشتهایم و الان هم انتظار نداریم تا دیدگاه هایمان پیشرفت کند و همین که برگردیم به گذشته کافی است.

    داشتن فلسفه برای باشگاه از اهمیت زیادی برخوردار است اما از آن مهمتر این است که توازن و تعادل را فراموش نکنیم. مثلا فقط به اخلاق نپردازیم یا صرفا روی فیزیک، درآمدزایی، ساخت و ساز، روابط انسانی، اعتماد به نفس، مسائل خانوادگی و... نرویم. تمام اینها باید به صورت یکسان پیشرفت کند و به طور موازی جلو برود تا پیشرفت حاصل شود. پیشرفت هم فقط بردن نیست. پیشرفت مجموعهای از این مسائل است. حالا هرچه بیشتر، بهتر. این هم درست نیست که فقط روی اقتصاد تکیه کنیم و اگر فلسفه فقط مسائل اقتصادی باشد پیشرفتی حاصل نخواهد شد.


  2. 5 کاربر مقابل از UniQue عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Amir_Ali (3rd February 2014), M@HS@_Antikise6 (3rd February 2014), Raso8L (3rd February 2014), SALAMI-FC (3rd February 2014), مريم 9 (3rd February 2014)

  3. #2


    محل سکونت
    روسرکیسه کشای بدبخت
    نام واقعی
    mahsa
    استاتوس
    من پرسپولیس پرستم مرگ براستقلال وجوادنکونام
    شغل و حرفه
    رنگی کردن کیسه کشا
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    3,647
    تشکر
    1,737
    تشکر شده 5,477 بار در 2,026 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک
    حسش نیست
    میدونم یه روز میری تو اسمونا تاکه ثابت کنی به همه ی اونا که سری ازتمام دنیا...



    میگن دیوونه است
    اره دیوونه ام
    دیوونه ی پرسپولیس
    عاشقم عاشقی جرمه؟
    من متعصب ترین دختری ام که دیدین
    قرمزخونمه پرسپولیس جونمه
    مهدی تنها اسطوره ی من نیست شاهرگمه
    بازیکنام تنهابازیکنان سرخ پوش نیستن مثل خون تو رگمن
    افتخارمیکنم به داشتن بی انتهاترین عشق دنیاپرسپولیس






  4. کاربر مقابل از M@HS@_Antikise6 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    UniQue (3rd February 2014)

  5. #3


    محل سکونت
    شهر بهشت(مشهد)
    نام واقعی
    کیان
    استاتوس
    مسیر جاودانه
    شغل و حرفه
    EMS
    بازیکن محبوب
    karim bagheri
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,371
    تشکر
    4,870
    تشکر شده 2,872 بار در 636 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 4 تاپیک
    تو ورزش و مردم خوب حرف زد
    just for you




  6. کاربر مقابل از SALAMI-FC عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    UniQue (3rd February 2014)

  7. #4


    محل سکونت
    ...
    نام واقعی
    24 ابدی
    استاتوس
    24 ابدی
    شغل و حرفه
    .
    بازیکن محبوب
    Mahdi Mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | Germany
    نوشته ها
    7,935
    تشکر
    24,878
    تشکر شده 17,577 بار در 6,034 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 52 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط M@|-|$@_20 نمایش پست ها
    حسش نیست
    عاشق این راست گوییاتونم!!!


    خخخخخخخ


  8. کاربر مقابل از UniQue عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مريم 9 (3rd February 2014)

  9. #5


    محل سکونت
    ...
    نام واقعی
    24 ابدی
    استاتوس
    24 ابدی
    شغل و حرفه
    .
    بازیکن محبوب
    Mahdi Mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | Germany
    نوشته ها
    7,935
    تشکر
    24,878
    تشکر شده 17,577 بار در 6,034 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 52 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط M@|-|$@_20 نمایش پست ها
    حسش نیست
    عاشق این راست گوییاتونم!!!


    خخخخخخخ


  10. #6


    محل سکونت
    مشهد
    نام واقعی
    رسول
    استاتوس
    YAR
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,721
    تشکر
    3,879
    تشکر شده 1,649 بار در 876 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک
    حسین عبدی یادش بخیر
    اونوقتا با خودم میگفتم بازیکن از این بزرگتر نداریم که اینو کاپیتان گذاشتن
    اما کلا دوسش دارم






    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم وجوی شغالان نبود ابخورم



  11. کاربر مقابل از Raso8L عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    UniQue (3rd February 2014)

  12. #7


    محل سکونت
    محمودآباد قزوین
    نام واقعی
    سیداکبر حسینی
    استاتوس
    پرسپولیس زلزله
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    683
    تشکر
    376
    تشکر شده 537 بار در 310 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    کوتاه ؟


    همه شهـــــــــر میدونــــــــــــن



    پرســــــــــــــــپولیــ ـــــــــــس

    عشــــــــــــــــــق منـــــــــه



    وبلاگ مــــــــــــــــــــــــ ـــــن

    http://redman-54.blogfa.com/

  13. #8


    نام واقعی
    الناز
    استاتوس
    علـــــی کریمی
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    30
    تشکر
    0
    تشکر شده 20 بار در 13 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    بچه ها دیدین کیروش گفته علی کریمی بیاد تیم ملی؟

  14. #9


    محل سکونت
    tehran
    نام واقعی
    امیر علی
    استاتوس
    ! Clash On
    شغل و حرفه
    بیکار
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    2,000
    تشکر
    7,644
    تشکر شده 4,903 بار در 1,631 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 66 تاپیک
    حسین عبدی فامیلمونه
    داماد نوه ی دایی بزرگه مادربزرگم
    5 سال یه بار هم نمیبینمش


  15. #10


    محل سکونت
    دبي
    نام واقعی
    مريم
    استاتوس
    ReD 9
    شغل و حرفه
    در وزارت اقتصاد + درس ميخونم در The British university in Dubai
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    1,899
    تشکر
    2,737
    تشکر شده 4,443 بار در 1,865 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 46 تاپیک
    يادش بخير
    کاش به جای جدایی مردن بود ،


    چون مردن یک لحظه است

    و

    جدایی


    ذره ذره مردن .





  16. کاربر مقابل از مريم 9 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    UniQue (3rd February 2014)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا